Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
contact fire
انفجار در اثر تماس
Other Matches
contact burst preclusion
ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
de bounce
جلوگیری از تماس با یک کلید که باعث چندین تماس میشود
touch
دست زدن به خوردن به تماس یافتن با تماس
touches
دست زدن به خوردن به تماس یافتن با تماس
Thanks for calling back.
با تشکر برای تماس.
[به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.]
contact point
وسیله تماس نقطه اخذ تماس
ring
سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
explosive train
مدار انفجار مسیر انفجار
burning train
مسیر انفجار سیکل انفجار
blast line
مسیرموج انفجار خط موج انفجار
amplifying report
گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
chemical horn
مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
originating
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originated
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
early time
زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
explosion
انفجار
detonation
انفجار
detonations
انفجار
plosion
انفجار
blow-ups
انفجار
blow-up
انفجار
eruption
انفجار
blow up
انفجار
displosion
انفجار
blasting
انفجار
blast
انفجار
blasts
انفجار
blastment
انفجار
blow out
انفجار
pops
انفجار
popped
انفجار
bursts
انفجار
pop
انفجار
brisance
انفجار
burst
انفجار
explosions
انفجار
aerial burst
انفجار هوایی
blasts
ضربه انفجار
detonation cord
سیم انفجار
explosive force
قدرت انفجار
crater
قیف انفجار
blow out
سوختن انفجار
blast wave
موج انفجار
explosion proof
ازمایش- انفجار
craters
قیف انفجار
crackle
صدای انفجار پی در پی
crackled
صدای انفجار پی در پی
explosion hazard
خطر انفجار
crackles
صدای انفجار پی در پی
explosimeter
انفجار سنج
explosive energy
قدرت انفجار
atom samshing
انفجار اتمی
big bang
انفجار بزرگ
explosive force
نیروی انفجار
blast effect
اثر انفجار
explosion proof
پوشش ضد انفجار
detonation charge
خرج انفجار
detonating slab
مسیر انفجار
POW
صدای انفجار
POWs
صدای انفجار
bursting set
محل انفجار
detonation
انفجار ناگهانی
combustiblity
قابلیت انفجار
detonation
انفجار ضربهای
combustion chamber
اطاق انفجار
detonations
انفجار ناگهانی
detonations
انفجار ضربهای
bust
انفجار ترکیدگی
busted
انفجار ترکیدگی
busting
انفجار ترکیدگی
burst wave
موج انفجار
countermining
انفجار ضد مین
crepitation
انفجار مکرر
detonatable
قابل انفجار
detonable
قابل انفجار
destruct system
سیستم انفجار
explosive
قابل انفجار
detonative
اماده انفجار
dead center ignition
نقطه انفجار
blast
صدای انفجار
blast
ضربه انفجار
blasts
صدای انفجار
sonic boom
انفجار صوتی
blasting machine
دستگاه انفجار
sonic booms
انفجار صوتی
busts
انفجار ترکیدگی
explosiveness
قابلیت انفجار
implosion
انفجار از داخل
yielded
بازده انفجار
inexplosive
غیرقابل انفجار
yield
بازده انفجار
information explosion
انفجار اطلاعات
lead in
مداررابط انفجار
time of disintegration
زمان انفجار
the force of the explosion
شدت انفجار
population explosion
انفجار جمعیت
gusts
انفجار فوت
gust
انفجار فوت
sympathetic detonation
انفجار القایی
yields
بازده انفجار
impact action
اثر انفجار
fire time
زمان انفجار
outburst
انفجار غضب
outbursts
انفجار غضب
high order detonation
انفجار شدید
misfires
گیر در انفجار
misfired
گیر در انفجار
misfire
گیر در انفجار
swooper
انفجار دار
ignitor
وسیله انفجار
contact
تماس
contacting
تماس
contacted
تماس
tangency
تماس
taction
تماس
contact line
خط تماس
contacts
تماس
contingence
تماس
tangents
تماس
tangent
تماس
impinging
تماس
ding
تماس
line of contact
خط تماس
impacts
تماس
impact
تماس
armed ammunition
مهمات اماده انفجار
atomic time
زمان انفجار اتمی
burst
منفجر کردن انفجار
blast effect
اثر موج انفجار
breech chamber
محفظه خرج انفجار
burst
انفجار منفجر شدن
blastment
تاثیرونفوذ انفجار بادخوردگی
bursts
منفجر کردن انفجار
bursts
انفجار منفجر شدن
atom samsher
دستگاه انفجار اتمی
afterwinds
باد بعد از انفجار
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
armed mine
مین اماده انفجار
subsidiary
عمق دهنده به انفجار
low order
انفجار کند یا ناقص
impact
اثر ترکش انفجار
explosives
مواد قابل انفجار
impacts
اثر ترکش انفجار
late time
زمان سکته انفجار
high order detonation
انفجار انی وکامل
crepitate
انفجار پی درپی کردن
powder keg
چیز قابل انفجار
poised mine
مین اماده انفجار
explosive range
گستره انفجار پذیری
flex x
خرج انفجار ورقهای
powder kegs
چیز قابل انفجار
flex x
خرج انفجار کتابی
detonating
ترکاننده وابسته به انفجار
service mine
مین قابل انفجار
subsidiaries
عمق دهنده به انفجار
tuch
تماس دادن با
point contact
تماس نقطهای
movement to contact
حرکت به تماس
line to line fault
تماس خطوط
communicator
شخص در تماس
contact diameter
قطر تماس
interactional points
نقاط تماس
going on
نزدیکی تماس
point of contact
نقطه تماس
corps a corps
تماس بدنی
contact area
منطقه تماس
contact area
سطح تماس
contact flange
فلانژ تماس
shock hazard
خطر تماس
contact lost
تماس قطع شد
contact party
گروه تماس
to be in contact
تماس داشتن
to be in rapport
تماس داشتن
contact patrol
گشتی تماس
contact point
قطب تماس
to bring into contact
تماس دادن
zone of contact
ناحیه تماس
Keep in touch!
<idiom>
در تماس باش!
contact pressure
فشار تماس
contact ratio
نسبت تماس
contiguity
برخورد تماس
contact angle
زاویه تماس
contact surface
سطح تماس
skims
تماس اندک
skimmed
تماس اندک
finish
تماس انتهایی
angle of contact
زاویه تماس
finishes
تماس انتهایی
area contact
سطح تماس
skim
تماس اندک
predictor
دستگاه محاسب زمان انفجار
piezometer
دستگاه سنجش شدت انفجار
impact action
عمل انفجار نیروی ترکش
sofar
دستگاه ثبت انفجار در زیردریا
strip
تخلیه موادخطرناک یا قابل انفجار
ice mine
مین مخصوص انفجار زیریخی
fire time
زمان اجرای اتش یا انفجار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com