English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
That is unmitigated nonsense. این از آن حرفهای بی معنی وچرند است
Other Matches
zero compression روندی که حافظه را ازصفرهای مقدم بدون معنی که در سمت چپ ارقام بابیشترین معنی قرار دارند پاک میکند
acceptation قبول معنی عرف معنی مصطلح
signifying معنی دادن معنی بخشیدن
signify معنی دادن معنی بخشیدن
signifies معنی دادن معنی بخشیدن
pro- حرفهای
pro حرفهای
lifetimes حرفهای
lifetime حرفهای
professionals حرفهای
professional حرفهای
occupational حرفهای
professional misconduct اشتباه حرفهای
vocational school اموزشگاه حرفهای
professional code ضوابط حرفهای
vocational education اموزش حرفهای
vocation پیشهای حرفهای
vocations پیشهای حرفهای
extra professional خارج حرفهای
prizefighter بوکسور حرفهای
occupation disease امراض حرفهای
semipro نیمه حرفهای
training school اموزشگاه حرفهای
hoofer رقاص حرفهای
professional status پایگاه حرفهای
bailsman ضامن حرفهای
hit men آدم کش حرفهای
jargon زبان حرفهای
big words حرفهای گنده
malpractices کژکاری حرفهای
trade schools مدرسه حرفهای
trade school مدرسه حرفهای
gladiators بوکسور حرفهای
gladiator بوکسور حرفهای
professionalism ورزش حرفهای
malpractice کژکاری حرفهای
technological حرفهای صنعتی
technologically حرفهای صنعتی
pillow talk حرفهای خصوصی
sweet nothings حرفهای عاشقانه
hit man آدم کش حرفهای
professional workstation ایستگاه کار حرفهای
jockeys اسب سوار حرفهای
jockey اسب سوار حرفهای
division اتحادیه باشگاههای حرفهای
divisions اتحادیه باشگاههای حرفهای
pro shop فروشگاه باشگاه حرفهای
all pro تیم ستارههای حرفهای
association for women in computing سازمان حرفهای وغیرانتفاعی
lay غیر حرفهای عامی
jar ram molding machine دستگاه قالبریزی حرفهای
laymen شخص غیر حرفهای
layman شخص غیر حرفهای
miliaman سرباز حرفهای یاپیمانی
lays غیر حرفهای عامی
A lot of trite ( trivialities ) . حرفهای صد تا یک غاز ( بی ارزش )
old wives' tales حرفهای خاله زنکی
old wives' tale حرفهای خاله زنکی
industrial school اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
to i. from somebodies words از حرفهای کسی استنباط کردن
ranker افسر سربازی کرده نظامی حرفهای
taxi squad گروه بازیگران قراردادی درباشگاه حرفهای
pro am مسابقه گلف بازیگران حرفهای و اماتور
peizefight مسابقه حرفهای بوکس باجایزه نقدی
dilettantism اقدام به کاری از روی تفنن وبطورغیر حرفهای
tours مسابقههای حرفهای هفتگی گلف درشهرهای مختلف
toured مسابقههای حرفهای هفتگی گلف درشهرهای مختلف
tour مسابقههای حرفهای هفتگی گلف درشهرهای مختلف
vanishing بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanishes بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanish بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
touring مسابقههای حرفهای هفتگی گلف درشهرهای مختلف
vanished بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
Eavesdrop فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
first class cricket مسابقه کریکت بین تیمهای حرفهای و اماتور ایالات ودانشگاههای انگلستان
association for computing machinery بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
practitioner وکیل کیف به دست وکیلی که کاراصلیش وکالت باشد وکیل حرفهای
practitioners وکیل کیف به دست وکیلی که کاراصلیش وکالت باشد وکیل حرفهای
synonymous هم معنی
abstracting معنی
drifts معنی
tosh بی معنی
significant پر معنی
significance معنی
intendment معنی
abstracts معنی
meaning less بی معنی
hokum بی معنی
fool begged بی معنی
drift معنی
drifted معنی
drifting معنی
abstract معنی
unmeaning بی معنی
implications معنی
innuendos معنی
meaningless بی معنی
frothy بی معنی
rigmarole بی معنی
rigmaroles بی معنی
innuendoes معنی
innuendo معنی
translation معنی
implication معنی
semantics معنی
equipollent هم معنی
insensate بی معنی
pointless بی معنی
irrationable بی معنی
witless بی معنی
purporting معنی
to explain away معنی
meaning معنی
meaningfully پر معنی
purported معنی
signification معنی
irrational بی معنی
meanings معنی
effect معنی
effected معنی
effecting معنی
dull بی معنی
duller بی معنی
dullest بی معنی
dulling بی معنی
dulls بی معنی
meaningful پر معنی
of no significance بی معنی
purport معنی
definitions معنی
dulled بی معنی
neer do well or well بی معنی
dumbest بی معنی
dumber بی معنی
definition معنی
purporst معنی
purports معنی
significantly پر معنی
dumb بی معنی
ASH معنی این لغت چیست ؟
with out rhyme or reason . بی معنی وقافیه
sementem معنی ساده
scat اواز بی معنی
abstract noun اسم معنی
by extension باتعمیم معنی
blat بی معنی و بی ملاحظه
blatherskite سخن بی معنی
amphibolic دارای دو معنی
dead dog ادم بی معنی
significant figure رقم با معنی
significative معنی دار
by extension بابسط معنی
fall into place معنی گرفتن
par excellence به تمام معنی
suggesting a meaning افاده معنی
opposite meaning معنی متضاد
to this effect باین معنی
neer do well or well ادم بی معنی
frothily بطوربی معنی
grammatical sense معنی دستوری
mystic sense معنی پوشیده
mystic sense معنی رمزی
in letter and in spirit ئر لفظ و در معنی
mal پیشوندی که معنی بد
inexpessive بی اثر بی معنی
parexcellence بتمام معنی
insignificancy بی معنی گری
literal sense معنی لغوی
lexical meaning معنی لغوی
it does not make sense معنی نمیدهد
opposite meaning معنی وارونه
figurative sense معنی مجازی
torpe معنی مجازی
dyed-in-the-wool به تمام معنی
wish wash سخن بی معنی
that is to say بدین معنی که
wastrel ادم بی معنی
to bear a meaning معنی دادن
trope معنی مجازی
pregnantly بطور پر معنی
falderal چیز بی معنی
falderol چیز بی معنی
falderol کلمه بی معنی
fallal کلمه بی معنی
fallal چیزبی معنی
polysemous بسیار معنی
fandangle چیزبی معنی
inutility اوم بی معنی
equivalents مترادف هم معنی
significantly معنی دار
balderdash سخن بی معنی
inept ناجور بی معنی
punctual معنی دار
intent معنی منظور
ambiguity گنگی معنی
ambiguities گنگی معنی
significant معنی دار
jade مرد بی معنی
insignificance بی معنی گری
Anglo- پیشوند به معنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com