English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (6 milliseconds)
English Persian
practical entropy انتروپی جزیی
Other Matches
tincture اثر جزیی رنگ جزیی
tinctures اثر جزیی رنگ جزیی
entropy انتروپی
isentropic process فرایند هم انتروپی
parctical entropy انتروپی مجازی
virtual entropy انتروپی مجازی
molar entropy انتروپی مولی
molar entropy of vaporization انتروپی مولی تبخیر
absolute zero entropy انتروپی در صفر مطلق انتروپی صفر مطلق
molar entropy of fusion انتروپی مولی ذوب
isentropic بدون تغییر انتروپی
minor جزیی
two bit جزیی
tripartite سه جزیی
small جزیی
smaller جزیی
smallest جزیی
triaxial سه جزیی
triplet سه جزیی
vain جزیی
two-bit جزیی
Apart of the whole. جزیی از کل
triploid سه جزیی
triplex سه جزیی
meaner جزیی
trivial جزیی
triple سه جزیی
tripled سه جزیی
triples سه جزیی
trimerous سه جزیی
mean جزیی
meanest جزیی
trifid سه جزیی
trifler جزیی
partial جزیی
tripling سه جزیی
partial charge بار جزیی
partial ionization یونش جزیی
part plan نقشه جزیی
partial loss خسارت جزیی
tetramerous چهار جزیی
tinct اثریارنگ جزیی
single component gases گازهای تک جزیی
tetrastichous چهار جزیی
partial volume حجم جزیی
partial view نمای جزیی
partial mobilization بسیج جزیی
partial pressure فشار جزیی
one component system سیستم یک جزیی
mean جزیی ناچیز
tinge رنگ جزیی
tinges رنگ جزیی
trifle چیز جزیی
tinctures طعم جزیی
tincture طعم جزیی
component drawing رسم جزیی
duplicity theory نظریه دو جزیی
trifles چیز جزیی
meanest جزیی ناچیز
meaner جزیی ناچیز
liquation گداز جزیی
work unit یک قسمت جزیی از کار
whisked حرکت سریع و جزیی
partial غرض الود جزیی
partial derivative مشتق جزیی [ریاضی]
partial ionioc character خصلت جزیی یونی
whisk حرکت سریع و جزیی
whisking حرکت سریع و جزیی
whisks حرکت سریع و جزیی
avocation کار جزیی مشغولیت
multicomponent system سیستم چند جزیی
partial differential equation معادله دیفرانسیل جزیی
partial molar properties خواص جزیی مولی
partial molar volume حجم جزیی مولی
law of partial pressure قانون فشارهای جزیی
internal discharge تخلیه جزیی داخلی
This is only a slight difference. این فقط یک اختلاف جزیی است
minor sort مرتب سازی جزیی جورسازی فرعی
micrometer scale طبله اعدادجزیی مقیاس اعداد جزیی
tenantable repair تعمیراتی که بر عهده مستاجراست تعمیرات جزیی عین مستاجره
gear cluster مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
coarse setting تنظیمات دقیق دوربین یازاویه یاب بستن تنظیمات جزیی به زاویه یاب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com