Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
pulpit
بالای منبر رفتن
pulpits
بالای منبر رفتن
Other Matches
to go on the stump
منبر رفتن
pulpits
منبر
rostrums
منبر
rostrum
منبر
rostra
منبر
pulpit
منبر
ambo
منبر
overhead clearance
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
tribune
منبر تریبون
pulpitarian
اهل منبر
rostral
وابسته به منبر یا کرسی خطابه
overhead cover
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
popped
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
crest clearing
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
transom
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
oer
بالای
above
بالای سر
over
بالای
above
بالای
over-
بالای سر
upped
بالای
overhead
در بالای سر
overhead
بالای سر
outreach
بالای سر
over
بالای سر
up
بالای
atop of
در بالای
into the bargain
بالای ان
upping
بالای
atop of
بالای
at the top of
در بالای
over-
بالای
mantel board
در بالای بخاری
overhead stroke
ضربه از بالای سر
in-
بالای روی
mean high water
اب بالای میانگین
fan light
پنجره بالای در
run over
<idiom>
حرکت از بالای
up the street
بالای خیابان
uptown
بالای شهر
above the earth
بالای زمین
aloft
در بالای زمین
ridge tree
کش بالای شیروانی
ridge piece
کش بالای شیروانی
overhead forehand
فورهند از بالای سر
rooftops
بالای بام
crowns
بالای هرچیزی
crown
بالای هرچیزی
fanlights
پنجره بالای در
overhead cover
حفاظ بالای سر
ridge pole
کش بالای شیروانی
plunging fire
اتش بالای سر
roof tree
کش بالای شیروانی
on
بالای در باره
fanlight
پنجره بالای در
overhead backhand
بک هند از بالای سر
rooftop
بالای بام
upstream
بالای رودخانه
over the horizon
بالای افق
pressure above the atmosphere
فشار بالای جو
knap
بالای تپه
in
بالای روی
oer
بالای سر روی سر
crow's nest
بالای بلندی
over the horizon
از بالای افق
It passed over my head.
از بالای سرم رد شد
truck
کلاهک بالای دکل
aerospace projection operations
بالای منطقه عملیات
aboveground
در بالای سطح زمین
tree house
خانه بالای درخت
intercepting ditch
ابرو بالای خاکبرداری
trucks
کلاهک بالای دکل
rain water head
طشتک بالای ناودان
bartizan
کنگره بالای برج
trucked
کلاهک بالای دکل
flews
قسمت اویخته لب بالای سگ
headlines
در بالای صفحه ریسمان
bed moulding
گچبری بالای کتیبه
exoatmosphere
ترکش اتمی بالای جو
head water
بالای رودخانه بالارود
high rate of interest
نرخ بالای بهره
headline
در بالای صفحه ریسمان
chimney-head
[بالای دودکش کوره ای]
overwrite
بالای محلی نوشتن
aloft
سطوح بالا در بالای
the sky is above us
آسمان بالای سر ماست
referee
داور بالای والیبال
refereed
داور بالای والیبال
trucking
کلاهک بالای دکل
refereeing
داور بالای والیبال
referees
داور بالای والیبال
overhead pass
پاس با دو دست از بالای سر
penthouses
اطاقک بالای بام
penthouse
اطاقک بالای بام
superlunary
واقع بر بالای ماه
spike over the block
ابشار از بالای دفاع
on station
پروازهواپیما بالای هدف
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
tape
نوار پهن بالای تور
upstaged
وابسته به عقب یا بالای صحنه
epigastrium
فوق المعده بالای شکم
upstages
وابسته به عقب یا بالای صحنه
on station
اماده باش بالای هدف
upstaging
وابسته به عقب یا بالای صحنه
dome light
چراغ بالای طاق خودرو
to crset a hill
به بالای تپه ایی رسیدن
bar
چوب افقی بالای مانع
high frequency region of a spectrum
ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
high beam
نور بالای چراغ اتومبیل
black will take no other hue
بالای سیاهی رنگی نیست
bars
چوب افقی بالای مانع
gatehouse
اطاق یازندان بالای دروازه
lunette
نعل اسب پنجره بالای در
foretoppsail
بادبان بالای شراع صدر
fleche
میل بالای مناره مارپیچ
letterheads
