Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
twenty four hour charge rate
امپر مجاز باتری
Other Matches
NiCad
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که با باتری Nimh جایگزین شده است
to jump-start an engine
موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
booster cable
[jumper cable]
کابل باتری به باتری
[اتومبیل رانی ]
piggyback
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggybacks
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
legit
نمایش مجاز تاتر مجاز
NiMH
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
visiting correspondent
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
amp
امپر
deka ampere
ده امپر
amps
امپر
ampere
امپر
ampere foot
امپر- پا
kiloampere
کیلو امپر
ampere hour
امپر- ساعت
ampere hour
امپر ساعت
current meter
امپر متر
deci ampere
دهم امپر
laplace law
قانون امپر
v.a.
ولت امپر
ampere law
قانون امپر
milliampere
یک هزارم امپر
centiampere
سانتی امپر
starting current
امپر استارت
ampere minute
امپر- دقیقه
ampere second
امپر- ثانیه
ampere turn
امپر- دور
milliampere
میلی امپر
constant current regulator
تنظیم با امپر ثابت
constant current generator
مولد با امپر ثابت
constant amperage regulation
تنظیم با امپر ثابت
constant current motor
موتور با امپر ثابت
hot wire meter
امپر سنج حرارتی
ampere hour meter
امپر- ساعت سنج
ampere hour meter regulation
تنظیم امپر- ساعت سنج
reactive volt ampere hour meter
کنتور ولت- امپر- ساعت- راکتیو
volt ampere
اندازه گیری نیروی برق برحسب ولتاژ و امپر
authorized level of organization
سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
amperage
شدت جریان برق میزان نیروی برق برحسب امپر
battery charging rectifier
باتری پر کن
h.t. battery
باتری ب
battery copper
مس باتری
c battey
باتری سی
battery
باتری
heater battery
باتری ا
battery charger
باتری پر کن
batteries
باتری
battery water
اب باتری
chargers
باتری پر کن
charger
باتری پر کن
b battery
باتری ب
h.b. battery
باتری ا
storage cell
باتری
filament battery
باتری ا
battery electrode
الکترود باتری
battery discharger
باتری خالی کن
battery cradle
کلاف باتری
batterty cover
سرپوش باتری
discharger for battery
باتری خالی کن
battery current
برق باتری
stand by battery
باتری یدکی
storage cell
پیل باتری
storage battery
باتری انبارهای
storage battery
باتری بارشدنی
battery charging rheostat
رئوستای باتری پر کن
starting battery
باتری استارت
standby battery
باتری اضطراری
battery charging plug
دو شاخه باتری پر کن
automobile battery
باتری اتومبیل
alkaline battery
باتری قلیایی
battery box
جعبه باتری
battery ammeter
امپرسنج باتری
battery acid
اسید باتری
acummulator battery
باتری بارشدنی
rechargeable battery
باتری بارشدنی
air cell a battery
باتری رادیو
pillar post of battery
ستون باتری
plante cell
باتری پلانته
secondary battery
پیل باتری
battery capacity
فرفیت باتری
battery charging cable
کابل باتری پر کن
secondary cell
پیل باتری
battery cell
پیل باتری
battery case
جعبه باتری
battery carrier
شاسی باتری
battery carbon
زغال باتری
secondary battery
باتری بارشدنی
b. eliminator
جانشین باتری ب
battery electrolyte
الکترولیت باتری
sediment
درد باتری
dry storage battery
باتری ژلاتینی
dry battery
باتری خشک
gelatine battery
باتری ژلاتینی
polarization
پلاریزاسیون باتری
cell cover
درپوش باتری
burning rack
قاب باتری
battery voltage
ولتاژ باتری
battery vise
گیره باتری
battery turntable
میز باتری
edison
باتری ادیسن
floating battery
باتری ذخیره
sediments
درد باتری
lighting battery
باتری روشنایی
impurities in battery
ناخالصیهای باتری
ignition battery
باتری استارت
grid of a battery
شبکه باتری
gravity battery
باتری وزنی
gelatine battery
باتری خشک
nickel iron battery
باتری ادیسن
battery terminal
قطب باتری
battery solution
محلول باتری
battery plate
صفحه باتری
battery liquid
الکترولیت باتری
hold down for batteryseparator
میانگیردار باتری
battery liquid
مایع باتری
battery jar
فرف باتری
isolator for battery plate
لایی باتری
voltaic battery
باتری ولتایی
battery isolator
لایی باتری
battery insulator
عایق باتری
battery insulator
میانگیر باتری
battery mounting
پایه باتری
battery receiver
رادیو باتری
battery hold down
میانگیردار باتری
battery syringe
سرنگ باتری
battery filler
سرنگ باتری
battery paint
رنگ باتری
solution of battery
الکترولیت باتری
battery oven
کوره باتری
battery polarization
قطبش باتری
group of battery plates
دسته صفحات باتری
area of battery plate
سطح صفحه باتری
local action
تخلیه موضعی باتری
lead acid battery
باتری سرب- اسید
hardened battery plate
صفحه باتری سخت
battery hydrometer
چگالی سنج باتری
heater battery
باتری گرم کننده
idle voltage of battery
ولتاژ هرز باتری
cementation
سیمانی شدن باتری
plunge battery
باتری با الکترد شناور
plate puller
انبر صفحه باتری
nickel iron battery
باتری نیکل-اهن
battery resistance
مقدار مقاومت باتری
carbon battery plate
صفحه باتری کربنی
cell connector
رابط پیل باتری
cell tester
ولت سنج باتری
closed circuit battery
باتری با مدار بسته
cutout relay
رله باتری پرکن
overfilling of battery
سرشار کردن باتری
dry storage battery
باتری انبارهای خشک
faure plate
صفحه باتری خمیری
pasted plate
صفحه باتری خمیری
battery steamer
کوره باتری بخاری
battery connector
رابط پیل باتری
plante battery plate
صفحه باتری پلانته
battery jar spacer
لایی فرف باتری
plate press
پرس صفحه باتری
battery still
دیگ تقطیر باتری
ampere hour efficiency of storage batter
بازده باتری انبارهای
thin plate battery
باتری صفحه نازک
battery
که یک باتری پشتیبان دارد
universal receiver
رادیو برق و باتری
separator
میان گیر باتری
back
که یک باتری پشتیبان دارد
discharge
خالی کردن باتری
shedding of battery plate
ریزش صفحه باتری
train lighting battery
باتری روشنایی ترن
overdischarge of battery
تخلیه فرساینده باتری
porosity of battery plate
تخلخل صفحه باتری
batteries
که یک باتری پشتیبان دارد
to charge the battery
باتری را بار کردن
backs
که یک باتری پشتیبان دارد
reversed battery plate
صفحه باتری معکوس
lawful
مجاز
tropologic
مجاز
permitted
مجاز
toluene
حد مجاز
legal
مجاز
admissible
مجاز
licensed
مجاز
metonymy
مجاز
certified
مجاز
permissible
مجاز
allowed
مجاز
authorised
مجاز
commissioned
مجاز
licensable
مجاز
allowable
مجاز
permissive
مجاز
rated
مجاز
authorized
مجاز
admittable
مجاز
admissibll
مجاز
authorrized
مجاز
at liberty
مجاز
forming of battery plates
اماده سازی صفحات باتری
The battery is dead.
باتری خالی شده است.
power pack
باتری
[مهندسی برق یا الکترونیک]
total discharge
تخلیه الکتریکی عمیق
[در باتری]
replenishes
شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com