Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
jaywalk
با بی توجهی از وسط خیابان راه رفتن
Other Matches
to walk around the block
دور بلوک خیابان راه رفتن
bystreet
خیابان کناری خیابان فرعی
inattention
بی توجهی
inobservance
بی توجهی
incuriosity
بی توجهی
inattentiveness
بی توجهی
inadvertence or tency
بی توجهی
heedlessness
بی توجهی
forgetfulness
بی توجهی
carelessness
غفلت بی توجهی
inadvertence
ندانستگی بی توجهی
anomie
بی توجهی به اصول دین
anomy
بی توجهی به اصول دین
He took no heed of my warning.
به اخطار من توجهی نکرد
My salary is too small for me .
کمترین توجهی نکرد
it was beneath my notice
مراعارمی امدازاینکه بدان توجهی کنم
criminal inattention to signal
بزه بی اعتنائی به نشانها جرم بی توجهی بعلائم
critical raynold's number
عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
pavement
کف خیابان
avenues
خیابان
avenue
خیابان
pavements
کف خیابان
road
خیابان
street
خیابان
roads
خیابان
streets
خیابان
lanes
خیابان
roadbed
کف خیابان
avenuse
خیابان
lane
خیابان
road bridge
پل خیابان
St
خیابان
SS
خیابان
runway
خیابان پرواز
the open of a street
دهنه خیابان
up the street
بالای خیابان
Downing Street
خیابان داونینگ
Fleet Street
خیابان فلیت
asphaltum
قیر خیابان
carriage drive
خیابان پارک
At the end of the street.
درته خیابان
runways
خیابان پرواز
avenues
خیابان اصلی
avenue
خیابان اصلی
drive way
جاده خیابان
asphalt
قیر خیابان
alley
خیابان کوچک
alleys
خیابان کوچک
alleyways
خیابان کوچک
street lighting
روشنایی خیابان
parkway
خیابان مشجر
parkway
خیابان درختدار
slums
خیابان پرجمعیت
roadway
وسط خیابان
slum
خیابان پرجمعیت
roadways
وسط خیابان
roads
طریق خیابان
road
طریق خیابان
stop street
خیابان فرعی
kennels
جوی مجرای اب خیابان
to lay out
خیابان بندی کردن
a low-traffic road
خیابان کم رفت و آمد
tramcar
[British E]
قطار برقی خیابان
tram
[British E]
قطار برقی خیابان
trolley
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
streetcar
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
in normal situations on public roads
در ترافیک معمولی خیابان
trolleycar
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
It's one-way street.
آن خیابان یک طرفه است.
road traffic
امد وشد خیابان
road traffic
رفت و امد خیابان
road side
کنار جاده یا خیابان
cardo
خیابان اصلی
[در رم باستان]
The store across the street.
فروشگاه آنطرف خیابان
to stroll through the streets
در خیابان ها قدم زدن
bituminous road
جاده یا خیابان اسفالت
crossroads
تقاطعدر جاده یا خیابان
street lightning
روشنی راه و خیابان
kennel
جوی مجرای اب خیابان
main drag
<idiom>
مهمترین خیابان شهر
lay out
نقشه خیابان بندی
toby
خیابان جاده اصلی
orderly bin
صندوق زباله در خیابان
The cab neared
[approached]
20th Street.
تاکسی به خیابان بیستم نزدیک شد.
i walked a cross the street
از این سر خیابان قدم زدم به ان سر
to pave the street with stone
خیابان را سنگ فرش کردن
curbstone
سنگ جدول پیاده رو خیابان
roadways
وسط خیابان زمین جاده
roadway
وسط خیابان زمین جاده
macadam
سنگ فرش کردن خیابان
avenuse
خیابان وسیع راهرو باغ
I was standing at the street corner .
درگوشه خیابان ایستاده بودم
Where does this street lead on to ?
این خیابان یکجا می خورد ؟
glades
خیابان یا کوچه جنگل درختستان
street gutter
نهر کنار خیابان و راه
glade
خیابان یا کوچه جنگل درختستان
sagfety island
بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
erfuge
پناهگاه روی زمینی در وسط خیابان
double-parks
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double-parking
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
drinking fountains
محل عمومی در خیابان برای اب نوشیدن
double-parked
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double-park
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double park
نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
drinking fountain
محل عمومی در خیابان برای اب نوشیدن
traffic on public roads
رفت و آمد
[مثال در جاده یا خیابان]
safety zone
بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
street traffic
رفت و آمد
[مثال در جاده یا خیابان]
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
blacktop
موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
traffic island
بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
safety island
سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
boulevards
خیابان پهنی که دراطراف ان درخت باشد بولوارد
boulevard
خیابان پهنی که دراطراف ان درخت باشد بولوارد
islands
محل میخکوبی شده وسط خیابان و میدان وغیره
street offences
اعمالی که هر گاه در خیابان صورت پذیرد جرم است
island
محل میخکوبی شده وسط خیابان و میدان وغیره
jaywalkers
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
jaywalker
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
crosswalk
محل میخکوبی شده یا خط کشی شده عرض خیابان مخصوص عبور پیاده
road traffic
ترافیک جاده ترافیک خیابان
niggles
ور رفتن
to fall short
کم رفتن
to fall away
پس رفتن
to break loose
در رفتن
to hang back
پس رفتن
to fall away
رفتن
short-changed
کش رفتن
niggled
ور رفتن
go off
در رفتن
niggle
ور رفتن
to get away
رفتن
jauk
ور رفتن
retrograde
پس رفتن
snitched
کش رفتن
crawl
رفتن
make off
در رفتن
break loose
در رفتن
pullback
پس رفتن
snitches
کش رفتن
snitching
کش رفتن
short-change
کش رفتن
recede
پس رفتن
crawls
رفتن
receded
پس رفتن
to boil over
سر رفتن
recedes
پس رفتن
receding
پس رفتن
crawled
رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
bleneh
پس رفتن
to do a guy
در رفتن
to do out of
کش رفتن
to flow over
سر رفتن
snitch
کش رفتن
to make ones getaway
در رفتن
to pair off
رفتن
nim
کش رفتن
fribble
ور رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
to run off
در رفتن
mog
رفتن
pilfer
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
to whisk away or off
رفتن
snook
کش رفتن
sinks
ته رفتن
to skirt along the coast
رفتن
to sleep fast
رفتن
pilfering
کش رفتن
to take to ones heels
در رفتن
swipe
کش رفتن
swiped
کش رفتن
to fly off
در رفتن
to foot it
رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
to get over
رفتن از
to go back ward
پس رفتن
to go bang
در رفتن
hang around
ور رفتن
go over
به ان سو رفتن
to go to mess
رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
glom on to
کش رفتن
goes
رفتن
go
رفتن
swiping
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
short-changes
کش رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com