Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (6 milliseconds)
English
Persian
icon oclasm
بت شکنی
iconoclasm
بت شکنی
Search result with all words
perjury
سوگند شکنی گواهی دروغ
forswore
پیمان شکنی کرد
treason
پیمان شکنی
forswear
پیمان شکنی یانقض
forswearing
پیمان شکنی یانقض
forswears
پیمان شکنی یانقض
violation
پیمان شکنی
offence
قانون شکنی- بزه
offenses
قانون شکنی- بزه
breach
قانون شکنی
breached
قانون شکنی
breaches
قانون شکنی
iconoclastic
مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
crushing
سنگ شکنی
spree
میخوارگی ولگردی و قانونی شکنی
sprees
میخوارگی ولگردی و قانونی شکنی
abjuration
پیمان شکنی
abjuration
عهد شکنی سوگند شکنی
abjuratory
پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
break a record
رکورد شکنی
deblocking
کنده شکنی
deblocking
بلاک شکنی
disobligingness
دل شکنی بیمروتی
icon oclasm
شمایل شکنی
iconoclasm
شمایل شکنی
offense
قانون شکنی
osteoclasis
استخوان شکنی برای درست کردن اندان ناقص
perfidiously
ازروی پیمان شکنی
perfidiousness
پیمان شکنی
perfidy
پیمان شکنی
perjurious
ناشی از پیمان شکنی
selfhumbling
فروتنی خود شکنی
statute of fraud
قوانین ضد کلاهبرداری قوانینی که در سال 7761میلادی در زمان چارلزیازدهم در انگلستان به تصویب رسید و هدف اصلی ان جلوگیری از گواهی دروغ و پیمان شکنی و استفاده نامشروع از عدم حضور ذهن گواهان در محکمه بود
to break a law
قانون شکنی
to fly away from an agreement
پیمان شکنی کردن
to forswear oneself
پیمان شکنی کردن
to perjure oneself
سوگند شکنی کردن
to perjure oneself
پیمان شکنی کردن نقض عهد کردن
cop-out
قول شکنی
cop-out
عهد شکنی
cop-outs
قول شکنی
cop-outs
عهد شکنی
To break the law (rules , regulations).
قانون شکنی کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com