عنوان چاپی بالای کاغذ
letterhead
عنوان چاپی بالای کاغذ
upper class
وابسته به طبقات بالای اجتماع
cimborio
[برجک نورگیر بالای بام]
choir-loft
[بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
ascender
قسمت بالای حروف کوچک
upper edge of the net
نوار بالای تور والیبال
gatehouses
اطاق یازندان بالای دروازه
crossbar
چوب افقی بالای مانع
crossbars
چوب افقی بالای مانع
head
دستشویی قایق بالای بادبان
parhelic circle
هاله روشن بالای افق
eyebrows
گچ بری هلالی بالای پنجره
eyebrow
گچ بری هلالی بالای پنجره
roof garden
تفریح گاه بالای بام
up stream
بالارود در قسمت بالای نهر
headers
کلمات در بالای صفحه متن
header
کلمات در بالای صفحه متن
upper classes
وابسته به طبقات بالای اجتماع
Hertfordshire spike
[میل بالای مناره مارپیچ]
space above property
فضای قسمت بالای ملک
taped
نوار پهن بالای تور
tapes
نوار پهن بالای تور
top
ضربه به بالای توپ بیلیارد
stratopause
لایه اتمسفری در بالای استراتوسفر
ullage
حجم بالای سطح مایع تانک
net cord
کابل یا سیم بالای تور والیبال
intercepting ditch
جوی کوهی ابروی بالای کند
trochanter
برامدگی در بالای تنه استخوان ران
minimum clearance
حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
on target
بالای اماج زمان روی هدف
topsides
قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
My bedroom is just above.
اطاق خواب من درست بالای اینجاست
smashes
ضربه پرقدرت از بالای سر ابشار زدن
midnight sun
خورشید بالای افق در نیمه شب تابستان
vinculum
خط ترازی که بالای چند جمله می کشند
outside passenger
مسافری که بیرون یا بالای دلیجان می نشیند
styloipodium
گرده بالای میوه گیاهان چتری
aerospace
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
cornices
گچ بری زیر سقف یا بالای دیوار
cartop
حمل قایق کوچک بالای اتومبیل
calipash
قسمت بالای کاسه لاک پشت
warp beam
چوب افقی بالای دار
[قالی]
cornices
گچ بری بالای دیوار زیر سقف
overarm
بالا اوردن بازو تا بالای شانه
cornice
گچ بری زیر سقف یا بالای دیوار
cornice
گچ بری بالای دیوار زیر سقف
gable
سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
gables
سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
barge-board
[تخته بالای سنتوری زیر سرپوش]
chimney-breast
[بالای دیوار شومینه به سمت دودکش]
crotched
گویی که در مربع بالای میزبیلیارد است
deck house
اتاقهای بالای عرشه اصلی کشتی
dais
سایبان یااسمانه بالای تخت پادشاه
slope soaring
بلند شدن به هوا از بالای تپه
specification
درجه بالای دقت یا مشخصات زیاد
smash
ضربه پرقدرت از بالای سر ابشار زدن
put away
ضربه محکم از بالای سر حذف حریف اسمش
superimposing
قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر
penoncel
پرچم کوچک بالای زره یا کلاه خود
high tailed aircraft
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
upper class
وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
upper classes
وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
PowerPC
پردازنده با کارایی بالای RISC سافت Motorola
pennoncel
پرچم کوچک بالای زره یا کلاه خود
houselights
نوری که در تماشاخانه بالای سر تماشاچیان را روشن میکند
crucifixions
تصویر عیسی بر بالای صلیب مصلوب ساختن
interpreters
نرم افزاری که برنامه سطح بالای کاربر را
press
بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
superimpose
قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر
follow shot
ضربه با دادن پیچ به بالای گوی بیلیارد
crucifixion
تصویر عیسی بر بالای صلیب مصلوب ساختن
drop shot
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
timberline
خط مفروضی که بالای ان هیچ درختی رشد نمیکند
presses
بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
superimposes
قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com