Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
geraniol
الکل اشباع شده مایع و معطر
Other Matches
acetum
حل مواد معطر درمحلولی مرکب از اسید استیک و الکل و اب
soaks
بوسیله مایع اشباع شدن
soak
بوسیله مایع اشباع شدن
ether
مایع سبکی که ازتقطیر الکل و جوهرگوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکارمی رود
pascal's law
هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
l.l.c
liquid-liquidchromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
liquid liquid chromatography
کروماتوگرافی مایع- مایع
fragrant
معطر
odorant
معطر
sweet scented
معطر
sweet smelling
معطر
scented
معطر
essenced
معطر
aromatic
معطر
redolent
معطر
nuttiest
معطر دیوانه
nuttier
معطر دیوانه
nutty
معطر دیوانه
pekoe
چای معطر
perfumes
معطر کردن
perfume
معطر کردن
fragrances
چیز معطر
fragrance
چیز معطر
aromatization
معطر سازی
kissing comfit
شیرینی معطر
cologne
آبگونهی معطر
spicy
تند معطر
herbs
سبزیجات معطر
colognes
آبگونهی معطر
potherb
سبزیهای معطر خوراکی
bubble baths
وان پر کف و معطر شده
minting
شیرینی معطر با نعناع
mints
شیرینی معطر با نعناع
odorize
معطر و خوشبو ساختن
bubble bath
وان پر کف و معطر شده
mint
شیرینی معطر با نعناع
minted
شیرینی معطر با نعناع
salvolatile
محلول معطر اب امونیاک والکل
purl
ابجو دارای ادویه معطر
purls
ابجو دارای ادویه معطر
abelmosk
خطمی معطر مشک دانه
purling
ابجو دارای ادویه معطر
purled
ابجو دارای ادویه معطر
abelmusk
خطمی معطر مشک دانه
herb spice blend
آمیخته ای از ادویه و سبزیجات معطر
aromatherapy
معالجه توسط ماساژ با روغن معطر
mull
معطر کردن وبعمل اوردن مشروبات
thuja oil
روغن معطر برگ کاج خمرهای
root beers
مشروب شیرین معطر با ریشه گیاه
root beer
مشروب شیرین معطر با ریشه گیاه
pomatum
عطر مخصوص پمادموی سر پماد معطر
spikenard
روغن یامرهم معطر سنبل هندی
aromatherapist
معالجهگر که از ماساژ با روغنهای معطر استفاده میکند
bubble baths
مادهای معطر که در وان پر آب حمام میریزند و کف میکند
xylol
خا نوادهای ازهیدروکربنهای سمی و قابل اشتعال و معطر
bubble bath
مادهای معطر که در وان پر آب حمام میریزند و کف میکند
xylene
خا نوادهای ازهیدروکربنهای سمی و قابل اشتعال و معطر
labdanum
ماده معطر تلخی که از انواع لادن بدست میاید
concentrations
اشباع
suffusion
اشباع
saturated
اشباع
impregnation
اشباع
concentration
اشباع
satiation
اشباع
saturation
اشباع
spirit
الکل
spirit of wine
الکل
spirits of wine
الکل
spiriting
الکل
alcohol
الکل
water/alcohol
الکل
voltage saturation
اشباع اند
imbue
اشباع کردن
neural satiation
اشباع عصبی
magnetic saturation
اشباع مغناطیسی
saturate
اشباع کردن
imbuing
اشباع کردن
imbues
اشباع کردن
imbued
اشباع کردن
anode saturation
اشباع اند
current saturation
اشباع اند
plate saturation
اشباع اند
overfull employment
اشباع اشتغال
voltage saturation
اشباع ولتاژی
saturates
اشباع کردن
unsaturated
اشباع نشده
satiating
اشباع شدن
steepest
اشباع کردن
steep
اشباع کردن
imbibe
اشباع کردن
imbibed
اشباع کردن
magnetic saturation
اشباع اهن
imbibes
اشباع کردن
imbibing
اشباع کردن
satiates
اشباع شدن
satiated
اشباع شدن
