English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
foul bill of lading بارنامه نادرست
Other Matches
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
waybill بارنامه
manifesting بارنامه
manifest بارنامه
consignment note بارنامه
manifested بارنامه
bill of lading بارنامه
road bill بارنامه
manifests بارنامه
way bill بارنامه
blading بارنامه
b/l بارنامه
claused bill og exchange بارنامه مشروط
clean bill of lading بارنامه بی نقض
clean bill of lading بارنامه ساده
short form bill of exchange بارنامه ملخص
clean bill of lading بارنامه تمیز
clean bill of lading بارنامه بی نقص
bill of loading بارنامه کشتی
clean bill of exchange بارنامه بی نقص
dirty bill od lading بارنامه مغشوش
ocean manifest بارنامه دریایی
supply manifest بارنامه امادی
through bill of exchange بارنامه سراسری
foul bill of lading بارنامه مشروط
flight manifest بارنامه هواپیما
dirty bill od lading بارنامه مشروط
way bill بارنامه دریایی
combined bill of laning بارنامه مرکب
through bill of lading بارنامه سراسری
supply manifest بارنامه اقلام تدارکاتی
air bill بارنامه محموله هوایی
awb بارنامه حمل هوایی
way bill بارنامه راه اهن
reconsignment تجدید بارنامه کردن
railway bill of lading بارنامه راه اهن
on board bill of exchange بارنامه روی کشتی
combined bill of laning بارنامه حمل مرکب
house airway bill بارنامه داخلی هوایی
clean bill of lading بارنامه بدون قیدوشرط
found shipment بار بدون بارنامه
inland waterway bill of lading بارنامه ابراه داخلی
airway bill بارنامه حمل هوایی
found shipment کالای بدون بارنامه یا رسید
cargo documentation بارنامههای کشتی بارنامه کردن
contract shipment number شماره بارنامه کالای ارسالی
fiata combined transport bill of lading بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
ocean manifest بارنامه حمل کالای دریایی
reconsignment تنظیم مجدد بارنامه برای تحویل
contract shipment number شماره بارنامه مواد مربوط به قرارداد
flight manifest بارنامه پرواز یا لیست مسافرین هواپیما
freight release بارنامه بمنظور اعلام دریافت هزینه حمل
fbl lading of bill combinedtransport FIATA بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
out of order نادرست
out of a نادرست
out of trim نادرست
unfair نادرست
unfairly نادرست
phonies نادرست
phony نادرست
unsafe نادرست
fouls نادرست
foulest نادرست
phoney نادرست
phoneys نادرست
dishonest نادرست
inexact نادرست
false code کد نادرست
crooked نادرست
spurious نادرست
inconsecutive نادرست
inconsequent نادرست
infirmly نادرست
wrongful نادرست
sinister کج نادرست
trumped-up نادرست
imprecise نادرست
fouler نادرست
inaccurate نادرست
amiss نادرست
in error <adj.> نادرست
false نادرست
erroneous نادرست
trumped up نادرست
fouled نادرست
false <adj.> نادرست
foul نادرست
impure نادرست
fallacy of composition تعمیم نادرست
misconstructions تفسیر نادرست
distractor گزینه نادرست
improper نامناسب نادرست
misinformation خبر نادرست
wrongfully بطور نادرست
vicious بدطینت نادرست
heterography املای نادرست
wrong information اطلاعات نادرست
untrue نادرست خائن
mistranslation ترجمه نادرست
false information اطلاعات نادرست
missatement گفته نادرست
paralogism قیاس نادرست
mispronounciation تلفظ نادرست
miscue ضربه نادرست
jackleg ناشی نادرست
false information خبر نادرست
inexactly بطور نادرست
inaccurately بطور نادرست
wrong answers پاسخهای نادرست
false ساختگی نادرست
misconstruction تعبیر نادرست
mispronunciation تلفظ نادرست
inaccurate نادرست یا غلط
misconstruction تفسیر نادرست
misconstructions تعبیر نادرست
mispronunciations تلفظ نادرست
chuck پرتاب نادرست
unsound ناخوش نادرست
chucked پرتاب نادرست
by indirection با وسائل نادرست
false code رمز نادرست
chucks پرتاب نادرست
foul play کار نادرست
error عقیده نادرست
errors عقیده نادرست
prismatic spectacles عینک نادرست نما
paralpgize قیاس نادرست ساختن
lied سخن نادرست گفتن
off base <idiom> غیر دقیق ،نادرست
true false questions پرسشهای درست- نادرست
wild cat بی اعتبار بی پشتوانه نادرست
mininformation اطلاع یا خبر نادرست
unfair trade practice اعمال تجاری نادرست
misallocation of resources تخصیص نادرست منابع
lie سخن نادرست گفتن
foozle بدساختن ضربت نادرست
incorrect نادرست یا به همراه خطا
sigmatism تلفظ نادرست حرف " س "
lies سخن نادرست گفتن
suggestio falsi افهار و اعلام نادرست
malfunction نادرست عمل کردن
malfunctioned نادرست عمل کردن
malfunctions نادرست عمل کردن
constructive receipt billing ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
false starts اغاز نادرست خطا در شروع
wide of the mark <idiom> از هدف به دور بردن ،نادرست
ungrammatical مخالف ایین دستور نادرست
mal خطا نادرست و متقلبانه را می رساند
paralogist کسیکه قیاس نادرست میسازد
false start اغاز نادرست خطا در شروع
an i calculation حساب نادرست یا غیر دقیق
hatch list لیست بار داخل دهلیزها بارنامه دهلیزها
skews میزان کردن چیزی به صورت نادرست
boolean operation یکی از دو مقدار ممکن درست یا نادرست
logical معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
skew میزان کردن چیزی به صورت نادرست
skewing میزان کردن چیزی به صورت نادرست
ambiguities خطای ناشی از انتخاب نادرست داده مبهم
contamination ذخیره کردن اطلاعات در جای نادرست در حافظه
zeros 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
ambiguity خطای ناشی از انتخاب نادرست داده مبهم
zero 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
Everybody condemned his foolish behaviour . همه رفتار نادرست اورا محکوم کردند
zeroes 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
out of square خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
semantics خطای ناشی از استفاده از نشانه نادرست در یک دستور برنامه
grammatical error استفاده نادرست از قواعد زمان برنامه نویسی کامپیوتر
logical خطا در طراحی برنامه که باعث جهش یا عملیات نادرست شود
mis- پیشوندی است بمعنی غلط-اشتباه- نادرست- بد- سوء دشمنی
mis پیشوندی است بمعنی غلط-اشتباه- نادرست- بد- سوء دشمنی
graft پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
hazards خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazarding خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazarded خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazard خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
grafts پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
debounce جلوگیری از محسوس بسته شدنهای نادرست یا جعلی یک کلید یا سوئیچ
grafted پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
denials تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
cancelling کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
cancel کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
cancels کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
neither nor function تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
frauds دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
fraud دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
denial تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
NOR function = تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
components خطای ناشی از یک وسیله مشکل دار ونه برنامه نویس نادرست
component خطای ناشی از یک وسیله مشکل دار ونه برنامه نویس نادرست
boolean operation کلمه دودویی که در آن هر بیت نشان دهنده درست یا نادرست است با استفاده از اعداد 0 و 1
fallacy of composition استدلال نادرست به اینکه هرگاه بعض مطلبی درست باشد کل ان صحیح است
burn out گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
palettes تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
palette تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com