Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (5 milliseconds)
English
Persian
I was waist deep in water .
با کمر درآب فرورفته بودم
Other Matches
i had scarely arrived
تازه وارد شده بودم که هنوز وارد نشده بودم که ...
He was waist deep in water.
تا کمر درآب بود
well deck
پل فرورفته
abroach
فرورفته
insunk
فرورفته
self absorbed
در خورد فرورفته
immersed in thinking
فرورفته در فکر
withdrawn
در خود فرورفته
saddlebacked
پشت فرورفته خرپشته
haggard
دارای چشمان فرورفته
fixed idea
فکریکه درذهن فرورفته وماندنی شده است
ingrowth
رشد ازدرون چیزی که درتوی چیزدیگری روییده یا فرورفته باشد
i was up late last night
بودم
was:iwas
من بودم
i was under his roof
او بودم
i passed an uneasy night
ناراحت بودم
if i were
اگر من بودم
i was in the garden
در باغ بودم
i was on the watch for it
مراقب ان بودم
i was under his roof
مهمان او بودم
i would i were a child
ای کاش بچه بودم
i was absent for a while
یک مدتی غایب بودم
were i in his skin
اگر بجای او بودم
i was about to go
در شرف رفتن بودم
i had been caught
گرفته شده بودم
I was so tired that …
آنقدر خسته بودم که ...
had i seen him
اگر من او را دیده بودم
the wall
پشت دیوارایستاده بودم
i wish i were
کاش من مرغی بودم
i was under theimpression that
به این عقیده بودم که ...
were i in your place
اگر جای شما بودم
I had no choice ( alternative ) but to marry her .
محکوم بودم که با اوازدواج کنم
I was standing at the street corner .
درگوشه خیابان ایستاده بودم
i was in an awkword p
بد جوری گیر کرده بودم
I told you , didnt I ?
من که بتو گفتم ( گفته بودم )
How was I supposed to know . After all I didnt have a crystal ball.
مگر کف دستم را بو کرده بودم.
I wish I were rich .
کاش ( کاشکی ) پولدار بودم
I was sound asleep when he knocked.
وقتیکه در زد غرق خواب بودم
I saw it for myself . I was an eye –witness
خودم شاهد قضیه بودم
I happened to be there when ….
اتفاقا" من آنجا بودم وقتیکه …
if i were you
اگر من جای شما بودم
If I were in your place. . .
اگر بجای شما بودم …
in my raw youth
در روزگارجوانی که خام وناازموده بودم
If I were you. IF I were in your shoes.
اگر جای شما بودم
I was an eye witness to what happened.
من حاضر وناظر وقا یع بودم
I was up all night in my bed.
من تمام شب را در تخت خوابم بیدار بودم.
he undid what i had done
انچه من رشته بودم او پنبه کرد
i was the second to speak
دومین کسی که سخن گفت من بودم
u.sings
[ and+]
با انهایی که من دیده بودم فرق داشت
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting.
من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
i was not my self
از خود بیخود شده بودم بهوش نبودم
I have been deceived in you .
درمورد تو گول خورده بودم ( آن نبودی که فکر می کردم )
I was absolutely infuriated.
کارد میزدی خونم در نمی آمد
[بی نهایت عصبانی بودم]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com