Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
sympathetic detonation
انفجار القایی
Other Matches
contact burst preclusion
ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
blast line
مسیرموج انفجار خط موج انفجار
explosive train
مدار انفجار مسیر انفجار
burning train
مسیر انفجار سیکل انفجار
chemical horn
مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
faradic
القایی
inductive retardation
تاخیر القایی
induced environment
محیط القایی
traffic induit
شد امد القایی
inductive winding
سیمپیچ القایی
traffic induit
ترافیک القایی
induction alternator
تناوبگر القایی
inductive effect
اثر القایی
induced radiation
تشعشع القایی
induced magnetism
مغناطیس القایی
induced traffic
ترافیک القایی
induced current
جریان القایی
induce voltage
ولتاژ القایی
induction machine
ماشین القایی
inductive reactance
راکتانس القایی
induction furnace
کوره القایی
coefficient of induction
ضریب القایی
induction motor
موتور القایی
induction effect
اثر القایی
inductive coupling
جفتگری القایی
inductive resistance
مقاومت القایی
induction circuit
مدار القایی
induction generator
مولد القایی
induced electromotive force
نیروی برقرانی القایی
indirect induction heating
گرمایش القایی غیرمستقیم
make induced current
جریان القایی اتصال
coil annealing furnace
کوره التهاب القایی
magnetic reactance
مقاومت کور القایی
reactance
مقاومت القایی یاخازنی
reactive load
بار خارجی القایی
specific inductive capacity
فرفیت القایی ویژه
specific inductivity capacity
فرفیت القایی ویژه
inductance component of spark
پخش القایی جرقه
inductive resistance
مقاومت فاهری القایی
magnetoelectric
مربوط به الکتریسیته القایی
inductive load
بار خارجی القایی
lenz's law
قانون جریان القایی
low frequency induction heater
گرمکن القایی فرکانس پایین
high frequency induction furnace
کوره القایی فرکانس بالا
low frequency induction channel furnace
کوره ناودانی القایی فرکانس پایین
high frequency induction hardening
سخت گردانی القایی فرکانس بالا
early time
زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
laser
[light amplification by stimulated emission of radiation]
لیزر
[تقویت نور به روش گسیل القایی تابش]
[فیزیک]
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
detonations
انفجار
brisance
انفجار
blow out
انفجار
blastment
انفجار
explosions
انفجار
explosion
انفجار
displosion
انفجار
blow-up
انفجار
blow up
انفجار
burst
انفجار
bursts
انفجار
pop
انفجار
popped
انفجار
pops
انفجار
blow-ups
انفجار
blasts
انفجار
blast
انفجار
blasting
انفجار
plosion
انفجار
detonation
انفجار
eruption
انفجار
explosimeter
انفجار سنج
fire time
زمان انفجار
destruct system
سیستم انفجار
outburst
انفجار غضب
detonation cord
سیم انفجار
detonation charge
خرج انفجار
detonative
اماده انفجار
dead center ignition
نقطه انفجار
crepitation
انفجار مکرر
detonable
قابل انفجار
detonating slab
مسیر انفجار
detonatable
قابل انفجار
explosion hazard
خطر انفجار
explosion proof
پوشش ضد انفجار
ignitor
وسیله انفجار
impact action
اثر انفجار
implosion
انفجار از داخل
time of disintegration
زمان انفجار
lead in
مداررابط انفجار
swooper
انفجار دار
population explosion
انفجار جمعیت
information explosion
انفجار اطلاعات
high order detonation
انفجار شدید
the force of the explosion
شدت انفجار
explosion proof
ازمایش- انفجار
explosive energy
قدرت انفجار
explosive force
نیروی انفجار
explosive force
قدرت انفجار
