Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
liquid ammonia
امونیاک مایع
Other Matches
ammoniate
با امونیاک ترکیب کردن تحت تاثیر امونیاک قرار دادن تبدیل بامونیاک کردن
pascal's law
هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
l.l.c
liquid-liquidchromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
ammoniac
امونیاک
ammonium
امونیاک
ammonia
امونیاک
sal ammoniac
نمک امونیاک
ammino
مربوط به امونیاک
ammino
منسوب به امونیاک
ammoniation
ترکیب با امونیاک
ammonium chloride
کلرور امونیاک
ammonium picrate
پیکرات امونیاک
ammonia
محلول امونیاک
ammonia
محلول یا بخار امونیاک
ammonial canister
فرف حاوی امونیاک
salvolatile
محلول معطر اب امونیاک والکل
liquid liquid chromatography
کروماتوگرافی مایع- مایع
liquids
مایع
liquid
مایع
aneroid
بی مایع
fulidal
مایع
liquid/gas separator
مایع
steepest
مایع
steep
مایع
waters
مایع
watering
مایع
watered
مایع
anti icing fluid
مایع ضد یخ
fluidal
مایع
water
مایع
liquefaction
تبدیل به مایع
cryogenic liquid
مایع سرمازا
grume
مایع چسبناک
deicer
مایع ضدیخ
furfuraldehyde
مایع الدئیدی
liquefaction
مایع شدن
cutback bitumen
قیر مایع
developer liquid
مایع فهور
liquid fuel
سوخت مایع
battery liquid
مایع باتری
liquid hydrogen
هیدروژن مایع
liquid hydrates
مایع هیدراتها
antidim
مایع ضد تشکیل مه
liquefied gas
گاز مایع
liquid gas
گاز مایع
liquescence
مایع شدگی
liquescent
مایع شونده
liquid air
هوای مایع
liquefacient
مایع کننده
anti detonant
مایع ضد بدسوزی
liquid glass
شیشه مایع
liquid exygen
اکسیژن مایع
liquid propellant
خرج مایع
semiliquid
مایع غلیظ
semiliquid
مایع چسبنده
silicate of soda
شیشه مایع
sodium metasilicate
شیشه مایع
sodium silicate
شیشه مایع
soluble glass
شیشه مایع
spinal fluid
مایع نخاعی
subaqueous
زیر مایع
vitrous humor
مایع زجاجیه
water glass
شیشه مایع
liquid foundation
کرم مایع
dissolving
<adj.>
مایع محلل
semiliquid
نیمه مایع
semifluid
نیم مایع
sealing liquid
مایع اب بندی
liquid nitrogen
نیتروژن مایع
liquid oxygen
اکسیژن مایع
liquid propellant
سوخت مایع
liquid soap
صابون مایع
liquid state
حالت مایع
liquidity index
اندیس مایع
liquidly
بشکل مایع
liquified petroleum gas
گاز مایع
lox
اکسیژن مایع
mercury pool tube
لامپ مایع
pool cathode tube
لامپ مایع
pool tube
لامپ مایع
out back
چسب مایع
paraffin oil
پارافین مایع
pool cathode
کاتد مایع
pool rectifier
لامپ مایع
resolvent
<adj.>
مایع محلل
solvent
<adj.>
مایع محلل
solvents
مایع محلل
glue
چسب مایع
glueing
چسب مایع
glues
چسب مایع
gluing
چسب مایع
sops
غذای مایع
liquid crystals
کریستال مایع
fluids
مایع متحرک
fluid
مایع متحرک
liquid crystal
کریستال مایع
sop
غذای مایع
condensation
مایع کردن
absorption liquid
مایع جذب
liquidised
بصورت مایع دراوردن
liquidises
بصورت مایع دراوردن
fluidization
تبدیل به مایع شدن
l.n.g
گاز مایع طبیعی
liquid measure
مقیاس حجم مایع
liquidising
بصورت مایع دراوردن
liquefacient
مایع ترشح کننده
condensation
مایع کردن گاز
liquidize
بصورت مایع دراوردن
liquified natural gas
گاز مایع طبیعی
liquidized
بصورت مایع دراوردن
liquefiable
قابل تبدیل به مایع
liquidizing
بصورت مایع دراوردن
liquid air
هوای مایع شده
liquid air container
مخزن هوای مایع
liquidizes
بصورت مایع دراوردن
liquid membrance electrode
الکترود مایع غشایی
electrolyte
مایع کار الکترولیت
supercooled liquid
مایع ابر سرد
dunk
در مایع فرو کردن
dunked
