Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
impossible
امکان نا پذیر نشدنی
Other Matches
incorruptible
فساد نا پذیر منحرف نشدنی
inexhaustible
پایان نا پذیر تهی نشدنی
incompressible
فشار نا پذیر خلاصه نشدنی
impossibility
عدم امکان کار نشدنی
makeable
<adj.>
امکان پذیر
achievable
<adj.>
امکان پذیر
makable
[spv. makeable]
<adj.>
امکان پذیر
manageable
<adj.>
امکان پذیر
feasible
<adj.>
امکان پذیر
doable
<adj.>
امکان پذیر
contrivable
<adj.>
امکان پذیر
conceivable
امکان پذیر
workable
<adj.>
امکان پذیر
makable
<adj.>
امکان پذیر
practicable
<adj.>
امکان پذیر
possible
[doable, feasible]
<adj.>
امکان پذیر
executable
<adj.>
امکان پذیر
feasible
امکان پذیر میسر
to throw open the door to
امکان پذیر کردن
as may be the case
<adv.>
بطور امکان پذیر
possible
امکان پذیر میسر
conceivably
<adv.>
بطور امکان پذیر
contingently
<adv.>
بطور امکان پذیر
possibly
<adv.>
بطور امکان پذیر
conceivably
بطور امکان پذیر
as little as possible
اینقدر کم که امکان پذیر باشد
to be at full stretch
تا اندازه امکان پذیر کشیده شده بودن
to make every effort
تک و پوی زدن
[به هر دری زدن]
تا آنجا که امکان پذیر باشد
insupressive
پامال نشدنی موقوف نشدنی
unappeasable
اقناع نشدنی راضی نشدنی
incondensable
خلاصه نشدنی تغلیظ نشدنی
inconsumable
سوخته نشدنی تمام نشدنی
incorrodible
خورده نشدنی سائیده نشدنی
slutsky theorem
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
edlin
در DOS-MS امکان سیستمی که به کاربر امکان می ددهد تغییرات را خط به خط در هر لحظه بر فایل اعمال کند
scheduler
امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
educatable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
educable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
ascendible
تفوق پذیر فراز پذیر
ascendable
تفوق پذیر فراز پذیر
mixable
امیزش پذیر امتزاج پذیر
reparable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
repairable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
Windows Explorer
امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
Winsock
امکان نرم افزاری برای کنترل مودم هنگام اتصال به اینترنت تحت DOS-MS یا ویندوز که به کامپیوتر امکان ارتباط تحت پروتکل TCP/IP میدهد
adaptable organism
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
window
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
fire capabilities
چارت امکان تیر توپخانه نمودار امکان تیر یکانهای توپخانه
inductile
خم نشدنی
infeasible
نشدنی
inextricable
حل نشدنی
indiminishable
کم نشدنی
impractical
نشدنی
insolvable
حل نشدنی
impracticable
<adj.>
نشدنی
indissoluble
اب نشدنی
insoluble
حل نشدنی
irresolvable
حل نشدنی
indissoluble
حل نشدنی
impalpability
حس نشدنی
inexecutable
<adj.>
نشدنی
unfeasible
<adj.>
نشدنی
irresoluble
اب نشدنی
indiscernible
دیده نشدنی
inexhaustibility
تهی نشدنی
inextinguishable
خاموش نشدنی
irrepressible
مطیع نشدنی
irrepressible
خوابانده نشدنی
nonrecurring
تجدید نشدنی
non-starter
کار نشدنی
non-starters
کار نشدنی
of proof
سوراخ نشدنی
haunting
فراموش نشدنی
inexecutable
اجرا نشدنی
insolubility
حل نشدنی ناگذاری
ineligible
شامل نشدنی
indomitable
رام نشدنی
invisible
دیده نشدنی
quenchless
خاموش نشدنی
inseparable
جدا نشدنی
incalculable
شمرده نشدنی
infintesimal
جزخرد نشدنی
imperceptible
دیده نشدنی
insuppresible
موقوف نشدنی
irrefragable
تسلیم نشدنی
intractile
