English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
bill of oredit اوراق قرضه دولتی
government bonds اوراق قرضه دولتی
Search result with all words
emission انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
emissions انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
Other Matches
perpetual bonds اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
treasury bond سند قرضه خریداری شده اوراق قرضه خزانه
the funds قرضه دولتی سهام وام دولتی
obligations اوراق قرضه
savings bond اوراق قرضه
debenture اوراق قرضه
bond اوراق قرضه
obligation اوراق قرضه
preference bonds اوراق قرضه ممتاز
registered bond اوراق قرضه با نام
bond issue صدور اوراق قرضه
security گرو سهام قرضه دولتی
fund تنخواه قرضه دولتی سهام
fund holder دارنده سهام قرضه دولتی
funded تنخواه قرضه دولتی سهام
yield of bonds نرخ بازده اوراق قرضه
appraisement bond اوراق قرضه قابل تجدیدارزیابی
bearer stock سهام و اوراق قرضه بدون نام
bond discount تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
bondable قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
coupon payments منظورپرداختهای ثابت بابت بهره اوراق قرضه است
government securities اوراق بهادار دولتی
bear سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bears سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
liquidity preference theory براساس این نظریه که بوسیله جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی ارائه شده است پائین امدن نرخ بهره موجب افزایش نقدینگی و کاهش اوراق قرضه بهادار میشود .
collagteral trust bonds قرضه هائیکه قرضه یا سهام دیگری به عنوان پشتوانه داشته باشند
make a diplomatic representation به دولتی تذکر دادن یا توجه دولتی را به موضوعی جلب کردن
crown debt طلب دولتی بستانکاری دولتی
class b allotment کسورات سهمیه قرضه حقوقی کسورات سهام قرضه حقوقی
loan قرضه
loans قرضه
prest قرضه
borrow pit قرضه
loaning قرضه
debenture سهم قرضه
debenture سند قرضه
coupon سند قرضه
national debt قرضه ملی
bond predium قرضه با سود
public debt قرضه عمومی
coupons سند قرضه
borrow pit محل قرضه
bearer bond سند قرضه
fiduciary bond قرضه شرافتی
bonuses پاداش قرضه
debenture stock سهام قرضه
bonus پاداش قرضه
bond سند قرضه
savings bond سهام قرضه
national debt burden بار قرضه ملی
borrow area محل قرضه سد خاکی
debenture برگ یا سهم قرضه
mortgage bond سند قرضه گروئی
bearer bond قرضه بدون نام
interim certificates سند قرضه موقتی
bank annuities سهام قرضه دولت بریتانیا که کنسول
bondholder دارای صاحب سهام قرضه دارنده وثیقه یاکفالت
contango بهره دیرکرد تسلیم قرضه وسهام مهلت تحویل مبیع به مشتری
debenture bond برگهای که پشتوانه ان فقط اعتبار صادر کننده است سهم قرضه
callable bond نوعی قرضه که صادر کننده حق بازخرید ان را قبل ازموعد اسمی ندارد
states دولتی
state دولتی
state- دولتی
stating دولتی
belonging to the state <adj.> دولتی
stated دولتی
government-run [television, newspaper etc.] <adj.> دولتی
governmental <adj.> دولتی
governmental دولتی
national [state, federal state] <adj.> دولتی
in quires اوراق
papered اوراق
papers اوراق
paper اوراق
papering اوراق
debenture حواله دولتی
government departments دوایر دولتی
civil services خدمات دولتی
government officials مامورین دولتی
public servants مامورین دولتی
government control نظارت دولتی
public sector بخش دولتی
public schools مدارس دولتی
civil servants مستخدم دولتی
government control کنترل دولتی
economic unit موسسه دولتی و ...
