Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
irredeemable
باز خرید نشدنی
Other Matches
incondensable
خلاصه نشدنی تغلیظ نشدنی
insupressive
پامال نشدنی موقوف نشدنی
inconsumable
سوخته نشدنی تمام نشدنی
unappeasable
اقناع نشدنی راضی نشدنی
incorrodible
خورده نشدنی سائیده نشدنی
close price
دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
purchase request
درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
field buying
خرید کردن در صحرا خرید محلی
purchase price variance
سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
order
خرید سفارش خرید
central purchase
خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
inductile
خم نشدنی
indiminishable
کم نشدنی
impractical
نشدنی
irresolvable
حل نشدنی
indissoluble
اب نشدنی
irresoluble
اب نشدنی
indissoluble
حل نشدنی
insoluble
حل نشدنی
inextricable
حل نشدنی
impalpability
حس نشدنی
infeasible
نشدنی
insolvable
حل نشدنی
impracticable
<adj.>
نشدنی
inexecutable
<adj.>
نشدنی
unfeasible
<adj.>
نشدنی
indomitable
رام نشدنی
indecomposable
فاسد نشدنی
indeclinable
صرف نشدنی
insurmountable
بر طرف نشدنی
inconvincible
متقاعد نشدنی
implacability
نرم نشدنی
inapplicable
اجرا نشدنی
incompressible
فشرده نشدنی
incommutable
سبک نشدنی
incalculable
شمرده نشدنی
indefeasibility
الغاء نشدنی
indefeasible
الغاء نشدنی
insoluble
ماده حل نشدنی
inconvincible
ملزم نشدنی
an inflexible rod of iron
میل خم نشدنی
impenetrable
داخل نشدنی
indigestive
هضم نشدنی
impenetrable
سوراخ نشدنی
impracticable
اجراء نشدنی
indiscernible
دیده نشدنی
inseparable
جدا نشدنی
invisible
دیده نشدنی
immiscible
امیخته نشدنی
indefectible
خراب نشدنی
ineligible
شامل نشدنی
incorruptible
فاسد نشدنی
incognizable
شناخته نشدنی
incodensable
منقبض نشدنی
unprintable
چاپ نشدنی
ineradicable
ریشه کن نشدنی
an impossible act
کار نشدنی
unrelenting
تسلیم نشدنی
inexorable
تسلیم نشدنی
inexorable
نرم نشدنی
unforgettable
فراموش نشدنی
intractable
رام نشدنی
insatiable
سیر نشدنی
insatiably
سیر نشدنی
insatiate
سیر نشدنی
ineradicable
قلع نشدنی
illegibility
خوانده نشدنی
indefatigable
خسته نشدنی
inburnt
پاک نشدنی
imperishable
فاسد نشدنی
inapproachable
نزدیک نشدنی
impregnability
تسخیر نشدنی
implacability
ارام نشدنی
impierceable
سوراخ نشدنی
imperforable
سوراخ نشدنی
impalpable
لمس نشدنی
indefinably
توصیف نشدنی
indefinable
توصیف نشدنی
immiscible
مخلوط نشدنی
unmanageable
رام نشدنی
indistributable
تقسیم نشدنی
impracticable
<adj.>
انجام نشدنی
irretractile
جمع نشدنی
irresuscitable
زنده نشدنی
irresoluble
رها نشدنی ول
irremovable
معزول نشدنی
inviolate
غصب نشدنی
indelible
پاک نشدنی
irrelievable
رها نشدنی
haunting
فراموش نشدنی
irrefragable
تسلیم نشدنی
irradicable
ریشه کن نشدنی
invictive
مغلوب نشدنی
intractile
کشیده نشدنی
insuppresible
موقوف نشدنی
never say die
رام نشدنی
never to be forgotten
فراموش نشدنی
inexecutable
<adj.>
انجام نشدنی
unfeasible
<adj.>
انجام نشدنی
unfailing
تمام نشدنی
unflappable
مایوس نشدنی
non-starters
کار نشدنی
non-starter
کار نشدنی
quenchless
خاموش نشدنی
tameless
رام نشدنی
of proof
سوراخ نشدنی
nonrecurring
تجدید نشدنی
