English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 197 (5 milliseconds)
English Persian
additional outlet انشعاب اختصاصی
Other Matches
several fishery محل صید اختصاصی ماهی صیدگاه اختصاصی
specified command فرماندهی اختصاصی فرماندهی نیروی اختصاصی
individual اختصاصی
dedicated اختصاصی
allocation اختصاصی
occupation crossing پل اختصاصی
technical اختصاصی
allocations اختصاصی
individuals اختصاصی
appropriative اختصاصی
proprietary اختصاصی
specializes اختصاصی کردن
native language زبان اختصاصی
parts peculiar قطعات اختصاصی
proprietary goods کالاهای اختصاصی
specialises اختصاصی کردن
allotments منابع اختصاصی
allotment منابع اختصاصی
specialising اختصاصی کردن
specializing اختصاصی کردن
specialize اختصاصی کردن
proprietary program برنامه اختصاصی
separate علیحده اختصاصی
separated علیحده اختصاصی
separates علیحده اختصاصی
appropriation ذخیره اختصاصی
landmark نشان اختصاصی
speciality رشته اختصاصی
landmarks نشان اختصاصی
dedicated computer کامپیوتر اختصاصی
specialities رشته اختصاصی
dedicated device دستگاه اختصاصی
patent medicines داروی اختصاصی
patent medicine داروی اختصاصی
dedicated lines خطوط اختصاصی
dedicated system سیستم اختصاصی
distinguishing مشخص اختصاصی
lacunar amnesia یادزدودگی اختصاصی
localized amnesia یادزدودگی اختصاصی
local theory نظریه اختصاصی
native compiler کامپایلر اختصاصی
appropriated surplus ذخیره اختصاصی
special tribunal دادگاه اختصاصی
aedes زیارتگاه اختصاصی
driveways راه اختصاصی
character صفت اختصاصی
characters صفت اختصاصی
a dedicated line یک خط [سیم] اختصاصی
traits نشان اختصاصی
aedis زیارتگاه اختصاصی
specified command نیروی اختصاصی
specificity اختصاصی بودن
special ability توانایی اختصاصی
trait نشان اختصاصی
private اختصاصی خصوصی
specific variance پراکنش اختصاصی
privates اختصاصی خصوصی
specialty رشته اختصاصی
dedicated file server خدمتگذار فایل اختصاصی
a dedicated server [رایانه] خدمتگذار اختصاصی
reservations قطعه زمین اختصاصی
privy محرم اسرار اختصاصی
reservation قطعه زمین اختصاصی
characterization توصیف صفات اختصاصی
suigeneris اختصاصی منحصر بفرد
proprietary file format قالب فایل اختصاصی
the peculiarities of mammals نشانهای اختصاصی پستانداران
a dedicated wiring circuit یک مدار الکتریکی اختصاصی
specific search تجسس اختصاصی منطقه
harmonic selective ringing تلفن اختصاصی همساز
dedicated word processor کلمه پرداز اختصاصی
divergences انشعاب
signing intersection انشعاب
service connections انشعاب
divergence انشعاب
service branch انشعاب
furcation انشعاب
embranchment انشعاب
bifurcation انشعاب
junction انشعاب
branch انشعاب
parallel انشعاب
connection انشعاب
diverging انشعاب
paralleling انشعاب
connexions انشعاب
branches انشعاب
divarication انشعاب
offshoot انشعاب
junctions انشعاب
parallelled انشعاب
parallelling انشعاب
parallels انشعاب
fork انشعاب
split انشعاب
ramifications انشعاب
ramification انشعاب
offshoots انشعاب
paralleled انشعاب
forking انشعاب
custom built سفارشی تهیه شده اختصاصی
non specific factors of production عوامل غیر اختصاصی تولید
individuals اختصاصی فردی یک نفر سرباز
individual اختصاصی فردی یک نفر سرباز
distinctively بطورمشخص یا اختصاصی بروجه تمیز
post exchange فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
rosette مقره انشعاب
crotches جای انشعاب
crotches نقطه انشعاب
service wire سیم انشعاب
leading in wire سیم انشعاب
service entrance پست انشعاب
crotch جای انشعاب
diverges انشعاب یافتن
diverged انشعاب یافتن
diverge انشعاب یافتن
master service انشعاب اصلی
multiple cable joint مفصل انشعاب
crotch نقطه انشعاب
multiple cable joint موف انشعاب
drop wire سیم انشعاب
conditional branch انشعاب شرطی
case branch انشعاب شرطی
cable jointing sleeve موف انشعاب
building connection انشعاب ساختمان
branchpoint نقطه انشعاب
branch instruction دستورالعمل انشعاب
branch cutout فیوز انشعاب
branch address نشانی انشعاب
dichotomies انشعاب به دو شعبه
conditonal branching انشعاب شرطی
cold water supply انشعاب ابسرد
tributaries شاخه انشعاب
tributary شاخه انشعاب
distribution box جعبه انشعاب
dichotomy انشعاب به دو شعبه
connection factor ضریب انشعاب
conduit box جعبه انشعاب
condeitional branch انشعاب شرطی
rosettes مقره انشعاب
unconditional branch انشعاب غیر شرطی
pressure taping انشعاب فشار سنجی
bypasses سبب انشعاب شدن
shoot جوانه زدن انشعاب
divergent انشعاب پذیر منشعب
bypassed سبب انشعاب شدن
take off divider مقسم انشعاب دهنده
wood ray انشعاب اوندی چوب
rosette cutout مقره انشعاب فیوزدار
bypassing سبب انشعاب شدن
extention alarm push جعبه انشعاب اژیر
digitation انشعاب بشکل پنجه
cable jointing sleeve مفصل انشعاب کابل
pbx تبادل انشعاب خصوصی
shoots جوانه زدن انشعاب
branch control structure ساختار کنترل انشعاب
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
bypass سبب انشعاب شدن
barrel switch کلید انشعاب اژیر
netware سیستم عامل شبکه اختصاصی ساخت Novell
surroyal انشعاب شاخ گوزن چهارساله
junction پیوندگاه [جای انشعاب چهارراه ]
triskelion شکلی مرکب از سه پره یا سه انشعاب
crutches محل انشعاب بدن انسان
crutch محل انشعاب بدن انسان
armlet انشعاب کوچک دریاشبیه خلیج
secession تجزیه طلبی انشعاب حزبی
crotches محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
crotch محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
fork محل انشعاب چند شاخه شدن
triskele شکلی مرکب ازسه پره یا سه انشعاب
forking محل انشعاب چند شاخه شدن
tree سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
jumpers سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
jumper سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
pabx Exchange AutomaticBranch Private تبادل انشعاب خودکار خصوصی
narrative statement عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی در شروع برنامه اختصاصی میدهد
characteristic صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristically صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
service peculiar امور اختصاصی یک قسمت یایک نیرو مخصوص یک نیرو
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
calloc در برنامه نویسی C دستور اختصاصی حافظه به برنامه
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
resource یکی از دو انشعاب فایل . شاخه منبع حاوی منابع مورد نیاز فایل است
straight line coding برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر
earmarked stock موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
junction محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
transfer زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود
transferring زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود
transfers زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود
antler شاخ فرعی انشعاب شاخ
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
antlers شاخ فرعی انشعاب شاخ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com