Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (36 milliseconds)
English
Persian
grate
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
Other Matches
furnishes
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
grater
شبکه اهنی
graters
شبکه اهنی
net
با تورگرفتن شبکه دارکردن
nett
با تورگرفتن شبکه دارکردن
nets
با تورگرفتن شبکه دارکردن
staffs
با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staff
با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staffed
با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
marinade
[ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinate
[ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
ferriferous
دارای مواد اهنی
truss bridge
پل دارای اسکلت اهنی
fraise
نرده دار کردن دهانه چیزی را گشادتر کردن
club car
واگن راه اهنی که دارای میزناهارخوری باشد
tool
مجهز کردن
equipping
مجهز کردن
busks
مجهز کردن
busking
مجهز کردن
equips
مجهز کردن
imps
مجهز کردن
busk
مجهز کردن
imp
مجهز کردن
equip
مجهز کردن
habilitate
مجهز کردن
busked
مجهز کردن
mechanizes
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
dight
اماده کردن مجهز کردن
reflectorize
مجهز به بازتابنده کردن
reflecterize
مجهز به بازتابنده کردن
masts
دیرک بادکل مجهز کردن
mast
دیرک بادکل مجهز کردن
to provide oneself
خودرا اماده یا مجهز کردن
prepare
مهیا ساختن مجهز کردن
prepares
مهیا ساختن مجهز کردن
preparing
مهیا ساختن مجهز کردن
ox fence
اغل کاو که دارای نرده یاپرچین باشد
oxer
اغل گاو که دارای نرده یاپرچین باشد
grid
بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
grids
بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
vesiculate
حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
furnish
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
lacevi
بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
fences
حفظ کردن نرده کشیدن
rail
نرده کشیدن توبیخ کردن
fence
حفظ کردن نرده کشیدن
wattle
نرده گذاری کردن بستن
picketed
نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets
نرده کشیدن مراقبت کردن
picket
نرده کشیدن مراقبت کردن
well founded
کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
well found
کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
inverting
معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
invert
معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
inverts
معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
screens
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screened
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screen
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
attaching
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attach
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
picketed
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
pickets
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picket
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
personate
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbs
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
incorporate
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporates
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
reticulated
دارای شبکه سه بعدی فریف
penicillate
دارای شبکه توری فریف
reman
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edges
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edge
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
wire glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wired glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
inflames
دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifying
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflaming
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame
دارای اماس کردن ملتهب کردن
catalyze
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
directories
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
local area network
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
lan
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند تمام ایستگاههای کار شبکه محلی به سرور شبکه اصلی متصل هستند و کاربران به آن سرور وارد می شوند
freaks
خط دارکردن رگه دارکردن
freak
خط دارکردن رگه دارکردن
reticulate
شبکه کردن مشبک
internetwork
تعدادی شبکه متصل بهم با استفاده از bridge و roater که به کاربر یک شبکه امکان دستیابی به هر منبع در شبکه دیگر بدهد
sorting network
شبکه مرتب کردن داده ها
grid current limiting
محدود کردن جریان شبکه
meshing
شبکه تور مانند یا مشبک کردن
meshes
شبکه تور مانند یا مشبک کردن
mesh
شبکه تور مانند یا مشبک کردن
bridges
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridged
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
racking
تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
reseau
شبکه بندی کردن عکس برای انطباق ان با نقشه
lattices
خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
distribute
چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
AUI connector
اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
lattice
خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
distributing
چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distributes
چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
innervate
دارای پی کردن
sequential
پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
claim frame
فریم مخصوص برای مشخص کردن ایستگاه آغاز کننده شبکه
potentialize
دارای استعداد کردن
tinkle
دارای طنین کردن
personalize
دارای شخصیت کردن
gift
دارای استعداد کردن
tooth
دارای دندان کردن
vallum
دارای استحکامات کردن
tinkled
دارای طنین کردن
tinkles
دارای طنین کردن
castellate
دارای استحکامات کردن
hydrogenate
دارای هیدروژن کردن
personified
دارای شخصیت کردن
crenelate
دارای کنگره کردن
transistorize
دارای ترانسیتور کردن
nitrogenize
دارای نیتروژن کردن
varnishes
دارای فاهرخوب کردن
varnished
دارای فاهرخوب کردن
varnish
دارای فاهرخوب کردن
gifts
دارای استعداد کردن
personifying
دارای شخصیت کردن
insoul
دارای روح کردن
personify
دارای شخصیت کردن
vitaminize
دارای ویتامین کردن
nationalises
دارای ملیت کردن
personifies
دارای شخصیت کردن
crenellate
دارای کنگره کردن
hydroxylate
دارای هیدروکسیل کردن
rampart
دارای استحکامات کردن
populates
دارای جمعیت کردن
nationalising
دارای ملیت کردن
embrasure
دارای منفذ کردن
embrasures
دارای منفذ کردن
indexes
:دارای فهرست کردن
whipstitch
دارای مرز کردن
zigzag
دارای پیچ و خم کردن
nationalizing
دارای ملیت کردن
substantivize
دارای ماهیت کردن
zigzagged
دارای پیچ و خم کردن
varnishing
دارای فاهرخوب کردن
indexed
:دارای فهرست کردن
populating
دارای جمعیت کردن
index
:دارای فهرست کردن
populate
دارای جمعیت کردن
systemize
دارای همست کردن
nationalizes
دارای ملیت کردن
freckle
خال دارای کک مک کردن
tinkling
دارای طنین کردن
body
دارای جسم کردن
ensoul
دارای روح کردن
zigzags
دارای پیچ و خم کردن
nationalize
دارای ملیت کردن
zigzagging
دارای پیچ و خم کردن
fluoridate
دارای فلورید کردن
bodies
دارای جسم کردن
nationalised
دارای ملیت کردن
panes
دارای جام شیشه کردن
criss-crossed
دارای نقش چلیپایی کردن
tat
دارای حاشیه توری کردن
prong
دارای چنگک یا چنگال کردن
bedevil
دارای روح شیطانی کردن
bedevilled
دارای روح شیطانی کردن
tongues
گفتن دارای زبانه کردن
pane
دارای جام شیشه کردن
fulcrum
دارای نقطه اتکاء کردن
criss-crosses
دارای نقش چلیپایی کردن
ravine
دارای دره تنگ کردن
criss-cross
دارای نقش چلیپایی کردن
flyspeck
دارای لکه مگس کردن
ravines
دارای دره تنگ کردن
criss-crossing
دارای نقش چلیپایی کردن
sanitate
دارای لوازم بهداشتی کردن
wigs
دارای گیس مصنوعی کردن
wig
دارای گیس مصنوعی کردن
rehabilitates
دارای امتیازات اولیه کردن
to p a thing person with athing
کسی را دارای چیزی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com