English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (7 milliseconds)
English Persian
just اندکی پیش
just before اندکی پیش
right before اندکی پیش
Search result with all words
high اندکی فاسد
highest اندکی فاسد
highs اندکی فاسد
frigid دارای اندکی تمایل جنسی
few اندکی از کمی از
fewer اندکی از کمی از
fewest اندکی از کمی از
choppy اندکی متلاطم
parboil اندکی جوشاندن
parboiled اندکی جوشاندن
parboiling اندکی جوشاندن
parboils اندکی جوشاندن
dab اندکی
dabbed اندکی
dabs اندکی
awhile اندکی
wee اندکی
weeing اندکی
wees اندکی
crab پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
crabs پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
slightly اندکی
partially اندکی
some اندکی
halfway اندکی
dampish اندکی نمسار
dankish اندکی نمسار
dryish اندکی خشک
dullish اندکی تیره یاکمرنگ
duskish اندکی تاریک
eftsoon اندکی پس ازان
eftsoons اندکی پس از ان
half mad اندکی دیوانه
half made اندکی دیوانه
he is always a little peculiar او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد
latish اندکی دیر
lie off اندکی دور از کشتی
loudish اندکی بلند
narrowish اندکی تنگ یا باریک
put some milk to your tea اندکی شیر بچایی خود بیفزایید
sail close to the wind اندکی از اصول تجاوزکردن
somedeal اندکی نسبتا
ten kilometres and more ده کیلومتر و اندکی بالا
to fang a pump براه انداختن تلمبه بوسیله ریختن اندکی اب درتوی ان
to hark back برگشتن) درگفتگوی ازتوله شکاری که اندکی برمیگرددتاردشکار رادوب
to stay one's stomach شکم خودرا اندکی سیرکردن
to take something off and pric اندکی از بهای چیزی کاستن
true he is somewhat stingy.... راست است که اندکی خسیس است ولی ...
wait a bit اندکی
wait a minute اندکی صبر کنید
wait a second اندکی صبر کنید
peckish [British English] [colloquial] <adj.> اندکی گرسنه
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com