Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (6 milliseconds)
English
Persian
effective faith
ایمان توام باعمل
Other Matches
stealing from a protected palce
سرقت توام با هتک حرز دزدی توام با هتک حرز
believer
با ایمان
disbeliever
بی ایمان
credo
ایمان
credos
ایمان
faithless
بی ایمان
unbelieving
بی ایمان
belief
ایمان
faith
ایمان
faiths
ایمان
believers
با ایمان
unbelievers
بی ایمان
unbelievin
بی ایمان
trusts
ایمان
infidel
بی ایمان
infidels
بی ایمان
trusted
ایمان
trust
ایمان
unbeliever
بی ایمان
unfaithful
نقض ایمان
unfaith
نقض ایمان
misbelieve
نا ایمان شدن
born-again
ایمان بازیافته
belief
ایمان گمان
the faithful
ایمان داران
professes
ابراز ایمان کردن
professing
ابراز ایمان کردن
troth
براستی از روی ایمان
to believe in a person
بکسی ایمان اوردن
self doubt
عدم ایمان بنفس
I believe in God.
من به خدا ایمان دارم.
nulifidian
ادم بی دین و بی ایمان
faithfulness
خوش عهدی ایمان
profess
ابراز ایمان کردن
believes
ایمان اوردن اعتقادداشتن
believed
ایمان اوردن اعتقادداشتن
believe
ایمان اوردن اعتقادداشتن
biparous
توام زا
twin
توام
gemel
توام
twinned
توام
gemini
توام
duad
توام
mixed
توام
adnate
توام
geminate
توام
joint
توام
easeful
توام باراحتی
twinned
توام کردن
reatrain
عملکرد توام
integrated training
اموزش توام
integrates
توام کردن
geminate
توام کردن
accompany
توام کردن
mixed graze
توام زمین
integrated staff
ستاد توام
mixed air
توام هوا
intergrowth
رویش توام
twain
توام دوقلو
amalgamates
توام کردن
amalgamate
توام کردن
accompanies
توام کردن
amalgamated
توام کردن
integrating
توام کردن
amalgamating
توام کردن
twin
توام کردن
deprived
توام با محرومیت
integrate
توام کردن
aluminum coating by spraying amalgamate
توام کردن
twin check
بررسی توام
twin check
مقابله توام
accompanied
توام کردن
rainsquall
باران توام باتوفان
twin bill
دو مسابقه توام در یک برنامه
work relief
استراحت توام با کار
hypocritical
توام با تدلیس و تزویر
integrated defense
پدافند هوایی توام
participant observation
مشاهده توام با مشارکت
conjugate
درهم امیختن توام
charge coupled device
دستگاه توام با بار
blizzard
بادشدید توام بابرف
blizzards
بادشدید توام بابرف
armstand dive
شیرجه توام با بالانس
synergy
کار توام اشتراک مساعی
synergism
کار توام ودسته جمعی
to wed one quality to onether
دوصفت راباهم توام کردن
adnate
مربوط باعضاء تناسلی توام
integrated defense
پدافند ازمناطق توام دفاعی
integrated reservoir operation
بهره برداری توام از چندمخزن
kleptolagnia
تحریک جنسی توام با دزدی
masque
نمایش توام با موسیقی ورقص
androgyny
وجود دو حالت زنانگی ومردانگی توام
auxesis
رشد توام باعدم تقسیم یاخته
malicious prosecution
پیگرد یا دستگیری توام با سوء نیت
tinged with cnvy
حساسیت امیز توام بارشک یاحسادت
pleuropneumonia
ذات الجنب توام با سینه پهلو
High Mass
عشاء ربانی توام با موسیقی وبخور
rule of reason
تفسیر قانونی توام با سوء نیت
poll degree
درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد
object lessons
درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
object lesson
درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
vaude
نمایش جوربجور واریته درام کوچکی که توام بارقص واواز باشد
solifidian
کسیکه معتقد است که ایمان تنهامایه رستگاری است
gall
حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
galls
حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
melodramas
نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
melodrama
نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com