Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
that hat does not become you
این کلاه به شما نمیاید
Other Matches
i do not have it in me
از من بر نمیاید
it is stubborn to reason
بدلیل در نمیاید
it does not suit my taste
بذائقه من خوش نمیاید
if you dont object
اگر بدتان نمیاید
i cannot do better
بیش از این از من بر نمیاید
they sing small now
اکنون دیگر صداشان در نمیاید
phyrgian cap
یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry
نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
this play does not stage well
این داستان خوب در نمایش در نمیاید
non sequitur nonsensical
نتیجه غیر منطقی بر نمیاید این دلیل نمیشود
To live on borrowed money . To play for time .
این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
cask
کلاه جنگی کلاه خود
casks
کلاه جنگی کلاه خود
get round the law
با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
jasey
کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
i take no interest in that
هیچ بدان دلبستگی ندارم هیچ از ان خوشم نمیاید
modiste
کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
aigret
گل کلاه
head piece
کلاه
pompom
گل کلاه
panache
پر کلاه
pretty fellow
کج کلاه
ice-cap
یخ کلاه
headgear
کلاه
hat
کلاه
hats
کلاه
cap
کلاه
ice cap
یخ کلاه
nightcaps
شب کلاه
capped
کلاه
nightcap
شب کلاه
beau
کج کلاه
opera hat
کلاه له شو
jack a dandy
کج کلاه
chapeau
کلاه
bilk
کلاه سر
cappa
کلاه
ice-caps
یخ کلاه
balaclava
کلاه دوچشمی
balaclavas
کلاه دوچشمی
high hat
کلاه بلند
mantle
کلاه توری
hat
کلاه کاردینالی
fop
کج کلاه ابله
hats
کلاه کاردینالی
fools cap
کلاه قیفی
summer house
کلاه فرنگی
door lintel
کلاه چهارچوب
galea
کلاه خود
gaud
کلاه برداری
helmet liner
کلاه کاسک
mantles
کلاه توری
fraudulence
کلاه برداری
tricorn
کلاه سه ترک
tricone
کلاه سه ترک
hat tree
کلاه اویز
hat in hand
کلاه دردست
cock
کج نهادگی کلاه
streamer
نوارلباس یا کلاه
streamers
نوارلباس یا کلاه
hat block
قالب کلاه
helmet liner
کلاه فیبری
pitch cap
کلاه زفت
d's cap
کلاه قیفی
steel helmet
کلاه اهنی
cockade
نشان کلاه
hatbox
جعبه کلاه
hatboxes
جعبه کلاه
casque
کلاه خود
miyred
کلاه دار
mutch
کلاه کتانی
black cap
کلاه سیاه
petasus
کلاه بالدار
peruke
کلاه گیس
bareheaded
بدون کلاه
periwig
کلاه گیس
belvidere
کلاه فرنگی
postiche
کلاه گیس
tiaras
کلاه پادشاهی
crush hat
کلاه بازیگرخانه
cocking
کج نهادگی کلاه
cocks
کج نهادگی کلاه
steel cap
کلاه فولادی
snowcap
برف کلاه
service cap
کلاه خدمت
kepi
کلاه کپی
skullcap
کلاه بره
skullcaps
کلاه بره
beret
کلاه بره
berets
کلاه بره
tiara
کلاه پادشاهی
belvedere
کلاه فرنگی
pergolas
کلاه فرنگی
helmet
کلاه خود
bonnets
کلاه سرگذاشتن
hoods
کلاه اهنی
bonnet
کلاه سرگذاشتن
swindlers
کلاه بردار
swindlers
کلاه گذار
swindler
کلاه گذار
avant-sorps
کلاه فرنگی
rug
[American E]
کلاه گیس
helmet
کلاه اهنی
swindler
کلاه بردار
pergola
کلاه فرنگی
helmets
کلاه اهنی
rain hat
کلاه بارانی
helmets
کلاه خود
caskets
کلاه خدمت
casket
کلاه خدمت
polls
راس کلاه
polled
راس کلاه
poll
راس کلاه
frauds
کلاه برداری
fraud
کلاه برداری
capping
کلاه سازی
milliner
کلاه فروش
hatter
کلاه فروش
panama hats
کلاه پاناما
panama hat
کلاه پاناما
plumes
پر کلاه زنان تل
plume
پر کلاه زنان تل
milliners
کلاه فروش
fraudulent
کلاه بردار
hoods
کلاه خود
wig
کلاه گیس
wigs
کلاه گیس
swindle
کلاه برداری
swindled
کلاه برداری
hatpins
گیرهی کلاه
crash helmets
کلاه ایمنی
swindles
کلاه برداری
hatpin
گیرهی کلاه
hairpieces
کلاه گیس
hairpiece
کلاه گیس
bathing caps
کلاه حمام
bathing cap
کلاه حمام
uncap
کلاه از سر برداشتن
Welsh
کلاه گذاشتن
hood
کلاه خود
welch
کلاه گذاشتن
rip-off
کلاه برداری
stetson
کلاه وسترن
pavilion
کلاه فرنگی
stetsons
کلاه کابوی
hood
کلاه اهنی
stetson
کلاه کابوی
rip-offs
کلاه برداری
trilbies
کلاه شاپو
stetsons
کلاه وسترن
pavilions
کلاه فرنگی
rain cap
کلاه کریلی
hooded anorak
کاپشن کلاه دار
tipcat
کلاه نوک تیز
pot hat
کلاه وکلای دادگستری
to block a hat
قالب کردن یک کلاه
to bonnet a person
کلاه سرکسی گذاشتن
to sel a person a pup
کلاه کسیرا برداشتن
porringer
کلاه کاسه مانند
i was bitten
کلاه سرم رفت
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
headguard
کلاه تمرین بوکس
unbonnet
کلاه رااز سربرداشتن
headharness
کلاه تمرین بوکس
to bewig
کلاه گیس زدن
postillion
نوعی کلاه زنانه
steel helmet
کلاه خود اهنی
tri corn
کلاه سه گوشه سه شاخه
wigmaker
کلاه گیس ساز
with intent to defraud
بقصد کلاه برداری
boaters
کلاه حصیری لبهدار
crash helmets
کلاه خود ایمنی
shako
کلاه بلند نظامی
periwig
کلاه گیس زدن
periwigged
کلاه گیس دار
To puff with pride.
<proverb>
باد در کلاه افکندن.
take for a ride
<idiom>
سرکسی کلاه گذاشتن
palm off
<idiom>
سرکسی کلاه گذاشتن
To search ones conscience .
کلاه خود را قا ضی کردن
sun hat
کلاه افتاب گیر
porkpie hat
کلاه تمام لبه
She was left out in the cold . she was left high and dry .
سرش بی کلاه ماند
sunbonnet
کلاه افتابی زنانه
give right arm
<idiom>
کلاه به آسمان انداختن
gloriette
عمارت کلاه فرنگی
tin hat
کلاه خود فلزی
lappet
لبه اویخته کلاه
leghorn
کلاه سبدی ایتالیایی
mitriform
مانند کلاه اسقف
postilion
نوعی کلاه زنانه
chatri
[کلاه فرنگی هندی]
neck or nothing
یا سر میرود یا کلاه می اید
casita
[کلاه فرنگی کوچک]
sung hat
کلاه افتاب گیر
gasket
یکنوع کلاه کاسک
be covered
کلاه برسر بگذارید
turbans
کلاه عمامه مانند
squares
مرتب کردن کلاه
belvedere
کلاه فرنگی مهتابی
squared
مرتب کردن کلاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com