Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (9 milliseconds)
English
Persian
to badmouth
اهانت زدن
Search result with all words
baffle
پریشانی اهانت
baffled
پریشانی اهانت
baffles
پریشانی اهانت
baffling
پریشانی اهانت
impertinence
اهانت
contempt
اهانت
contempt
در CLممکن است این جرم به وسیله جریمه یا زندان یا هردو کیفر داده شود اهانت
insolence
اهانت
scorn
اهانت کردن
scorn
اهانت
scorned
اهانت کردن
scorned
اهانت
scorning
اهانت کردن
scorning
اهانت
scorns
اهانت کردن
scorns
اهانت
disdain
اهانت
disdained
اهانت
disdaining
اهانت
disdains
اهانت
despite
اهانت
disrespect
بی حرمتی اهانت
flout
استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
flout
اهانت کردن
flouted
استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
flouted
اهانت کردن
flouting
استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
flouting
اهانت کردن
flouts
استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
flouts
اهانت کردن
scornful
اهانت امیز
contemptuous
اهانت امیز
disdainful
اهانت اور
offensively
بطور اهانت امیز
offence
اهانت توهین
offenses
اهانت توهین
humiliate
تحقیر کردن اهانت کردن به
humiliated
تحقیر کردن اهانت کردن به
humiliates
تحقیر کردن اهانت کردن به
scoff
اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
scoffed
اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
scoffing
اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
scoffs
اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
offensive
اهانت امیز تهاجمی
offensives
اهانت امیز تهاجمی
sniffy
اهانت امیز
asperse
اهانت وارداوردن
contempt og court
اهانت به دادگاه
contumelious
اهانت کننده
contumeliously
ازروی اهانت یابی حرمتی مغرورانه
contumely
اهانت
disdianful
اهانت امیز
floutingly
ازروی اهانت
hubristic
اهانت امیز
hubristic
مغرورانه اهانت کننده
humiliatory
اهانت امیز
impertinency
اهانت
injuriously
بطور اهانت امیز
inviolability
مصون بودن فرستاده دیپلماتیک ازهر نوع تعدی و اهانت
misprize
اهانت
offense
اهانت توهین
offensiveness
اهانت امیزی بدی
purging a contempt of court
جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
smear word
عنوان یا لقب اهانت امیز تهمت
sniffish
بطور اهانت امیز
treat with insolence
اهانت کردن به
to look at somebody with contempt
به کسی با اهانت
[تحقیر آمیز]
نگاه کردن
No harm meant!
قصد اهانت ندارم!
No offence!
قصد اهانت ندارم!
contempt of court
اهانت به دادگاه
[جرم جنایی]
contempt
[criminal offence]
اهانت به دادگاه
[جرم جنایی]
That's a bit much!
<idiom>
این اهانت است !
[اصطلاح روزمره]
Things can't remain this way.
<idiom>
این اهانت است !
[اصطلاح روزمره]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com