etatism سوسیالیزم دولتی
government owned industries صنایع دولتی
state دولتی حالت
public domain خالصه دولتی
public ownership خالصه دولتی
government office اداره دولتی
the funds وام دولتی
state university دانشگاه دولتی
state socialism سوسیالیسم دولتی
public ownership مالکیت دولتی
public domain مالکیت دولتی
state- دولتی حالت
stated دولتی حالت
states دولتی حالت
stating دولتی حالت
private غیر دولتی
privates غیر دولتی
civil servant مستخدم دولتی
state prison زندان دولتی
state ownership مالکیت دولتی
state college دانشکده دولتی
public monopoly انحصار دولتی
public institutions نهادهای دولتی
public domain خالصه دولتی
government sector بخش دولتی
public assistance کمکهای دولتی
political circles دوایر دولتی
nationalized industries صنایع دولتی
government regulation مقررات دولتی
public ownership مالکیت دولتی
government property مال دولتی
state bank بانک دولتی
state enterprise بنگاه دولتی
state enterprise مالکیت دولتی
quasi public نیمه دولتی
public service استخدام دولتی
public ship ناو دولتی
commerical papers اوراق تجارتی
commercial bills اوراق تجارتی
secret papers اوراق سری
document bills اوراق تجارتی
commercial papers اوراق تجارتی
government stock اوراق بهاداردولتی
disassemble اوراق کردن
negotiable instruments اوراق بهادار
negotiable papers اوراق بهادار
printed matter اوراق چاپی
scrapper اوراق کننده
treasury bonds اوراق بهادارخزانه
overhauling اوراق کردن
substituted service اوراق دعوی
papers اوراق بهادار
scrap اوراق دورانداختن
securities اوراق بهادار
overhauled اوراق کردن
overhauls اوراق کردن
bonds اوراق بهادار
scrapped اوراق دورانداختن
scraps اوراق دورانداختن
scrapping اوراق دورانداختن
overhaul اوراق کردن
papering اوراق بهادار
drafted اوراق بهادار
cannibalization اوراق کردن
drafts اوراق بهادار
papered اوراق بهادار
draft اوراق بهادار
paper اوراق بهادار
The corruption in government offices . فساد دردستگاههای دولتی
privatizing غیر دولتی کردن
the king in council شورای دولتی باحضوراعلیحضرت
privatised غیر دولتی کردن
privatized غیر دولتی کردن
privatize غیر دولتی کردن
privatization غیر دولتی کردن
lycee l دبیرستان دولتی درفرانسه
grant کمک دولتی اعانه
privatises غیر دولتی کردن
privatising غیر دولتی کردن
government enterprise موسسات تولیدی دولتی
privatizes غیر دولتی کردن
adhesion الحاق دولتی به یک پیمان
quasi public company شرکت نیمه دولتی
granted کمک دولتی اعانه
bureaucracy مجموع گماشتگان دولتی
bureaucracies مجموع گماشتگان دولتی
arms نشان دولتی نیرو
grants کمک دولتی اعانه
order in council تصویب نامه دولتی
government broadcasting پخش برنامههای دولتی
state planning برنامه ریزی دولتی
portfolio موجودی اوراق بهادار
portfolios موجودی اوراق بهادار
registered securities اوراق بهادار با نام
securities department اداره اوراق بهادار
securities market بازار اوراق بهادار
security market بازار اوراق بهادار
stock exchange بورس اوراق بهادار
stock exchanges بورس اوراق بهادار
stock exchange بورس اوراق بهادار
bourse [in a non-English-speaking country] بورس اوراق بهادار
scrapbooks دفتر اجناس اوراق
scrapbook دفتر اجناس اوراق
broker دلال اوراق بهادار
junk bond اوراق قرضهی قمارآمیز
junk bonds اوراق قرضهی قمارآمیز
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
brokers دلال اوراق بهادار
brokering دلال اوراق بهادار
brokered دلال اوراق بهادار
junk جنس اوراق وشکسته
overhauling اوراق کردن کامل
scrapped نزاع اوراق کردن
scrapped ماشین الات اوراق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com