English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
salvage اموال نجات یافته از خطر
salvaged اموال نجات یافته از خطر
salvages اموال نجات یافته از خطر
salvaging اموال نجات یافته از خطر
Other Matches
community property اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
lifebuoys کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
lifebuoy کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
chattels اموال
cattles اموال
things اموال
personalty اموال شخصی
fungible اموال مثلی
personal property اموال شخصی
financial property اموال پولی
paraphernalia اموال شخصی زن
chattel اموال منقول
things in possession اموال عینی
users انتفاع از اموال
user انتفاع از اموال
tangible property اموال عینی
tangible property اموال ملموس
assets مال و اموال
installation property اموال قسمت
class i property اموال طبقه 1
property officer افسر اموال
class ii property اموال طبقه 2
real property اموال غیرمنقول
property voucher سند اموال
capital assets اموال سرمایهای
property book دفتر اموال
separate estate اموال شخصی زن
distrain ضبط اموال
distraint توقیف اموال
things in action اموال دینی
post property اموال پادگانی
post property اموال پادگان
inventory صورت اموال
state property اموال عمومی
stolen goods اموال مسروقه
real estate broker دلال اموال غیرمنقول
priceable things اموال یا اشیا قیمتی
inventory فهرست اموال سیاهه
property officer افسر ذیحساب اموال
replaceable thing اموال یا اشیا مثلی
property of unknown ownership اموال مجهول المالک
sequestration حکم توقیف اموال
offences against property جرائم بر علیه اموال
article of roup اموال مورد حراج
fisc اموال ضبط شده
goods and chattels اموال و دارائیهای منقول
goods of perishable nature اموال سریع الفساد
jus disponendi حق واگذار کردن اموال
appropriation bill صورت ضبط اموال
grand larceny سرقت اموال پرقیمت
contrabanded goods اموال و اشیا قاچاق
fixed property اموال غیر منقول
safeguarded مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguard مامور حفافت پرسنل و یا اموال
conclearer of stolen goods مخفی کننده اموال مسروقه
safeguards مامور حفافت پرسنل و یا اموال
jus postliminii حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
safeguarding مامور حفافت پرسنل و یا اموال
accountable property officer's bond دفتر افسر ذیحساب اموال
foreign توقیف اموال مدیون خارجی
foreign توقیف اموال مدیون غایب
letters of marque حکم ضبط اموال بیگانگان
wear and tear از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
misappropriation of public property تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
waveson اموال اب اورده بعد از غرق کشتی
occupancy تملک اموال بلا صاحب متصرف
proponents مقام مسئول اموال یا اجرای کار
real action دعوی راجع به اموال غیر منقول
proponent مقام مسئول اموال یا اجرای کار
angary حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف
property disposition ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
hotchpot سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
conscription of wealth مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
praemunire حکم توقیف وضبط اموال یاغیان ومتمردین
receiver خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
ransom وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
garnishment اخطاری که به شخصی که اموال دیگری در ید او توقیف شده است
receivers خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
ransoms وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
findings یافته
finding یافته
eminent domain قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
elegit حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
due out خاتمه یافته
full fledged تکامل یافته
endrgized انرژی یافته
instinct with life روح یافته
depauperate تقلیل یافته
full-fledged تکامل یافته
allocated اختصاص یافته
done وقوع یافته
extended تمدید یافته
mature economy تکامل یافته
linked پیوند یافته
abroad گسترش یافته
past پایان یافته
generalized تعمیم یافته
deployed گسترش یافته
nee تولد یافته
organized سازمان یافته
expanded بسط یافته
tuned وفق یافته
porrect بسط یافته
transferred انتقال یافته
downfallen زوال یافته
awakened اگاهی یافته
instinct with force نیرو یافته
wany کاهش یافته
matched تطبیق یافته
glorified تجلیل یافته
structured ساخت یافته
transmissive انتقال یافته
applied <adj.> <past-p.> گسترش یافته
appointed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
deployed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
waney کاهش یافته
nascent پیدایش یافته
installed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
inserted <adj.> <past-p.> گسترش یافته
escape line خط نجات
rescue نجات
livery نجات
liberation نجات
rescued نجات
salvation نجات
rescuing نجات
life vest کت نجات
rescues نجات
life jacket کت نجات
safety نجات
liveries نجات
pound محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
developed contries ممالک توسعه یافته
centralized design طراحی تمرکز یافته
inning زمین باز یافته
contd مخفف ادامه یافته
diminished : تقلیل یافته کاسته
bimanual بادودست انجام یافته
generalized routine روال تعمیم یافته
endarch از مرکزبخارج امتداد یافته
extended memory حافظه توسعه یافته
extended precision دقت توسعه یافته
diminished [قوس تقلیل یافته]
formatted display نمایش شکل یافته
generalized force نیروی تعمیم یافته
development system سیستم توسعه یافته
elaborated code رمز بسط یافته
allopatric بتنهایی وقوع یافته
generalized coordinates مختصات تعمیم یافته
organizing بازار سازمان یافته
sort merge program پردازش تعمیم یافته
systematized delusions هذیانهای نظام یافته
organize بازار سازمان یافته
linked subroutine زیربرنامه پیوند یافته
mature economy اقتصاد رشد یافته
reborn تولد تازه یافته
finds چیز یافته مکشوف
organises بازار سازمان یافته
find چیز یافته مکشوف
organising بازار سازمان یافته
structured design طراحی ساختار یافته
structured walkthroughs بررسیهای ساخت یافته
organizes بازار سازمان یافته
mature soil خاک تکامل یافته
twice born تولدتازه روحانی یافته
redivivus تولد تازه یافته
reduced form فرم تقلیل یافته
reduced mass جرم کاهش یافته
organized market بازار سازمان یافته
structured english انگلیسی ساخت یافته
parachut چتر نجات
life boat کرجی نجات
salvable نجات یافتنی
survival pack بسته نجات
life buoy بویه نجات
savior نجات دهنده
parachute چتر نجات
refugee relief نجات پناهندگان
rescue basket زنبیل نجات
safety boat قایق نجات
plane guard ناو نجات
life float قایق نجات
plane guard ناوگارد نجات
rescue operation عملیات نجات
deep submergence زیردریایی نجات
crash boat قایق نجات
salvageable قابل نجات
life raft قایق نجات
life net تور نجات
life line بند نجات
life boad قایق نجات
life buoy حلقه نجات
life line طناب نجات
lifebelts کمربند نجات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com