English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
appraisement bond اوراق قرضه قابل تجدیدارزیابی
Other Matches
perpetual bonds اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
bondable قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
treasury bond سند قرضه خریداری شده اوراق قرضه خزانه
savings bond اوراق قرضه
obligation اوراق قرضه
obligations اوراق قرضه
bond اوراق قرضه
debenture اوراق قرضه
registered bond اوراق قرضه با نام
government bonds اوراق قرضه دولتی
bill of oredit اوراق قرضه دولتی
bond issue صدور اوراق قرضه
preference bonds اوراق قرضه ممتاز
yield of bonds نرخ بازده اوراق قرضه
bearer stock سهام و اوراق قرضه بدون نام
bond discount تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
emission انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
emissions انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
coupon payments منظورپرداختهای ثابت بابت بهره اوراق قرضه است
bear سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bears سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
liquidity preference theory براساس این نظریه که بوسیله جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی ارائه شده است پائین امدن نرخ بهره موجب افزایش نقدینگی و کاهش اوراق قرضه بهادار میشود .
negotiable papers اوراق قابل انتقال
transferable commercial instrument اوراق تجارتی قابل انتقال
transferable securities اوراق بهادار قابل انتقال
marketable securities اوراق بهادار قابل معامله
collagteral trust bonds قرضه هائیکه قرضه یا سهام دیگری به عنوان پشتوانه داشته باشند
commercial paper اوراق و اسناد بهادار قابل انتقال
re issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
class b allotment کسورات سهمیه قرضه حقوقی کسورات سهام قرضه حقوقی
borrow pit قرضه
loans قرضه
prest قرضه
loaning قرضه
loan قرضه
bonus پاداش قرضه
fiduciary bond قرضه شرافتی
debenture سهم قرضه
bonuses پاداش قرضه
bearer bond سند قرضه
public debt قرضه عمومی
coupon سند قرضه
coupons سند قرضه
debenture stock سهام قرضه
bond سند قرضه
savings bond سهام قرضه
debenture سند قرضه
bond predium قرضه با سود
national debt قرضه ملی
borrow pit محل قرضه
national debt burden بار قرضه ملی
interim certificates سند قرضه موقتی
mortgage bond سند قرضه گروئی
borrow area محل قرضه سد خاکی
debenture برگ یا سهم قرضه
bearer bond قرضه بدون نام
funded تنخواه قرضه دولتی سهام
fund تنخواه قرضه دولتی سهام
security گرو سهام قرضه دولتی
fund holder دارنده سهام قرضه دولتی
bank annuities سهام قرضه دولت بریتانیا که کنسول
bondholder دارای صاحب سهام قرضه دارنده وثیقه یاکفالت
contango بهره دیرکرد تسلیم قرضه وسهام مهلت تحویل مبیع به مشتری
callable bond نوعی قرضه که صادر کننده حق بازخرید ان را قبل ازموعد اسمی ندارد
debenture bond برگهای که پشتوانه ان فقط اعتبار صادر کننده است سهم قرضه
papering اوراق
papered اوراق
paper اوراق
papers اوراق
in quires اوراق
scrap اوراق دورانداختن
papered اوراق بهادار
commercial papers اوراق تجارتی
document bills اوراق تجارتی
papers اوراق بهادار
commercial bills اوراق تجارتی
negotiable papers اوراق بهادار
scraps اوراق دورانداختن
treasury bonds اوراق بهادارخزانه
draft اوراق بهادار
scrapper اوراق کننده
drafted اوراق بهادار
drafts اوراق بهادار
disassemble اوراق کردن
commerical papers اوراق تجارتی
scrapped اوراق دورانداختن
papering اوراق بهادار
overhauls اوراق کردن
cannibalization اوراق کردن
negotiable instruments اوراق بهادار
overhauling اوراق کردن
secret papers اوراق سری
printed matter اوراق چاپی
government stock اوراق بهاداردولتی
overhauled اوراق کردن
overhaul اوراق کردن
scrapping اوراق دورانداختن
securities اوراق بهادار
bonds اوراق بهادار
substituted service اوراق دعوی
paper اوراق بهادار
salvage اوراق کردن وسایل
salvaged اوراق کردن وسایل
salvaging اوراق کردن وسایل
scraps خرده اوراق کردن
assumed portfolio اوراق بهادار مفروض
stock exchange بورس اوراق بهادار
stock exchanges بورس اوراق بهادار
government securities اوراق بهادار دولتی
portfolio موجودی اوراق بهادار
portfolios موجودی اوراق بهادار
salvages اوراق کردن وسایل
scrap ماشین الات اوراق
brokered دلال اوراق بهادار
broker دلال اوراق بهادار
scrapping نزاع اوراق کردن
overhauls اوراق کردن کامل
scrapbook دفتر اجناس اوراق
overhauling اوراق کردن کامل
overhauled اوراق کردن کامل
brokering دلال اوراق بهادار
brokers دلال اوراق بهادار
scrap نزاع اوراق کردن
scrap خرده اوراق کردن
scrapped ماشین الات اوراق
scrapbooks دفتر اجناس اوراق
scrapped نزاع اوراق کردن
scrapped خرده اوراق کردن
scraps نزاع اوراق کردن
scraps ماشین الات اوراق
scrapping خرده اوراق کردن
scrapping ماشین الات اوراق
securities department اداره اوراق بهادار
overhaul اوراق کردن کامل
bourse [in a non-English-speaking country] بورس اوراق بهادار
bearer securities اوراق بهادار بی نام
registered securities اوراق بهادار با نام
securities market بازار اوراق بهادار
security market بازار اوراق بهادار
stock exchange بورس اوراق بهادار
junk جنس اوراق وشکسته
junk bond اوراق قرضهی قمارآمیز
junk bonds اوراق قرضهی قمارآمیز
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
leaflets اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
cannibalizing محل اوراق کردن وسایل
leaflet اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
scrappiness اوراق شدگی ستیزه جویی
transfer of portfolio انتقال موجودی اوراق بهادار
loose leaf دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
loose-leaf دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
leafleting اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
archive ضبط اسناد و اوراق بایگانی
leafleted اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
issue [of something] [ID card or check] انتشار [اسکناس] [اوراق بهادار]
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
ceded portfolio اوراق بهادار واگذار شده
cannibalised محل اوراق کردن وسایل
cannibalises محل اوراق کردن وسایل
cannibalizes محل اوراق کردن وسایل
cannibalising محل اوراق کردن وسایل
cannibalize محل اوراق کردن وسایل
cannibalized محل اوراق کردن وسایل
over-the-counter trading of securities بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
outside market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
portfolio entry قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
leaflet bomb بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
curb market [American E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
pegging تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
kerb market [British E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
To take something to pieces. دل وروده چیزی را در آوردن ( اوراق کردن )
The return on the bonds amounts to ... مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
quotation قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
quotations قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
class a pay reservation کسورات مربوط به پس اندازحقوق کسورات قرضه حقوقی
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
the funds قرضه دولتی سهام وام دولتی
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
observable قابل مشاهده قابل گفتن
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
achievable قابل وصول قابل تفریق
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
combustible قابل سوزش قابل تراکم
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
adducible قابل اضهار قابل ارائه
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
sensible قابل درک قابل رویت
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
presumable قابل استنباط قابل استفاده
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
presentable قابل معرفی قابل ارائه
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com