English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (3 milliseconds)
English Persian
he did his level best انچه از دستش برامدکرد
Other Matches
catch بازی دستش ده
he received a broken hand دستش شکست
living from hand to mouth <idiom> دستش به دهانش می رسد
She never gets any gratitude . دستش نمک ندارد
She really gets me . She infuriates . از دستش خیلی کوکم
his hand want's two fingers دستش دو انگشت ندارد
a hand to mouth existence <idiom> دستش به دهانش می رسد
I clasped her hand warmly. دستش را بگرمی می فشرم
be caught out <idiom> دستش بر ملا می شود
I paid him back. in his own coin. حقش را کف دستش گذاشتم
He has lost count. حساب از دستش دررفته
his hand lack one finger دستش یک انگشت ندارد
I ll pay him back in his own coin . حقش را کف دستش خواهم گذارد
The people have got wise to him. مردم دستش را خوانده اند
money burns a hole in his pocket <idiom> پول تو دستش بند نمی شود
butterfingers کسی که چیز زود از دستش میافتد و میشکند
have one's hand full کار مهمتر داشتن [دستم یا دستش بند است]
He has vowed not to gamble again. پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
whatever انچه
that which انچه
whatever هر انچه
Foxes when they cannot reach the grapes say they a. <proverb> روباه دستش به انگور نمى رسد مى گوید ترش است .
for a iknow انچه من می دانم
oive such as you have انچه که داریدبدهید
as far as i can see انچه من می فهمم
as for as i know انچه من میدانم
what هرچه انچه
as far as in me lies انچه از من بر می اید
for aught i know انچه من میدانم
so far as تا ان اندازه که انچه
i lent him what money i had انچه پول ...
pitcherful انچه دریک سبوجابگیرد
purview of a book انچه کتابی فرامیگیرد
penful انچه در یک قلم جا گیرد
ties of friendship انچه دوستی اقتضامیکند
more than needs بیش از انچه بایسته
the needful انچه باید کرد
makefast انچه قایق را به ان میبندند
the requirements of the law انچه درقانون قید شده
do the necessary انچه باید کرد بکنید
cartful انچه دریک گاری جا بگیرد
capful انچه دریک کلاه جابگیرد
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
so far as i can guess انچه من میتوانم حدس بزنم
it purports that انچه از این فهمیده میشوداین که .....
out of sight out of mind از دل برود هر انچه از دیده برفت
layered انچه مربوط به لایه ها باشد
my sentiment toward him انچه من راجع باواحساس میکنم
my recollectio of it is انچه من بیادمی اورم اینست
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
whatsoe'er هیچ هیچگونه هرقدر انچه هرانچه
the document purports that انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
bound انچه که کارائی یک سیستم رامحدود میکند
redefinable انچه مجددا قابل تعریف است
penny worth انچه برابر یک پنی میتوان خرید
i paid his d. wages مزد او را انچه لازم بود دادم
he undid what i had done انچه من رشته بودم او پنبه کرد
finding انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
fortuitism اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
findings انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
i speak under correction انچه می گویم ممکن است درست نباشد
whaterer هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
what you see is what you get انچه می بینید همان است که بدست می اورید
i overpaid him for his work مزد کارش را بیش از انچه حقش بود دادم
nemo dat quod non habet هیچ کس نمیتواند انچه راکه مالکش نیست را به دیگری دهد
fortuist کسیکه معتقداست که انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده است
to get [lay] [put] your hands on somebody <idiom> کسی را گرفتن [دستش به کسی رسیدن] [اصطلاح روزمره]
He has an itching palm . دستش کج است ( اهل دزدی است )
breach of trust کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
materialism فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
to get ahold of somebody [something] [American English] <idiom> کسی [چیزی ] را گرفتن [دستش به کسی یا چیزی رسیدن] [اصطلاح روزمره]
gurantee عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
whateer هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
lapful به قور یک دامن انچه در یک دامن جاگیرد
halfpennyworth انچه به نیم پنی خریده شود ارزش نیم پنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com