English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (9 milliseconds)
English Persian
patron saint امام یا شخص مقدس حامی شخص
patron saints امام یا شخص مقدس حامی شخص
Other Matches
imam or imaum امام
spiritual leader امام
imam امام
halidom چیز مقدس جای مقدس
imam or imaum امام جماعت
friday prayer leader امام جمعه
occultation غیبت امام زمان
bulwark حامی
patrons حامی
bulwarks حامی
sponsor حامی
sponsoring حامی
sponsors حامی
abetter or abettor حامی
abetter حامی
upholders حامی
advocate حامی
supportive حامی
patron حامی
backers حامی
backer حامی
support r حامی
vindicator حامی
upholder حامی
sustentacular حامی
supportless بی حامی
patronless بی حامی
shields حامی
actor حامی
supporter حامی
supporters حامی
shield حامی
unbacked بی حامی
actors حامی
tribune حامی ملت
robin hood حامی ضعفا
partizan etc حامی طرفدارانه
protectors حامی سرپرست
factioneer هوادار حامی
patroness حامی مونث
nepotist حامی خویشاندان
sponsored حامی سرپرست
partizan etc هواخواه حامی
our esteemed patron حامی محترم ما
protector حامی سرپرست
sponsors التزام دهنده حامی
advocated طرفداری کردن حامی
tribuneship مقام حامی ملت
partisan حامی پیرو متعصب
booster حامی ترقی دهنده
partizan حامی پیرو متعصب
advocates طرفداری کردن حامی
advocating طرفداری کردن حامی
hamito semitic از نژاد حامی وسامی
sponsoring التزام دهنده حامی
sponsor التزام دهنده حامی
partisans حامی پیرو متعصب
boosters حامی ترقی دهنده
squirish سلحشور وار شبیه حامی زن
maecenas حامی و حافظ علم وادب
lar n در روم باستان نام یکی ازخدایان حامی خانه
prayerful مقدس
heavenly minded مقدس
holy مقدس
numinous مقدس
venerable مقدس
holiest مقدس
sanctimonious مقدس
hallowed مقدس
sanctified مقدس
sacred مقدس
inviolable مقدس
saints مقدس
sacrosanct مقدس
saint مقدس
saintly مقدس
holier مقدس
fiestas روز مقدس
Holy Weeks هفتهی مقدس
Holy Father پدر مقدس
sanctimoniousness مقدس نمایی
moralistic خشکه مقدس
SS مخفف مقدس
sacred books کتابهای مقدس
sacred places جاهای مقدس
sancify مقدس شمردن
Holy Writ کتاب مقدس
the holy کتاب مقدس
tartuffe خشکه مقدس
tartuffe مقدس ریایی
tartufe خشکه مقدس
tartufe مقدس ریایی
stoup قدح اب مقدس
st.michael پطرس مقدس
fiesta روز مقدس
Holy Week هفتهی مقدس
sanctimony مقدس نمایی
saint مقدس شمردن
sanctified airs مقدس نمایی
St مخفف مقدس
hallow مقدس کردن
the Holy Trinity تثلیت مقدس
holily بطور مقدس
hagiology ادبیات مقدس
Mashhad هر مقدس مشهد
relics اثار مقدس
sanctimonious مقدس نما
scripture کتاب مقدس
scriptures کتاب مقدس
holyday روز مقدس
relic اثار مقدس
dedication cross صلیب مقدس
halidome جای مقدس
saints مقدس شمردن
halidome چیز مقدس
shrine جای مقدس
Holly Sepulchre مقبره مقدس
shrines جای مقدس
sanctuaries جایگاه مقدس
innocent مبرا مقدس
sanctuary جایگاه مقدس
holy legislator شارع مقدس
biblical وابسته به کتاب مقدس
altar-table میز مقدس در کلیسا
biblical مطابق کتاب مقدس
anointment تقدیس با روغن مقدس
guaiacum عودالانبیاء درخت مقدس
sanctum قدس جایگاه مقدس
mitzvah حکم کتاب مقدس
pali زبان مقدس بودائیان
it say in the bible that در کتاب مقدس میگوید
mitsvot حکم کتاب مقدس
pontify خودرا مقدس نمودن
postil تفسیر کتاب مقدس
religiosity خشکه مقدس بودن
hermeneutic ایین تفسیرکتاب مقدس
bibliolatry پرستش کتاب مقدس
sacredly بطور مقدس یا محترم
feretory [صندوق آثار مقدس کلیسا]
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
People of the Book پیروان کتاب مقدس [ دین]
to مادریک کلمه مقدس است
vedic وابسته به وداکتاب مقدس هندو
buretto تنگ مخصوص شراب مقدس
lignum vitae درخت مقدس خشب الانبیاء
veda کتاب مقدس باستانی هند
martinmas جشن مارتین مقدس در 11نوامبر
apis گاو مقدس مصریان قدیم
midrash تفسیر کتاب مقدس یهود
bibles بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
scriptural مطابق متن کتاب مقدس
bible بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
hermeneutics علم یا ایین تفسیرکتاب مقدس
buret تنگ مخصوص شراب مقدس
it is said in the bible that در کتاب مقدس می گوید یامینویسد که
biblicism پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
i saw this p in the scripture این فقره را در کتاب مقدس دیدم
it say in the bible that درکتاب مقدس گفته شده است
lectionary ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
revised version ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
enshrine ضریح ساختن مقدس وگرامی داشتن
credence [قفسه یا میز در حرم مقدس کلیسا]
zion کوه مقدس اورشلیم قوم اسرائیل
vulgate نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
lector قاری کتاب مقدس در کلیسای کاتولیک
paradigm ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
reliquary فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
reliquaries فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
paradigms ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
franciscan وابسته بدسته راهبان فرقه فرانسیس مقدس
lower criticism انتقاد نسبت به مندرجات متن کتاب مقدس
scripturalism اعتقادبه نص کتاب مقدس دلبستگی بدلائل نقلی
futurism اعتقاد بوقوع پیشگوییهای کتاب مقدس عقیده به اخرت
pierian spring الهام بخش شعر وسخنوری چشمه مقدس شاعری
ampullae niche [طاقچه ای در کلیسا برای نگه داشتن ظروف آب مقدس]
inspirationist کسیکه کتاب مقدس را الهام خدابا وحی میداند
grey friar عضو جمعیت راهبان یادرویشان فرقه فرانسیس مقدس
bibles کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
Chrismon [حرف اول اسم مقدس از سه واژه ی یونانی به نام مسیح]
bible کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
altar of repose [طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
sangrail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
the Holy Grail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
fundamentalist کسیکه نسبت بکتاب مقدس واصول دین پروتستان طرفدارعقایدکهنه است
blue laws قوانینی که رقص و نمایش ومسابقات و حتی کار را در روز مقدس تحریم کند
isagogics گفتار در تاریخ ادبی کتاب مقدس و شرح گرداوری یاالهام شدن موادان
blue law قوانینی که رقص و نمایش ومسابقات و حتی کار را در روز مقدس تحریم کند
iconostasis [پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
methuselah " متوشالح " کاهن بزرگ یهود که بنابروایت کتاب مقدس 969 سال زندگی کرده
hagiology تاریخ مقدس تاریخ انبیاء
capitulary کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com