English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
I am very much opposed to your going abroad. با رفتن شما بخارج سخت مخالفم
Other Matches
I for one am against it . من یکی که مخالفم
I am against the idea altogether. اساسا"با این فکر مخالفم
efflux پخش بخارج
effluxion جریان بخارج
spewed بخارج ریختن
off از محلی بخارج
spew بخارج ریختن
spews بخارج ریختن
spewing بخارج ریختن
exocrine بخارج تراوش کننده
jet بخارج پرتاب کردن
jets بخارج پرتاب کردن
jetting بخارج پرتاب کردن
supinate بخارج برگرداندن دست
effluent بخارج پخش کننده
effluents بخارج پخش کننده
jetted بخارج پرتاب کردن
supinator عضله مدیره بخارج
efflux انتشار بخارج جریان
To smuggle in to ( out of ) a country . جنسی را بداخل ( بخارج ) کشور قاچاق کردن
command sponsored dependent بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
ejection seat صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
ejection خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
effluvium پخش بخارج هوای گرفته و خفه استشمام هوای خفه و گرفته
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
to fly off در رفتن
hedge در رفتن
hedged در رفتن
hedges در رفتن
short-changed کش رفتن
to fall short کم رفتن
shrinks اب رفتن
gangs رفتن
shrinking اب رفتن
departure رفتن
departures رفتن
snip کش رفتن
to run off در رفتن
niggle ور رفتن
niggled ور رفتن
niggles ور رفتن
to flow over سر رفتن
to go backward پس رفتن
to go bang در رفتن
pullback پس رفتن
retrograde پس رفتن
filch کش رفتن
filched کش رفتن
filches کش رفتن
retires پس رفتن
filching کش رفتن
snipped کش رفتن
gang رفتن
snipping کش رفتن
to hang back پس رفتن
going رفتن
to d.deep in to فر رفتن در
abstract کش رفتن
abstracting کش رفتن
abstracts کش رفتن
to pair off رفتن
to do a guy در رفتن
retire پس رفتن
to make ones getaway در رفتن
glom on to کش رفتن
retracts تو رفتن
retracting تو رفتن
retract تو رفتن
to go to mess رفتن
shrink اب رفتن
to boil over سر رفتن
to go to the bottom ته رفتن
to fall away پس رفتن
to skirt along the coast رفتن
to do out of کش رفتن
snook کش رفتن
putters ور رفتن
to fall away رفتن
puttering ور رفتن
puttered ور رفتن
putter ور رفتن
regressing پس رفتن
retracted تو رفتن
crawl رفتن
admit رفتن
snitches کش رفتن
snitching کش رفتن
recede پس رفتن
receded پس رفتن
recedes پس رفتن
receding پس رفتن
regressed پس رفتن
sink ته رفتن
snitched کش رفتن
snitch کش رفتن
jauk ور رفتن
admits رفتن
admitting رفتن
regress پس رفتن
pilfer کش رفتن
pilfered کش رفتن
pilfering کش رفتن
pilfers کش رفتن
regresses پس رفتن
make off در رفتن
meddled ور رفتن
meddles ور رفتن
short-changes کش رفتن
twiddle ور رفتن
short-change کش رفتن
twiddled ور رفتن
twiddles ور رفتن
twiddling ور رفتن
meddle ور رفتن
to go back ward پس رفتن
go off در رفتن
short-changing کش رفتن
fall into a rage از جا در رفتن
to get one's monkey up از جا در رفتن
hang around ور رفتن
sinks ته رفتن
to get over رفتن از
go over به ان سو رفتن
fribble ور رفتن
To go رفتن
to take to ones heels در رفتن
to peter out پس رفتن
swiping کش رفتن
go رفتن
nim کش رفتن
goes رفتن
crawls رفتن
to sleep fast رفتن
to foot it رفتن
crawled رفتن
swiped کش رفتن
betake رفتن
swipe کش رفتن
break loose در رفتن
mog رفتن
to whisk away or off رفتن
bleneh پس رفتن
to break loose در رفتن
to get away رفتن
to go to school باموزشگاه رفتن
consume تحلیل رفتن
Mts بالا رفتن
consumes تحلیل رفتن
traipse راه رفتن
to go to the devil بجهنم رفتن
outrage ازجا در رفتن
outraged ازجا در رفتن
to go on پیش رفتن
outrages ازجا در رفتن
to go a hunting شکار رفتن
to go to the front بجبهه رفتن
to go on foot پیاده رفتن
to go down پایین رفتن
consumed تحلیل رفتن
aspires بالا رفتن
to go off بخواب رفتن
aspired بالا رفتن
aspire بالا رفتن
to go on the stump منبر رفتن
outraging ازجا در رفتن
to go on pilrimage زیارت رفتن
traipses راه رفتن
to go off بیرون رفتن
traipsing راه رفتن
to go forward پیش رفتن
to go forth پیش رفتن
Mt بالا رفتن
submerse در اب فرو رفتن
aspiring بالا رفتن
traipsed راه رفتن
retrogressing پس رفتن برگشت
to show the white feather ازمیدان در رفتن
to take french leave بی خداحافظی رفتن
to thrash to windward برضدبادیاجزرومدپیش رفتن
to toll up روی هم رفتن
to walk fast تندراه رفتن
to walk off ناگهان رفتن
wades بسختی رفتن
wabble یله رفتن
wade into the water راه رفتن در اب
to take french بی بدردو رفتن
to take french بی خداحافظی رفتن
to sinister in خورد رفتن
to sink in the scale پایین رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com