English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
swell باد غرور داشتن تورم
swelled باد غرور داشتن تورم
swells باد غرور داشتن تورم
Other Matches
stagflation تورم + رکود تورم همراه با رکود
self glory غرور
consequentiality غرور
haughtiness غرور
tumidity غرور
hybris غرور
assumption غرور
hubris غرور
supercilicusness غرور
ruff غرور
vanity غرور
ruffs غرور
imperiousness غرور
proud or hight stomach غرور
turgidity غرور
lordliness غرور
loftiness غرور
spiriting غرور
big heads غرور
big head غرور
windiness غرور
vainness غرور
spirit غرور
conceit غرور
ruffe غرور
prideless بی غرور
conceited غرور استعاره
spirit de corps غرور نظامی
insolence توهین غرور
proprietorial pride غرور ملاکی
pride غرور تکبر
prided غرور تکبر
prides غرور تکبر
self sufficiency استغناء غرور
bagginess غرور شلی
priding غرور تکبر
acne غرور جوانی
vainglory غرور فیس
proudly از روی غرور
false pride غرور بیهوده
esprit غرور روحیه
hauteur ارتفاع غرور
Intoxicated with pride . مست باده غرور
talk big <idiom> با غرور حرف زدن
stomachy پراز باد غرور
impetuosity of youth تندی یا غرور جوانی
to put one's pride in one's p غرور را کنارگذاردن وبکارپست تن دردادن
esprit de corps غرور نظامی روح یگانگی
self confidence اعتماد بنفس غرور بیجا
deflation ضد تورم
antinode تورم
protuberancy تورم
inflation تورم
bulge تورم
bulges تورم
bulged تورم
bulging تورم
inflationary تورم
unemployment inflation dilemma تورم
swellings تورم
protuberance تورم
tumescence تورم
tumidness تورم
turgescence تورم
protuberances تورم
goutiness تورم
cumulative inflation تورم
swelling تورم
struma گواتر تورم
structural inflation تورم ساختاری
stagflation تورم رکود
hepatitis تورم کبد
secular inflation تورم قرنی
turgidity بادکردگی تورم
secular inflation تورم مزمن
undersirable inflation تورم نامطلوب
reflation بازآوری تورم
reflation تورم عمدی
rate of inflation نرخ تورم
persistent inflation تورم مداوم
tumidity برامدگی [تورم]
turgor تورم [آماس]
tumidity تورم [آماس]
tumescence تورم [آماس]
swelling تورم [آماس]
protuberance تورم [آماس]
bulge تورم [آماس]
galloping inflation تورم شدید
galloping inflation تورم چهارنعل
galloping inflation تورم افسارگسیخته
galloping inflation تورم تازنده
gas inflation تورم گاز
bulge بادکردگی [تورم]
tumescence برامدگی [تورم]
swelling برامدگی [تورم]
protuberance برامدگی [تورم]
lump برامدگی [تورم]
bulge برامدگی [تورم]
turgor بادکردگی [تورم]
tumidity بادکردگی [تورم]
tumescence بادکردگی [تورم]
swelling بادکردگی [تورم]
protuberance بادکردگی [تورم]
lump بادکردگی [تورم]
disinflationary کاهنده تورم
disinflation کاهش تورم
persistent inflation تورم دائمی
imported inflation تورم وارداتی
turgor برامدگی [تورم]
hidden inflation تورم پنهان
hidden inflation تورم خزنده
hyperinflation تورم شدید
hyperinflation تورم حاد
chronic inflation تورم مزمن
inflation rate نرخ تورم
inflationism تورم گرایی
inflation تورم پول
lump تورم [آماس]
monetary inflation تورم پولی
creeping inflation تورم ارام
anti drumming sheet ورق ضد تورم
creeping inflation تورم خزنده
reflate تورم ایجاد کردن
reflated تورم ایجاد کردن
strumous دارای تورم بالشی
reflating تورم ایجاد کردن
enlarged tonsils تورم لوزه ها [پزشکی]
tumefaction ورم حالت تورم
runaway inflation تورم افسار گسیخته
tumescence ورم حالت تورم
swelling resistant مقاوم در برابر تورم
unexpected inflation تورم غیر منتظره
strumose دارای تورم بالشی
anticipated inflation تورم مورد انتظار
reflates تورم ایجاد کردن
ingotism تورم و رشد بیش از حدبلورها
demand pull inflation تورم ناشی از فشار تقاضا
goiterogenic ایادکننده تورم غده تیروئید
anticipated inflation تورم پیش بینی شده
excess demand inflation تورم ناشی از مازاد تقاضا
cost push inflation تورم ناشی از فشار هزینه
inflationism پیروی از روش تورم اقتصادی
supply push inflation تورم ناشی از فشار عرضه
frost heave تورم خاک در اثر یخبندان
unexpected inflation تورم پیش بینی نشده
expectational inflation تورم پیش بینی شده
expectational inflation تورم قابل پیش بینی
wage push inflation تورم ناشی از فشار مزد
inflatable قابل تورم یا باد کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
goitrogenic ایجاد کننده تورم غده تیروئید
trade off between inflation and رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
to keep down زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
to keep up از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
mark up price inflation تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
natural rate hypothesis هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
differed اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hoping انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes انتظار داشتن ارزو داشتن
reside اقامت داشتن مسکن داشتن
meaner مقصود داشتن هدف داشتن
resided اقامت داشتن مسکن داشتن
hope انتظار داشتن ارزو داشتن
meanest مقصود داشتن هدف داشتن
differ اختلاف داشتن تفاوت داشتن
abhorred بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorring بیم داشتن از ترس داشتن از
proffer تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered تقدیم داشتن عرضه داشتن
differs اختلاف داشتن تفاوت داشتن
to have by heart ازحفظ داشتن درسینه داشتن
abhors بیم داشتن از ترس داشتن از
hoped انتظار داشتن ارزو داشتن
differing اختلاف داشتن تفاوت داشتن
resides اقامت داشتن مسکن داشتن
mean مقصود داشتن هدف داشتن
cost قیمت داشتن ارزش داشتن
phillips curve شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
upkeep بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
hot money منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
deflating خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflates خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflated خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflate خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
inflationary recession رکود همراه باتورم تورم رکود
to have something in reserve چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
lead a dog's life <idiom> زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
long for اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
phillips curve منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
natural rate hypothesis فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
accelerationists شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
doubting شک داشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com