English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (5 milliseconds)
English Persian
the interior of a building اندرون عمارت
Other Matches
seraglio اندرون
purtenance اندرون
penetralia اندرون
interiors اندرون
harem اندرون
harems اندرون
bowel اندرون
bowels اندرون
interior اندرون
viscus اندرون
zenana اندرون
womaen's apartments اندرون
clathrate اندرون گیر
to strike in به اندرون زدن
clathrate compounds ترکیبات اندرون گیر
to call from within ازتویا اندرون صدا کردن
divan عمارت
imaret عمارت
mansion house عمارت
diwan عمارت
imaret عمارت
constructions عمارت
edifices عمارت
hall عمارت
construction عمارت
edifice عمارت
halls عمارت
mansions عمارت بزرگ
mansion عمارت بزرگ
town halls عمارت شهرداری
town hall عمارت شهرداری
flattest قسمتی از یک عمارت
gazeboo عمارت تابستانی
a building of small scale عمارت کوچک
building عمارت دیسمان
fenestration روزنههای عمارت
flat قسمتی از یک عمارت
guildhalls عمارت شهرداری
guildhall عمارت شهرداری
mansions عمارت چند دستگاهی
pavilion عمارت کلاه فرنگی
gloriette عمارت کلاه فرنگی
Capitol عمارت پارلمان ایالتی
Capitol عمارت کنگره درشهرواشینگتن
mansion عمارت چند دستگاهی
perron پلکان جلو عمارت
pavilions عمارت کلاه فرنگی
insula دستگاه عمارت اجاره نشینی
soffite سقف قسمت پایین عمارت
soffit سقف قسمت پایین عمارت
indoors در داخل عمارت در زیر پناه یا سقف
interfenestration فاصله میان روزنه ها یاپنجرههای عمارت
gazebo عمارت تابستانی که چشم اندازخوبی داشته باشد
acroterium یکی از زوایای رئوس مثلثی شکل سردر عمارت
guild hall عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
His new luxury mansion is a dar cry from the one bedroom cottage he lived in as a child. عمارت لوکس جدیدش کجا و کلبه یک خوابه ای که کودکی اش را در آن به سر برد کجا.
entresol طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
lazar housek عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com