English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
by the skin of one's teeth <idiom> باسود بسیار اندک
Other Matches
nibbled گاز زدن اندک اندک خوردن
nibbles گاز زدن اندک اندک خوردن
nibble گاز زدن اندک اندک خوردن
nibbling گاز زدن اندک اندک خوردن
cum dividend باسود
c. prefrential shares سهامی که سود پس افتاده انهایکی باسود جاری انهاپرداخته شود
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
niggling اندک
drib اندک
thrum اندک
fewest اندک
paucity اندک
fewer اندک
few اندک
low کم اندک
scant اندک
low test اندک
slights اندک
slighting اندک
scarcest اندک
slighted اندک
modicum اندک
paul اندک
scrimp اندک
slighter اندک
scantling اندک
scruple اندک
slightest اندک
scarcer اندک
scarce اندک
little اندک
slight اندک
whit ابدا اندک
scantier اندک قلیل
scantiest اندک قلیل
lean نحیف اندک
leaned نحیف اندک
leans نحیف اندک
ounce چیز اندک
ounces چیز اندک
glimmer درک اندک
glimmered درک اندک
glimmers درک اندک
sprinkling شمار اندک
skim تماس اندک
skimmed تماس اندک
sprinkling میزان اندک
skimpy اندک نحیف
skims تماس اندک
scanty اندک قلیل
frugal با صرفه اندک
flea bite اندک ناراحتی
darksome اندک ی تیره
d. likeness شباهت اندک
priggism اندک بینی
cast of melancholy اندک مالیخولیا
in a short time در اندک زمانی
pinch اندک جانشین
pinches اندک جانشین
fud شخص اندک بین
camber قوزیا خمیدگی اندک
cambers قوزیا خمیدگی اندک
adumbrative اندک نمایش دهنده
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
half cap سلام با اندک تکانی درکلاه
margin اندک حاشیه دار کردن
margins اندک حاشیه دار کردن
pin prick چیزی که مایه اندک انگیختگی گرد د
(not) move a muscle <idiom> حرکت ندادن حتی به مقدار اندک
stenotopic دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
low frequency امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
etna فرف کوچکی که اندک ابی رادران بوسیله چراغ الکلی گرم میکنند
very بسیار
oftentimes بسیار
longeval بسیار زی
lashongs بسیار
out and a way بسیار
sopping بسیار
no end of بسیار
mickle or muckle بسیار
not a lettle بسیار
multiped بسیار پا
mickle بسیار
muckle بسیار
immortally بسیار
overly بسیار
by far بسیار
detestable بسیار بد
much بسیار
multiplicity بسیار
beastby بسیار
an abundance of بسیار
many بسیار
far بسیار
very little بسیار کم
multifarious بسیار
so mush بسیار
plenty بسیار
far and away بسیار
ever so بسیار
thousand and one بسیار
unco بسیار
all بسیار
precious بسیار
numerous بسیار
clinking بسیار
sorely بسیار
desperate بسیار بد
lot بسیار
powerfully بسیار
terrible <adj.> بسیار بد
awfully بسیار
lousy <adj.> بسیار بد
rotten <adj.> بسیار بد
awful <adj.> بسیار بد
sadly بسیار بد
seldom بسیار کم
parlous بسیار
galore بسیار
abundant بسیار
all- بسیار
supersubtlety زرنگی بسیار
dozens of girls ذختران بسیار
thank you very much بسیار ممنونم
too expensive <adj.> بسیار گران
dirt cheap بسیار ارزان
hairline rule خط بسیار نازک
diaphoresis خوی بسیار
sizzler بسیار گرم
superheat بسیار گرم
high strung بسیار حساس
overpriced <adj.> بسیار گران
supereminent بسیار بلند
heart break اندوه بسیار
superfine بسیار فریف
heavy poll ارا بسیار
gelid بسیار سرد
the d. is in him بسیار شروراست
deluxe بسیار زیبا
bulimy حرص بسیار
many persons مردمان بسیار
at railway speed بسیار تند
at full lick بسیار تند
at a premium بسیار مطلوب
at a great rat بسیار تند
ad nauseam بسیار زننده
all-powerful بسیار نیرومند
deep read بسیار خوانده
v.l.f. بسامد بسیار کم
corking بسیار عالی
delightsome بسیار دلپسند
brilliant بسیار درخشان
dateless بسیار قدیم
prime بسیار مهم
d. stupid بسیار کودن
primed بسیار مهم
primes بسیار مهم
ultramodern بسیار تازه
frigid بسیار سرد
overripe بسیار رسیده
much was said بسیار چیزهاگفته شد
much rain باران بسیار
much pleased بسیار خوشتود
pianissimo بسیار اهسته
snazzier بسیار جالب
snazziest بسیار جالب
overrefinement تصفیه بسیار
snazzy بسیار جالب
goody goody بسیار خوب
meticulosity دقت بسیار
pleophagous بسیار خوار
many books کتابهای بسیار
multangular بسیار گوشه
multidentate بسیار دندان
oliguresis پیشاب بسیار کم
ogygian بسیار کهنه
of great importance بسیار مهم
peracute بسیار حاد
multocular بسیار چشم
peracute بسیار سخت
multivincular بسیار پیوند
multitudinously با گروه بسیار
multisonous بسیار صدا
multisonant بسیار صدا
perfervid بسیار باحرارت
multiform بسیار شکل
goody-goodies بسیار خوب
goody-goody بسیار خوب
infernality زشتی بسیار
polystomatous جانور بسیار
polystome جانور بسیار
inappreciable نامحسوس بسیار کم
precipitance تعجیل بسیار
precipitancy تعجیل بسیار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com