English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (8 milliseconds)
English Persian
return to zero با بازگشت به صفر
Search result with all words
activate بازگشت بازیگر به زمین
activated بازگشت بازیگر به زمین
activates بازگشت بازیگر به زمین
activating بازگشت بازیگر به زمین
exit در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
exits در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
swap توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swapped توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swaps توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopped توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopping توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swops توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
irretrievable آنچه قابل بازگشت نیست
homing pigeon بازگشت کبوتر
homing pigeons بازگشت کبوتر
reference کتاب بس خوان بازگشت
reference بازگشت مرجع
references کتاب بس خوان بازگشت
references بازگشت مرجع
reversion بازگشت
circulate چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
circulated چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
circulates چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
return بازگشت
return اعاده بازگشت
returned بازگشت
returned اعاده بازگشت
returning بازگشت
returning اعاده بازگشت
returns بازگشت
returns اعاده بازگشت
relapse بازگشت
relapsed بازگشت
relapses بازگشت
relapsing بازگشت
recoveries بازگشت
recovery بازگشت
Jehovah's Witnesses دستهای از مسیحیان که بحکومت خداوند و به بازگشت عیسی پس از هزار سال دیگراعتقاددارند
char کردن بازگشت
charring کردن بازگشت
chars کردن بازگشت
recurrent راجعه بازگشت کننده
irreversible بازگشت ناپذیر
refer فرستادن بازگشت دادن
referred فرستادن بازگشت دادن
refers فرستادن بازگشت دادن
returnee بازگشت کننده
returnees بازگشت کننده
cannot بازگشت شود به کن
repatriate بازگشت به وطن
repatriate ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
repatriated بازگشت به وطن
repatriated ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
repatriates بازگشت به وطن
repatriates ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
repatriating بازگشت به وطن
repatriating ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
recess بازگشت
recesses بازگشت
regression بازگشت به گذشته
regression بازگشت
recession بازگشت
recessions بازگشت
access time کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
Ackerman's function تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
adverence بازگشت
back haul بارگیری در بازگشت از یک ماموریت بارگیری دوسره باربرگشت
ball retour track مسیر بازگشت گوی بولینگ
ball return بازگشت گوی بولینگ
boeckl پرش از لبه داخلی اسکیت با5/1 چرخش و بازگشت روی لبه خارجی همان اسکیت
carriage return بازگشت نورد
chare کردن بازگشت
come around بازگشت کردن به
come back بازگشت بازیگر
cr بازگشت نورد
denationalization تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
electron recoil بازگشت الکترون
flyback بازگشت
flyback power supply توان اور بازگشت
kickback power supply توان اور بازگشت
hark back بازگشت
holdup بازگشت یا نگهداری یک مقدار یا خط ارتباطی یا بخشی از حافظه
latency تاخیر بین زمانی که دستور دارد کامپیوتر میشود و اجرای آن یا بازگشت نتیجه .
line of retreat خط بازگشت یکانها
non renewable resource منبع بازگشت ناپذیر
non return to zero بدون بازگشت به صفر
nrz بدون بازگشت به صفر
payoff period دوره بازگشت سرمایه
payout period دوره بازگشت سرمایه
postliminum قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
recidivation بازگشت به تکرار جنایات
recidivism بازگشت به تکرار جنایات
reconversion هدایت مجدد بدین مسیحی بازگشت از گمراهی
recursion بازگشت
recursivity خاصیت بازگشت
reentry point نقطه بازگشت
return account حساب بازگشت
return address نشانی بازگشت
return key کلید بازگشت
return to base بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
Other Matches
reversibility بازگشت پذیری
return interval دوره بازگشت
retrace interval دوره بازگشت
rz بازگشت به صفر
repercussions بازگشت پسزنی
retrace time دوره بازگشت
retrace period دوره بازگشت
return to zero بازگشت به صفر
curtain call بازگشت هنرپیشگان به صحنه
curtain calls بازگشت هنرپیشگان به صحنه
regression بازگشت [به حالت کم توسعه]
step backwards بازگشت [به حالت کم توسعه]
regress بازگشت [به حالت کم توسعه]
reversible figures شکلهای بازگشت پذیر
reversible perspective نمای بازگشت پذیر
walkabout بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabouts بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
roll forward , با خواندن ورودی تراکنش واجرای مجدد تمام دستورات برای بازگشت به پایگاه داده وبه وضعیت پیش از آسیب
After a few days out of the office it always takes me a while to get into gear when I come back. بعد از چند روز دور بودن از دفتر همیشه مدتی زمان می برد تا پس از بازگشت دوباره سر رشته امور را به دست بیاورم.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com