در مایع فرو کردن
dunks
در مایع فرو کردن
sealing compound
مایع درز بند
eyewash
مایع چشم شویی
superheated liquid
مایع ابر گرم
rapid curing cutback
قیر مایع زودگیر
out back
مایع روان شده
to strain a liquid
صاف کردن یک مایع
slow curing cutback
قیر مایع دیرگیر
liquid rocket
راکت سوخت مایع
dunking
در مایع فرو کردن
liquid propellant
سوخت مایع موشک
liquid propellant
خرج پرتاب مایع
electrolytes
مایع کار الکترولیت
soldering fluid
مایع لحیم کاری
coolants
مایع داخل رادیاتور
coolant
مایع داخل رادیاتور
gas liquid partitions chromatography
کروماتوگرافی گاز- مایع
gas liquid chromatography
کروماتوگرافی مایع گاز
coolant
مایع سرد کننده
fluidize
تبدیل به مایع کردن
flammable liquid
مایع اشتعال پذیر
filtrate
مایع زیر صافی
filtrate
مایع تصفیه شده
diergolic
خرج مایع پایدار
cn solution
گازاشک اور مایع
diergolic
سوخت مایع ثابت
coolants
مایع سرد کننده
cerebro spinal fluid
مایع مغزی- نخاعی
hypergol
مایع قابل اشتعال
csf
مایع مغزی- نخاعی
ascites
جمع شدن مایع در شکم
LCD
صفحه نمایش کریستال مایع
soak
بوسیله مایع اشباع شدن
solgel
نیمی مایع ونیمی ژلاتینی
desorption
جدا کردن گاز از مایع
liquify
گداختن تبدیل به مایع کردن
soaks
بوسیله مایع اشباع شدن
liquidates
از بین بردن مایع کردن
liquidated
از بین بردن مایع کردن
thief sample
نمونه مایع مخزن ناو
liquidate
از بین بردن مایع کردن
regenerative cooling
استفاده از سرمای مایع ورودی
liquidating
از بین بردن مایع کردن
reflux
جریان برگشت مایع برگردان
grid pool tube
لامپ مایع شبکه دار
hydrocephalus
ازدیاد غیر عادی مایع
cavitation
ایجاد حبابهای داخل یک مایع
liquefied
گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefies
گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefy
گداختن تبدیل به مایع کردن
hydrothorax
تجمع مایع در حفره جنب
liquefying
گداختن تبدیل به مایع کردن
hydrocephaly
ازدیاد غیر عادی مایع
spittle
مایع مترشحه از غدد بزاقی تف
eutectic change
تبدیل مایع به جسم جامدزودگداز
dip
فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
fluidic
مایع مانند جسم سیال یامایع
ullage
حجم بالای سطح مایع تانک
pyridine
قلیای مایع بیرنگ وازت دار
dips
فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
geraniol
الکل اشباع شده مایع و معطر
g.l.c.
gas-liquidchromatography کروماتوگرافی گاز- مایع
spread
[منتشر کردن مایع روی سطح]
pint
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
oleate
نمک الی اسید اولئیک مایع روغنی
inks
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
ink
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
octane
هیدروکربنهای مایع و پارافینی ایزومریک بفرومول 81H8C
pints
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
consolute
ترکیبی از دو یا چند مایع که بر هر نسبتی در یکدیگر حل شوند
aerosol
تعلیق مایع یا جسم بصورت گرد و گاز در هوا
aerosols
تعلیق مایع یا جسم بصورت گرد و گاز در هوا
aftershave
[مایع خوشبویی که مردان بعد از اصلاح به صورت می زنند.]
soakage
مقدار مایع جذب شده بوسیله خیس خوری
memiscus
زاویه تماس بین سطح مایع وجدار فرف
liquid crystal displays
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
electrophoresis
حرکت ذرات معلق مایع بوسیله نیروی برق
cryogenic liquid
گاز مایع شده در درجه حرارت خیلی پایین
fluid dram
واحد سنجش مایعات برابر با8/1 اونس مایع
cleans
مایع یا پارچهای که کثیفی را از صفحه VDU پاک کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com