English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (6 milliseconds)
English Persian
breast-fed با پستان شیردادن
breast-feed با پستان شیردادن
breast-feeds با پستان شیردادن
Other Matches
mastectomy پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mastectomies پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
breast نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
breasts نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
mammillary پستان مانند بصورت پستان
mammiform پستان مانند بصورت پستان
foster شیردادن
fostered شیردادن
fostering شیردادن
fosters شیردادن
feeding bottle بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
feeding-bottles بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
feeding-bottle بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
nurser شیشه درجه دار برای شیردادن کودک
mamma پستان
mammilliform پستان
Milky Way پستان زن
breasts پستان
breast پستان
mammilary پستان
sebesten سگ پستان
garget پستان درد
garget اماس پستان
mastitis ورم پستان
full breasted بزرگ پستان
mastodynia پستان درد
chesty درشت پستان
mammalgia پستان درد
to suck milk پستان مکیدن
mammila نوک پستان
mammilate دارای پستان
papilla نوک پستان
mastoid پستان مانند
nipple نوک پستان
weaned از پستان گرفتن
brassiere پستان بند
brassieres پستان بند
wean از پستان گرفتن
mammary مربوط به پستان
dug نوک پستان
bras پستان بند
bra پستان بند
teats نوک پستان
plumper پستان مصنوعی
bodice پستان بند
weans از پستان گرفتن
bosomy پستان مانند
pap نوک پستان
nipples نوک پستان
teat نوک پستان
bodices پستان بند
breast-feeds شیر پستان دادن
nipple ازنوک پستان خوردن
breast-fed شیر پستان دادن
teats شبیه نوک پستان
breast-feed شیر پستان دادن
bosoms دارای پستان شدن
bosom دارای پستان شدن
nipples ازنوک پستان خوردن
udders پستان گاو و مانند ان
udder پستان گاو و مانند ان
mammary gland دژپیه یا غده پستان
acromastitis اماس نوک پستان
bosomy دارای پستان برجسته
falsie لایی پستان بند
mammillate دارای پستان یا پستانک
mastitis اماس غدههای پستان
mastodynia پستان مانند پستانی
teat شبیه نوک پستان
tit دختریازن نوک پستان
tits دختریازن نوک پستان
mammilary دارای برامدگیهای پستان مانند
pap هر چیزی شبیه نوک پستان
mammila اندام یا چیز دیگرکه مانند پستان باشد
She is laying a guilt trip on [is guilt-tripping] me for not breast feeding. او [زن] به من احساس گناه کاربودن میدهد چونکه من [به او] شیر پستان نمی دهم.
falsie پارچه یالاستیکی که بشکل پستان ساخته اند و درپستان بند کارمیرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com