Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (5 milliseconds)
English
Persian
four point suspension
اویزش چهارگوش
Other Matches
suspensions
اویزش
suspension
اویزش
catenary suspension
اویزش سیم رانش
sus.per coll
حلق اویزش کنید
front wheel suspension
اویزش چرخهای جلوی اتومبیل
front axle suspension
اویزش یا تعلیق اکسل جلو
rectangle
چهارگوش
quadrilaterals
چهارگوش
rectangles
چهارگوش
quadrilateral
چهارگوش
four-square
چهارگوش
quadrant gular
چهارگوش
quadrangular
چهارگوش
panes
چهارگوش
pane
چهارگوش
mast frame
قاب چهارگوش
foursquare
لوزی چهارگوش
squarish
تاحدی چهارگوش
traffic stud
گلمیخ چهارگوش
diamond charge
خرج چهارگوش
intertriglyph
چهارگوش افریز
squarely
بشکل چهارگوش
quadrant gularly
بشکل چهارگوش
rhomboid muscle
ماهیچه چهارگوش معین
quarrying
شیشه الماسی چهارگوش
quarries
شیشه الماسی چهارگوش
demi-metope
[نیمه چهارگوش افریز]
box tool
قلم تراش چهارگوش
quarry
شیشه الماسی چهارگوش
Golden rectangle
پایه های چهارگوش
blocky
قالب دار ساختمان چهارگوش
scow
با قایق چهارگوش حمل کردن
thornback
ماهی پهن چهارگوش خاردار
quad rangle
چهارگوش چاردیواری که ساختمانهائی گرداگرد ان باشد
tessellate
بصورت سنگهای چهارگوش کوچک دراوردن
ray
ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
cape chisel
قلمی برای کندن شکاف یاکنجهای چهارگوش
bags
قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
bag
قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
biretta
یکجور کلاه چهارگوش که کشیشان کلیسای کاتولیک روم بر سر می گذارند
mortarboards
کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
mortarboard
کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
pilaster
شبه ستون ستون چهارگوش یانیمدایره در بدنه بنا
squares
چهارگوش کردن مربع کردن
squaring
چهارگوش کردن مربع کردن
squared
چهارگوش کردن مربع کردن
square
چهارگوش کردن مربع کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com