کشیده نشدنی
invictive
مغلوب نشدنی
irresoluble
رها نشدنی ول
irremovable
معزول نشدنی
irradicable
ریشه کن نشدنی
unerring
اشتباه نشدنی
insolubly
بطور حل نشدنی
irresuscitable
زنده نشدنی
insatiability
اقناع نشدنی
next to impossible
تقریبا نشدنی
infrangible
خرد نشدنی
infusible
گداخته نشدنی
never to be forgotten
فراموش نشدنی
inapplicable
اجرا نشدنی
never say die
رام نشدنی
unflappable
مایوس نشدنی
irretractile
جمع نشدنی
irrelievable
رها نشدنی
ineffaceable
پاک نشدنی
indefinably
توصیف نشدنی
implacability
نرم نشدنی
insatiate
سیر نشدنی
insatiably
سیر نشدنی
insatiable
سیر نشدنی
unforgettable
فراموش نشدنی
imperishable
فاسد نشدنی
impenetrable
داخل نشدنی
imperforable
سوراخ نشدنی
impracticable
اجراء نشدنی
unprintable
چاپ نشدنی
invincible
مغلوب نشدنی
impierceable
سوراخ نشدنی
impalpable
لمس نشدنی
indefectible
خراب نشدنی
implacability
ارام نشدنی
impregnability
تسخیر نشدنی
tameless
رام نشدنی
indefinable
توصیف نشدنی
indefatigable
خسته نشدنی
ineradicable
قلع نشدنی
ineradicable
ریشه کن نشدنی
unrelenting
تسلیم نشدنی
incorruptible
فاسد نشدنی
inexorable
تسلیم نشدنی
inexorable
نرم نشدنی
intractable
رام نشدنی
unmanageable
رام نشدنی
insurmountable
بر طرف نشدنی
inexecutable
<adj.>
انجام نشدنی
unfeasible
<adj.>
انجام نشدنی
inapproachable
نزدیک نشدنی
indocile
رام نشدنی
inviolate
غصب نشدنی
inconvincible
ملزم نشدنی
indeclinable
صرف نشدنی
impracticable
<adj.>
انجام نشدنی
indefeasibility
الغاء نشدنی
indefeasible
الغاء نشدنی
illegibility
خوانده نشدنی
indigestive
هضم نشدنی
indelible
پاک نشدنی
an impossible act
کار نشدنی
an inflexible rod of iron
میل خم نشدنی
indistributable
تقسیم نشدنی
immiscible
مخلوط نشدنی
immiscible
امیخته نشدنی
inconvincible
متقاعد نشدنی
inburnt
پاک نشدنی
insoluble
ماده حل نشدنی
unfailing
تمام نشدنی
indecomposable
فاسد نشدنی
incodensable
منقبض نشدنی
incognizable
شناخته نشدنی
incommutable
سبک نشدنی
impenetrable
سوراخ نشدنی
incompressible
فشرده نشدنی
indissoluble
منحل نشدنی ماندگار
noninterchanging states
حالتهای تعویض نشدنی
nonperishable items
اقلام فاسد نشدنی
irreducible
ناکاستنی ساده نشدنی
unmanagesble
رام نشدنی شرور
immiscibility
حالت مخلوط نشدنی
inalienable
محروم نشدنی لایتجزا
prohibited risk
خطر بیمه نشدنی
unequivocally
صریح اشتباه نشدنی
impregnability
استواری ابستن نشدنی
irreconcilable
جور نشدنی ناسازگار
illimitable
نامحدود محدود نشدنی
unequivocal
صریح اشتباه نشدنی
an inseparable prefix
سر واژه جدا نشدنی
unrelenting
بیرحم نرم نشدنی
irrecoverably
بطور وصول نشدنی
indissolubly
بطور منحل نشدنی
ireversible
دگرگون نشدنی بر نگشتنی
indelibility
پاک نشدنی بودن
inextinguishably
بطور خاموش نشدنی
indelible
محو نشدنی ماندگار
intractably
بطور رام نشدنی
insuppresible
نخواباندنی پامال نشدنی
infintesimal
کوچک خرد نشدنی
irredeemable
باز خرید نشدنی
irremovable
برداشته نشدنی ثابت
indomitably
بطور رام نشدنی
nonerasable storage
حافظه پاک نشدنی
nonerasable storage
انباره پاک نشدنی
incalculably
بطور شمرده نشدنی
ineffaceable
محو نشدنی ماندگار
ineffaceably
بطور پاک نشدنی
indelibly
بطور پاک نشدنی
inseparably
بطور جدا نشدنی
inexcitable
دیر غضب تهیج نشدنی
unbeatable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
weatherproof
خراب نشدنی در اثر هوا
infeasible
غیر عملی اجراء نشدنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com