English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 11 (3 milliseconds)
English Persian
they hurried him along او را شتابانده بردند
Other Matches
the dog wasled سگ را بابندمی بردند
they took refuge in a cave بغاری پناه بردند
the clock was put back عقربههای ساعت را عقب بردند
All his belongings were stolen . هرچه داشت بردند (دزدیدند)
pomander عطری که درقوطی یاکیسه برای گندزدایی با خودمی بردند
dialectic البته باتفاوتهایی که ناشی از روش فکری خاص هر یک بود به کار می بردند
ithyphallic وابسته بصورت ذکر که درجشنهای BACCHUSدارگونه باده دست گرفته می بردند
fasces یک دسته میله که تبری در میان ان قرار داشته وپیشاپیش فرمانداران رومی می بردند و نشان قدرت بوده
paduasoy پارچه ابریشمی راه راه وبادوام که درسده هیجدهم برای جامه بکار می بردند
fasces [نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com