Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (16 milliseconds)
English
Persian
critic
انتقاد کننده
critics
انتقاد کننده
Search result with all words
renouncer
سرزنش و انتقاد کننده
self critical
انتقاد کننده از خود
Other Matches
criticisms
انتقاد
censures
انتقاد
censured
انتقاد
animadversion
انتقاد
criticism
انتقاد
critiques
انتقاد
critiques
فن انتقاد
critique
انتقاد
critique
فن انتقاد
reviewal
انتقاد
censure
انتقاد
censuring
انتقاد
criticalness
انتقاد
critics
انتقاد
critic
انتقاد
fustigation
انتقاد
criticize
انتقاد کردن
raillery
سرزنش انتقاد
criticizing
انتقاد کردن
diatribes
انتقاد تلخ
criticised
انتقاد کردن
reviews
انتقاد کردن
slashing criticism
انتقاد سخت
review
انتقاد کردن
reviewed
انتقاد کردن
reviewing
انتقاد کردن
criticized
انتقاد کردن
criticising
انتقاد کردن
criticises
انتقاد کردن
book review
انتقاد از کتاب
self criticism
انتقاد از خود
diatribe
انتقاد تلخ
put down
<idiom>
انتقاد کردن
tear down
<idiom>
انتقاد کردن
hatchet jobs
انتقاد غرضآمیز
criticizable
قابل انتقاد
dish out
<idiom>
انتقاد کوبنده
gaff
انتقاد نفرین
criticizable
انتقاد پذیر
verbalism
انتقاد لفظی
censurable
انتقاد امیز
hypercritical
مفرط در انتقاد
criticizes
انتقاد کردن
critically
از روی انتقاد
hypercriticism
افراط در انتقاد
hatchet job
انتقاد غرضآمیز
criticising
مورد انتقاد قراردادن
draw fire
<idiom>
مورد انتقاد قرارگرفتن
sacred cows
شخص مصون از انتقاد
sacred cow
شخص مصون از انتقاد
criticises
مورد انتقاد قراردادن
flogs
انتقاد سخت کردن
fustigate
کوبیدن انتقاد کردن
criticised
مورد انتقاد قراردادن
flog
انتقاد سخت کردن
flogged
انتقاد سخت کردن
pull to pieces
سخت انتقاد کردن
review
بازدید انتقاد کردن
criticizing
مورد انتقاد قراردادن
reviews
بازدید انتقاد کردن
hypercritically
از روی انتقاد و مفرط
criticizes
مورد انتقاد قراردادن
reviewing
بازدید انتقاد کردن
criticized
مورد انتقاد قراردادن
reviewed
بازدید انتقاد کردن
criticize
مورد انتقاد قراردادن
hypercritic
انتقاد سخت وموشکافی
run down
<idiom>
انتقاد کردن ،ایراد گرفتن
to incur a criticism
مورد انتقاد واقع شدن
critic report
گزارش نتیجه جلسه انتقاد
to be vulnerable
[exposed]
to criticism
خود را در معرض انتقاد گذاشتن
to be under fire
سخت مورد انتقاد قراردادن
critique
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
critiques
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
pick to pieces
سخت مورد انتقاد قرار دادن
descant
اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
descants
اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
lower criticism
انتقاد نسبت به مندرجات متن کتاب مقدس
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
If you criticize him, it's like a red rag to a bull.
اگر از او
[مرد]
انتقاد بکنی زود بهش بر می خورد.
textualism
اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
acerbic
<adj.>
انتقاد هوشندانه و در عین حال نسبتا ظالمانه از کسی یا چیزی
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
criticize
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticises
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticising
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizing
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticised
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizes
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticized
انتقاد کردن نکوهش کردن
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com