English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (4 milliseconds)
English Persian
asian games بازیهای اسیایی
Other Matches
Asian اسیایی
asiatic اسیایی
Asians اسیایی
oriental اسیایی خاوری
Eurasians اروپایی و اسیایی
Eurasian اروپایی و اسیایی
falconet باز کوچک اسیایی
tiger lily سوسن بلند اسیایی
hill myna سار سیاه وبزرگ اسیایی
woodwaxen طاوسی پا کوتاه اسیایی و اروپایی
woodcock خروس جنگلی اسیایی و اروپایی
water buffalo گاو میش اهلی شده اسیایی
plympic games بازیهای المپیک
racket games بازیهای راکتدار
olympics بازیهای المپیک
net games بازیهای توردار
field games بازیهای میدانی
youth sports بازیهای جوانان
court games بازیهای محوطهای
computerized game playing بازیهای کامپیوتری
games بازیهای المپیک
tracked زمین بازیهای میدانی
track زمین بازیهای میدانی
team tennis بازیهای مختلف تنیس
matches رویارویی بازیهای دو جانبه
winter olympic بازیهای المپیک زمستانی
match رویارویی بازیهای دو جانبه
party politics سیاست بازیهای حزبی
amusement arcade سالن بازیهای الکترونیکی
pan american games بازیهای ملتهای امریکایی
goal games بازیهای دروازه دار
olympiad جشنهای بازیهای المپیک
ball park زمین بازیهای با توپ
tracks زمین بازیهای میدانی
olympian شرکت کننده بازیهای المپیک
courtesy runner بازیگر سهیم در بازیهای غیررسمی
queen of دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
groundhopper [British English] طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور [از خانه] تیم خود را دیدار میکند.
colombo plan طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
roughhouse بازیهای خرکی و پر سر وصدا بین ساکنان یک اطاق بازی خرکی و پر سر وصداکردن
democratic comiteism سیستم کمیتهای دمکراتیک اصطلاحی است که لنین وتروتسکی و سایر نویسندگان کمونیست برای کمیسیون بازیهای سیستم دممراتیک وضع کرده اند و این نحوه عمل را از نقاط ضعف و عیوب دمکراسی می دانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com