English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (5 milliseconds)
English Persian
self discipline انضباط نفس تادیب
Other Matches
discipline انضباط
disciplines انضباط
disciplining انضباط
disciplines تادیب
crackdown تادیب
crackdowns تادیب
disciplining تادیب
discipline تادیب
correction تادیب
chastisement تادیب
disciplinary اهل انضباط
sound discipline انضباط صوتی
radio dicipline انضباط رادیویی
conduct grade نمره انضباط
fire discipline انضباط اتش
disciplinable انضباط پذیر
disciplinarians اهل انضباط
disciplinal اهل انضباط
camouflage dicipline انضباط استتار
disciplinarian اهل انضباط
disciplining تادیب کردن
to dress down تادیب کردن
discipline تادیب کردن
self castigation تادیب نفس
trimmer تادیب کننده
self discipline تادیب نفس
bridewell تادیب گاه
amerce تادیب کردن
discipline تادیب ترتیب
disciplining تادیب ترتیب
self-discipline تادیب نفس
disciplines تادیب ترتیب
disciplines تادیب کردن
stern discipline انضباط سخت و محکم
radio dicipline انضباط مکالمه بی سیم
circuit discipline رعایت انضباط مدار
schools تادیب یا تربیت کردن
correction غلط گیری تادیب
corrective تادیب کننده اصلاحی
correctives تادیب کننده اصلاحی
school تادیب یا تربیت کردن
road clearance انضباط و نظم حرکت در جاده
martinets ادم با انضباط وسخت گیر سخت گیری وانضباط خشک منجنیق سنگ انداز
martinet ادم با انضباط وسخت گیر سخت گیری وانضباط خشک منجنیق سنگ انداز
sound discipline انضباط صدا یا جلوگیری ازسر و صدا
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
correct اصلاح کردن تادیب کردن
correcting اصلاح کردن تادیب کردن
corrects اصلاح کردن تادیب کردن
disciplines نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com