satiate
اشباع شدن
saturates
اشباع شدن
unsaturate
اشباع نشده
saturating
اشباع کردن
saturating
اشباع شدن
sodden
اشباع شده
saturate
اشباع شدن
filament saturation
اشباع دمایی
saturation factor
ضریب اشباع
color saturation
اشباع رنگ
saturation state
رژیم اشباع
saturated zone
منطقه اشباع
degree of saturation
درجه اشباع
saturator
اشباع کننده
impregnant
اشباع شده
waterlogged
ازاب اشباع
saturant
اشباع شده
saturated
اشباع شده
filament saturation
اشباع افروزه
subsaturation
شبه اشباع
saturation capacity
گنجایش اشباع
temperature saturation
اشباع دمایی
zine of saturation
منطقه اشباع
pervasivenness
قوه اشباع
saturation current
جریان اشباع
satiable
اشباع شدنی
satiable
قابل اشباع
subsaturated
نزدیک به اشباع
saturable
اشباع شدنی
ingraft
اشباع کردن
trihydric alcohol
الکل چندعاملی
anhydrous alcohol
الکل مطلق
alcoholimeter
الکل سنج
glycol
الکل دهنی
alcoholmeter
الکل سنج
acetylenic alcohol
الکل استیلنی
acetylene alcohol
الکل استیلنی
methyl alcohol
الکل متیلیک
alcoholometer
الکل سنج
methanol
الکل متیلیک
secondary alcohol
الکل 2 درجه
grain alcohol
الکل خالص
absolute alcohol
الکل مطلق
dihydric alcohol
دی هیدرولیک الکل
spirituous
دارای الکل
methyle alcohol
الکل متیلیک
tertiary alcohol
الکل 3 درجه
monohydric alcohol
مونوهیدریک الکل
neutral spirits
الکل سفید
laced
الکل زده
rectified spirit
الکل دو تقطیری
amyl alcohol
الکل امیلیک
proof spirit
الکل خالص
primary alcohol
الکل 1 درجه
spiritous
الکل دار
spirit varnish
لاک الکل
denatured alcohol
الکل تقلیبی
alcoholysis
الکل کافت
hit the bottle
<idiom>
الکل نوشیدن
shellac solution
لاک الکل
ethyl alcohol
الکل معمولی
methyl alcohol
متیل الکل
ethyl alcohol
الکل اتیلیک
ethanol
الکل معمولی
ethanol
الکل اتیلیک
dihydric alcohol
الکل دوعاملی
polyalcohol
پلی الکل
wet one's whistle
<idiom>
نوشیدن الکل
varnishing
لاک الکل
lacquers
لاک الکل
varnishes
لاک الکل
varnished
لاک الکل
alcoholic
دارای الکل
varnish
لاک الکل
alcoholic
معتادبنوشیدن الکل
alcoholics
دارای الکل
alcoholics
معتادبنوشیدن الکل
lacquer
لاک الکل
on the wagon
<idiom>
الکل ننوشیدن
hit the sauce
<idiom>
الکل نوشیدن
alcohol-free
<adj.>
بدون الکل
wood spirit
الکل چوب
wood alcohol
الکل چوب
wood alcohol
الکل متانول
benzene
هیدروکربور معطر وبی رنگی بفرمول 6H6C که ازتقطیر قطران بدست میامد بنزین
indoctrinating
اغشتن اشباع کردن
collector saturation voltage
ولتاژ اشباع کلکتور
saturated air
هوای اشباع شده
suffuses
پوشاندن اشباع کردن
suffused
پوشاندن اشباع کردن
suffuse
پوشاندن اشباع کردن
pervasiveness
قوه سرایت یا اشباع
saturant
بحد اشباع رسیده
subsaturated
نیمه اشباع شده
saturated soil paste
خمیر خاک اشباع
saturated transistor
ترانزیستور اشباع شده
suffusing
پوشاندن اشباع کردن
unsaturate
ترکیب اشباع نشده
indoctrinate
اغشتن اشباع کردن
unsaturated
ترکیب اشباع نشده
chalk-line
[ریسمان اشباع شده با گچ]
under szturated rock
سنگ زیر اشباع
indoctrinated
اغشتن اشباع کردن
unsaturated fat
چربی اشباع نشده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com