English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (4 milliseconds)
English Persian
double organs اندامهای جفتی
Other Matches
urinary orangs اندامهای پیشاب
organs of speech اندامهای گفتار
locomotiveorgans اندامهای محرک
genitals اندامهای تناسلی
genitalia اندامهای تناسلی
binate جفتی
placental جفتی
leg circle جفتی
pudicity بی جفتی
trijugous سه جفتی
didymous جفتی
circling جفتی
correlative جفتی
circle جفتی
circled جفتی
circles جفتی
parity جفتی
acromegalia درشتی اندامهای انتهایی
racked with pain نسق کردن اندامهای
genies مربوط به اندامهای تناسلی
genie مربوط به اندامهای تناسلی
acroan بی حسی اندامهای انتهایی
acrocyanosis کبودی اندامهای انتهایی
acromegaly درشتی اندامهای انتهایی
paraplegia فلج اندامهای تحتانی
double arch قوس جفتی
binary جفتی مضاعف
d. star ستاره جفتی
bitts موت جفتی
flank circle جفتی خرک
distortionist بازیگری که اندامهای خودرامیتواند کج کند
zoometry اندازه گیری اندامهای جانوران
method of paired comparisons روش مقایسههای جفتی
paired comparisons method روش مقایسه جفتی
touse اذیت کردن اندامهای کسی را کشیدن
orthopaedic مربوط بفن درست کردن اندامهای ناقص
double in درو جفتی از انتهای خرک تا وسط ان
double out درو جفتی ازوسط خرک تا انتهای ان
double-back bench نیمکت جفتی [پشت به پشت یا یک ردیفه]
genitalia اندامهای تناسلی الات تناسلی
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com