explosiveness
قابلیت انفجار
inexplosive
غیرقابل انفجار
detonation
انفجار ناگهانی
blasts
ضربه انفجار
aerial burst
انفجار هوایی
blasts
صدای انفجار
blast
ضربه انفجار
blast
صدای انفجار
crackled
صدای انفجار پی در پی
crackle
صدای انفجار پی در پی
craters
قیف انفجار
crater
قیف انفجار
crackles
صدای انفجار پی در پی
sonic boom
انفجار صوتی
sonic booms
انفجار صوتی
detonation
انفجار ضربهای
detonations
انفجار ناگهانی
detonations
انفجار ضربهای
POWs
صدای انفجار
bust
انفجار ترکیدگی
busted
انفجار ترکیدگی
busting
انفجار ترکیدگی
busts
انفجار ترکیدگی
POW
صدای انفجار
explosive
قابل انفجار
misfires
گیر در انفجار
misfired
گیر در انفجار
blast wave
موج انفجار
blast effect
اثر انفجار
yield
بازده انفجار
combustion chamber
اطاق انفجار
combustiblity
قابلیت انفجار
blasting machine
دستگاه انفجار
bursting set
محل انفجار
blow out
سوختن انفجار
gusts
انفجار فوت
gust
انفجار فوت
burst wave
موج انفجار
atom samshing
انفجار اتمی
big bang
انفجار بزرگ
yielded
بازده انفجار
outbursts
انفجار غضب
yields
بازده انفجار
countermining
انفجار ضد مین
misfire
گیر در انفجار
burst
منفجر کردن انفجار
burst
انفجار منفجر شدن
powder keg
چیز قابل انفجار
bursts
منفجر کردن انفجار
explosives
مواد قابل انفجار
bursts
انفجار منفجر شدن
powder kegs
چیز قابل انفجار
crepitate
انفجار پی درپی کردن
detonating
ترکاننده وابسته به انفجار
poised mine
مین اماده انفجار
low order
انفجار کند یا ناقص
service mine
مین قابل انفجار
late time
زمان سکته انفجار
impacts
اثر ترکش انفجار
impact
اثر ترکش انفجار
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
subsidiaries
عمق دهنده به انفجار
explosive range
گستره انفجار پذیری
atomic time
زمان انفجار اتمی
high order detonation
انفجار انی وکامل
blast effect
اثر موج انفجار
flex x
خرج انفجار ورقهای
afterwinds
باد بعد از انفجار
armed mine
مین اماده انفجار
blastment
تاثیرونفوذ انفجار بادخوردگی
flex x
خرج انفجار کتابی
breech chamber
محفظه خرج انفجار
atom samsher
دستگاه انفجار اتمی
subsidiary
عمق دهنده به انفجار
contact fire
انفجار در اثر تماس
armed ammunition
مهمات اماده انفجار
fire time
زمان اجرای اتش یا انفجار
exudation
مواد پخش شونده در یک انفجار
piezometer
دستگاه سنجش شدت انفجار
proximity fuze
فیوز مخصوص انفجار مرمی
predictor
دستگاه محاسب زمان انفجار
strip
تخلیه موادخطرناک یا قابل انفجار
sofar
دستگاه ثبت انفجار در زیردریا
ice mine
مین مخصوص انفجار زیریخی
impact action
عمل انفجار نیروی ترکش
countermining distance
فاصله ضد انفجار زنجیری مین
contingent effects
اثرات احتمالی انفجار هستهای
countermining
زنجیری کردن ترتیب انفجار مینها
afterwinds
باد مخالف جهت انفجار اتمی
discriminating circuit
مدارتشخیص دهنده انرژیهای عامل انفجار
drag loading
نتیجه کشش بادیا موج انفجار
fire in the hole
انفجار نزدیک است به جان پناه
acoustic circuit
مدار عکس العمل انفجار صوتی
ice mining
انفجار یخ رودخانه یا دریاچه ها به وسیله مین
crackled
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackles
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
yield
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yielded
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yields
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
crackle
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
sticky charge
خرج انفجاری قابل چسباندن در محل انفجار
firing area
نقطه شروع انفجار مین میدان تیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com