Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (6 milliseconds)
English
Persian
my recollectio of it is
انچه من بیادمی اورم اینست
Other Matches
i recollect having seen him
یاد می اورم
here it is
اینست
it is habitual with me to....
خویاعادت من اینست
it is my wish that
خواهش من اینست که
it is my wish that
میل من اینست که
it is only his way
حالش اینست
iam of the opinion that
نظر من اینست که
it is our pleasure to
اراده ما اینست که
strange to say
یک چیزغریب اینست
the mischief of it is that'
خرابی ان اینست که
the remedy lies in this
چاره ان اینست
here is my book
اینست کتاب من
it is because
برای اینست که
in point of fact
حقیقت امر اینست که
This is mainly because ...
دلیل اصلی آن اینست که ...
The fact of the matter is. . . . . . .
حقیقت امر اینست که ...
She loves to have a lot of doges .
عاشق اینست که سگ نگاهدارد
The fact is that…
قدر مسلم اینست که ...
he thinks to deceive you
قصدش اینست شمارابفریبد
we make it a rule to
قانون ما اینست که ...قانونی داریم که .....
i am nat my last shifts
اخرین وسیله یا تدبیر من اینست
The moral of the story is that …
نتیجه اخلاقی این داستان اینست که ...
Every one is supposed to know to read and write .
فرض بر اینست که هر کس خواندن ونوشتن را می داند
imeant that he is kind
مقصودم اینست که ادم مهربانی است
whatever
هر انچه
whatever
انچه
that which
انچه
The moral point of this story is that…
مقصود از این کتاب داستان درواقع اینست که ...
as a matter of fact
حقیقت امر اینست که خوب بخواهید بدانید
as for as i know
انچه من میدانم
as far as i can see
انچه من می فهمم
oive such as you have
انچه که داریدبدهید
as far as in me lies
انچه از من بر می اید
for a iknow
انچه من می دانم
for aught i know
انچه من میدانم
i lent him what money i had
انچه پول ...
what
هرچه انچه
so far as
تا ان اندازه که انچه
If this is your problem , it is no problem , it is no problem .
اگر گرفتاریت فقط اینست که اصلا" گرفتاری نیست
more than needs
بیش از انچه بایسته
pitcherful
انچه دریک سبوجابگیرد
makefast
انچه قایق را به ان میبندند
penful
انچه در یک قلم جا گیرد
purview of a book
انچه کتابی فرامیگیرد
the needful
انچه باید کرد
ties of friendship
انچه دوستی اقتضامیکند
he did his level best
انچه از دستش برامدکرد
i did all in my power
انچه در توانم بود کردم
out of sight out of mind
از دل برود هر انچه از دیده برفت
the requirements of the law
انچه درقانون قید شده
cartful
انچه دریک گاری جا بگیرد
do the necessary
انچه باید کرد بکنید
capful
انچه دریک کلاه جابگیرد
it purports that
انچه از این فهمیده میشوداین که .....
so far as i can guess
انچه من میتوانم حدس بزنم
layered
انچه مربوط به لایه ها باشد
my sentiment toward him
انچه من راجع باواحساس میکنم
the document purports that
انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
redefinable
انچه مجددا قابل تعریف است
whatsoe'er
هیچ هیچگونه هرقدر انچه هرانچه
penny worth
انچه برابر یک پنی میتوان خرید
he undid what i had done
انچه من رشته بودم او پنبه کرد
bound
انچه که کارائی یک سیستم رامحدود میکند
i paid his d. wages
مزد او را انچه لازم بود دادم
pop goes the weasel
یکجور رقص روستایی که شیوه ان اینست که رقصنده از زیر دست انهامی گذرد
finding
انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
fortuitism
اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
findings
انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
whaterer
هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
what you see is what you get
انچه می بینید همان است که بدست می اورید
i speak under correction
انچه می گویم ممکن است درست نباشد
i overpaid him for his work
مزد کارش را بیش از انچه حقش بود دادم
judy
در رهگیری هوایی علامت اینست که با هواپیمای دشمن درگیر شده ام و در حال انجام ماموریت می باشم
nemo dat quod non habet
هیچ کس نمیتواند انچه راکه مالکش نیست را به دیگری دهد
fortuist
کسیکه معتقداست که انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده است
breach of trust
کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
abram's law
این قانون حاکی از اینست که مقاومت یک ملات یا بتن بستگی به وزن اب وبه وزن سیمان در مخلوط ملات دارد
gurantee
عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
lapful
به قور یک دامن انچه در یک دامن جاگیرد
whateer
هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
halfpennyworth
انچه به نیم پنی خریده شود ارزش نیم پنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com