English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (8 milliseconds)
English Persian
am i the keep of my brother? ایامن نگهبان برادرخودهستم
Other Matches
am i right or wrong ایامن درست میگویم یانه ایاحق بامن است یانه
keepers نگهبان
guardsmen نگهبان
watchdog سگ نگهبان
guardian نگهبان
keeper نگهبان
guarding نگهبان
guards نگهبان
guardsman نگهبان
watchman نگهبان
watchmen نگهبان
watchdogs سگ نگهبان
escort نگهبان
conservator نگهبان
body guard نگهبان
escorts نگهبان
duty نگهبان
guardians نگهبان
custodial نگهبان
lifeguard نگهبان
custodier نگهبان
watching نگهبان
escorted نگهبان
escorting نگهبان
enntinel نگهبان
warden نگهبان
custos نگهبان
wardens نگهبان
watch نگهبان
watched نگهبان
watches نگهبان
lifeguards نگهبان
watch man نگهبان
sentinel نگهبان
wards نگهبان
custodians نگهبان
custodian نگهبان
police dog سگ نگهبان
on guard نگهبان
out post نگهبان
guard dog سگ نگهبان
K9 [canine] سگ نگهبان
gallant نگهبان
watch dog سگ نگهبان
sentinels نگهبان
inspectors نگهبان
left half back نگهبان چپ
sentries نگهبان
guard نگهبان
sentry نگهبان
life guard نگهبان
look out نگهبان
inspector نگهبان
chasers نگهبان
chaser نگهبان
ward نگهبان
boat gang نگهبان قایق
guardian angel فرشته نگهبان
curing membrane پوسته نگهبان
anchor watch نگهبان لنگر
arcturus نگهبان شمال
beach patrol نگهبان ساحلی
beach patrol نگهبان اسکله
to stand sentinel نگهبان گذاشتن در
guard signal علامت نگهبان
memory guard نگهبان حافظه
guardian council شورای نگهبان
guard post پایه نگهبان
guard band باند نگهبان
officer of the day افسر نگهبان
gangway staff نگهبان پله
watch officer افسر نگهبان
flag guard نگهبان پرچم
factionary نگهبان قراول
officer of the watch افسر نگهبان
port watch نگهبان بندر
radio guard نگهبان بی سیم
relief of sentry عوض نگهبان
right half back نگهبان راست
sergeant of the guard گروهبان نگهبان
interior guard نگهبان داخلی
air sentinel نگهبان هوایی
coverings نگهبان بگوش
copying نگهبان مخابراتی
curators نگهبان متصدی
curator نگهبان متصدی
wardens نافر نگهبان
cover نگهبان بگوش
warden نافر نگهبان
watchdogs سگ پاسبان نگهبان
bailiff نگهبان دژ سلطنتی
covers نگهبان بگوش
bailiffs نگهبان دژ سلطنتی
churchman نگهبان کلیسا
trick سکانی نگهبان
copy نگهبان مخابراتی
tricking سکانی نگهبان
churchmen نگهبان کلیسا
copied نگهبان مخابراتی
copies نگهبان مخابراتی
watchdog سگ پاسبان نگهبان
tricked سکانی نگهبان
time orderly نگهبان اعلام ساعت
attendants همراه نگهبان کشیک
attendant همراه نگهبان کشیک
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان
warder نگهبان دروازه یا قصر
sentry box سایبان چوبی نگهبان
service officer افسر ارشد نگهبان
earth retaining wall دیوار نگهبان خاک
rangeguard نگهبان میدان تیر
air controlman نگهبان کنترل هوایی
cryptoguard نگهبان اطاق رمز
to relieve guard نگهبان راعوض کردن
Beefeater نگهبان برج لندن
watch dog ناو نگهبان ناوگان
duty officer افسر نگهبان ستاد
armorer نگهبان اسلحه زراد
warders نگهبان دروازه یا قصر
wardress نگهبان و محافظ زن در زندان
guardsmen سرباز هنگ نگهبان
guardsman سرباز هنگ نگهبان
Beefeaters نگهبان برج لندن
chaperone نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperons نگهبان یاملازم خانمهای جوان
rangeguard نگهبان قرق میدان تیر
chaperones نگهبان یاملازم خانمهای جوان
sounding patrol نگهبان عمق سنج ناو
chaperon نگهبان یاملازم خانمهای جوان
post- گماردن نگهبان قرار دادن
posts گماردن نگهبان قرار دادن
watchdog نگهبانی دادن نگهبان بودن
watchdogs نگهبانی دادن نگهبان بودن
posted گماردن نگهبان قرار دادن
officer of the deck افسر نگهبان عرشه ناو
curatorial نگهبان یامتصدی کتابخانه یاموزه
post گماردن نگهبان قرار دادن
sentry box سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
watch fire اتشی که پاسدار یا نگهبان روشن میکند
cover دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
coverings دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
covers دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
dog watch پلیس یا نگهبان عصر و غروب افتاب
raid clerk نگهبان یا متصدی مرکزاطلاعات سیستم اعلام خطرهوایی
guardship ناو یا کشتی نگهبان یا مسئول گشت زنی دریایی
radio guard نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
arcturus نگهبان شمال الفا- گاوران الفا- عوا ارکتوروس
air sentinel گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
anchor watch گروه نگهبانی لنگر نگهبان لنگر
on guard مراقب بودن نگهبان بودن
retaining wall دیوار نگهبان دیوار محافظ
custodial guard گروه محافظین ندامتگاه نگهبان ندامتگاه مسئول ندامتگاه
copied پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copies پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
march outpost نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
horse guards گارد مخصوص سواره نظام گارد سوار نگهبان سوار
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com