Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (6 milliseconds)
English
Persian
ytterbia
ایتربیم اکسید
ytterbium oxide
ایتربیم اکسید
Other Matches
zinc oxid
اکسید روی به فرمول ZnO اکسید دو زنگ
ytterbium
ایتربیم
copper oxide
اکسید مس
oxyde
اکسید
oxides
اکسید
oxide
اکسید
yttrium oxide
ایتریم اکسید
oxidation film
قشر اکسید
oxidant
اکسید کننده
minium
اکسید قرمز
oxidizer
اکسید کننده
ferrous oxide
اکسید فرو
copper oxide rectifier
یکسوکننده مس- اکسید
oxide skin
پوسته اکسید
zirconium oxide
زیرکونیم اکسید
refractory oxide
اکسید دیرگداز
refractory oxide
اکسید نسوز
zirconium dioxide
زیرکونیم دو اکسید
zinc oxide
اکسید روی
yttria
ایتریم اکسید
burnt lime
کلیسم اکسید
acid oxide
اکسید اسیدی
alumina
اکسید الومینیوم
caustic lime
کلیسم اکسید
aluminum oxide
اکسید الومینیوم
silica
اکسید سیلیسیوم
carbon dioxide
دی اکسید کربن
calx
کلیسم اکسید
benzophenone oxide
بنزوفنون اکسید
limes
کلسیم اکسید
lime
کلسیم اکسید
dioxide
دارای دو اکسید
calcium oxide
کلسیم اکسید
alumina
گل پاک یا اکسید الومینیوم
tutty
گرد اکسید دو زنگ
spatalite
اکسید قرمز روی
ruby zinc
اکسید قرمز روی
red zinc ore
اکسید قرمز روی
red oxide of zinc
اکسید قرمز روی
oxide skin
قشر نازک اکسید
oxide coated cathode
کاتد اکسید اندود
oxide cathode
کاتد اکسید اندود
oxidation coefficient
ضریب اکسید شوندگی
incandescent metallic oxid cathode
کاتد اکسید فلزی
zincite
اکسید قرمز روی
arsenic
اکسید ارسنیک بفرمول 3O2As
metallic oxide semiconductor
نیمه هادی اکسید فلزی
hypercapnia
افزایش کربن اکسید در خون
oxymercuriation
اکسید جیوه دار کردن
complementary metal oxide semiconductor
نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی
oxydizing agents
مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
goethite
اکسید اهن معدنی ئیدرژن دار
dry ice
یخی که از جامدکردن اکسید دو کربن بدست میاید
photochemical oxidant
اکسید کننده نور شیمیایی اکساینده فتوشیمیایی
to trap something
[e.g. carbon dioxide]
چیزی را گرفتن
[جمع کردن]
[برای مثال دی اکسید کربن ]
oxide
اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
mos
نیمههای اکسید آهن جایگزین . طرح و سافت مدار مجتماع
oxides
اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
oxides
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
oxide
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
hyperventilation
تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
crocus cloth
پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
parkerizing
عملیاتی که در ان فلز درمحلولی از اسید فسفریک ودی اکسید منگنز داغ شده وسپس در روغن غوطه ورمیگردد تا از خوردگی فلزجلوگیری گردد
decarburizing
گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
cassiterite
معدن قلع اکسید قلع طبیعی
ebam
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
pmos
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com