invincible
مغلوب نشدنی
next to impossible
تقریبا نشدنی
unerring
اشتباه نشدنی
insolubly
بطور حل نشدنی
insatiability
اقناع نشدنی
irrepressible
مطیع نشدنی
inexecutable
اجرا نشدنی
imperceptible
دیده نشدنی
irrepressible
خوابانده نشدنی
infintesimal
جزخرد نشدنی
infrangible
خرد نشدنی
infusible
گداخته نشدنی
inexhaustibility
تهی نشدنی
insolubility
حل نشدنی ناگذاری
inextinguishable
خاموش نشدنی
ineffaceable
پاک نشدنی
indocile
رام نشدنی
indelibly
بطور پاک نشدنی
noninterchanging states
حالتهای تعویض نشدنی
nonperishable items
اقلام فاسد نشدنی
prohibited risk
خطر بیمه نشدنی
inalienable
محروم نشدنی لایتجزا
unrelenting
بیرحم نرم نشدنی
ineffaceably
بطور پاک نشدنی
indomitably
بطور رام نشدنی
indissolubly
بطور منحل نشدنی
an inseparable prefix
سر واژه جدا نشدنی
indissoluble
منحل نشدنی ماندگار
indelibility
پاک نشدنی بودن
ineffaceable
محو نشدنی ماندگار
irreducible
ناکاستنی ساده نشدنی
unmanagesble
رام نشدنی شرور
impossible
امکان نا پذیر نشدنی
nonerasable storage
حافظه پاک نشدنی
infintesimal
کوچک خرد نشدنی
incalculably
بطور شمرده نشدنی
indelible
محو نشدنی ماندگار
irreconcilable
جور نشدنی ناسازگار
irrecoverably
بطور وصول نشدنی
ireversible
دگرگون نشدنی بر نگشتنی
insuppresible
نخواباندنی پامال نشدنی
inseparably
بطور جدا نشدنی
impregnability
استواری ابستن نشدنی
intractably
بطور رام نشدنی
immiscibility
حالت مخلوط نشدنی
illimitable
نامحدود محدود نشدنی
unequivocal
صریح اشتباه نشدنی
irremovable
برداشته نشدنی ثابت
unequivocally
صریح اشتباه نشدنی
inextinguishably
بطور خاموش نشدنی
nonerasable storage
انباره پاک نشدنی
incompressible
فشار نا پذیر خلاصه نشدنی
nonexpendable
غیر استهلاکی مصرف نشدنی
unbeatable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
drainless
پایان ناپذیر تمام نشدنی
irreclaimable
بازیافت نکردنی درست نشدنی
inexcitable
دیر غضب تهیج نشدنی
immitigable
سبک نشدنی تسکین ندادنی
infeasible
غیر عملی اجراء نشدنی
piece part
قطعه سرهم و جدا نشدنی
unfrequented
دور افتاده تکرار نشدنی
incorruptible
فساد نا پذیر منحرف نشدنی
indestructible
از میان نرفتنی نابود نشدنی
irreparable
مرمت ناپذیر خوب نشدنی
inexhaustible
پایان نا پذیر تهی نشدنی
impossibility
عدم امکان کار نشدنی
incorrigible
بهبودی ناپذیر درست نشدنی
weatherproof
خراب نشدنی در اثر هوا
interminable
تمام نشدنی بسیار دراز
insuperable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
inappeasable
غیر قابل تسکین قانع نشدنی
irresolvable
غیر قابل تجزیه جدا نشدنی
unfaling
تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
incompressible
کوچک نشدنی غیر قابل تلخیص
inconvincible
اقناع نکردنی شخص متقاعد نشدنی
irrepealable
غیر قابل الغاء باطل نشدنی
durable goods
کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
indefeasibly
بطور باطل نشدنی چنانکه نتوان الغاکرد
sunfast
محو نشدنی در اثر نور افتاب رنگ ثابت
shopping
خرید
purchasing
خرید
procurement
خرید
underwrote
خرید
buying
خرید
buys
خرید
underwrite
خرید
underwrites
خرید
underwriting
خرید
purchased
خرید
buy
خرید
purchases
خرید
bondwoman
زن زر خرید
purchase
خرید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com