English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (9 milliseconds)
English Persian
magneficence بخشش کرم
Search result with all words
bestowal بخشش
lot بخشش
release بخشش
released بخشش
releases بخشش
gifted دارای بخشش
clemency بخشش
boon بخشش
boons بخشش
forgivable بخشیدنی بخشش پذیر
excusable قابل بخشش و معافیت بخشیدنی
pardon بخشش
pardon بخشش فرمان عفو
pardoned بخشش
pardoned بخشش فرمان عفو
pardoning بخشش
pardoning بخشش فرمان عفو
pardons بخشش
pardons بخشش فرمان عفو
forgiveness بخشش
profusion بخشش
pitied بخشش
pities بخشش
pity بخشش
remission بخشش
grant بخشش
granted بخشش
grants بخشش
grace بخشش بخت
graced بخشش بخت
graces بخشش بخت
gracing بخشش بخت
absolution بخشش
mercy بخشش مرحمت
endowment بخشش
endowments بخشش
donation بخشش
donations بخشش
gift بخشش
gifts بخشش
generosity بخشش
bounty بخشش
absolutory بخشش امیز
absolvable بخشش پذیر
acquest مال بدست اورده ازدسترنج یا بخشش مال غیرموروثی
apanage متعلفات بخشش
baksheesh بخشش
benefaction بخشش
beneficence بخشش نیکوکاری
bestowment بخشش
bountifulness بخشش
deprecation دعای بخشش یاشفاعت
donatory گیرنده بخشش یاهدیه یاهبه
dotation بخشش
forgivingly از روی بخشش
givig بخشش
gratia بخشش
irremissibility بخشش ناپذیری
irremissible بخشش ناپذیر غیر قابل عفو
irremissibly بطور بخشش ناپذیر
largess بخشش
liberal gift بخششی که نماینده رادی ونظری بلندی دهنده باشد بخشش کافی
munificence بخشش
pardoable امرزش پذیر قابل بخشش
remission of sins بخشش یا امرزش گناهان
remittal بخشش
to ask for quarter بخشش طلبیدن
debt cut بخشش بدهکای
debt forgiveness بخشش بدهکای
debt relief بخشش بدهکای
haircut بخشش بدهکای [اصطلاح مجازی]
I think we are out of the woods. <idiom> فکر میکنم، بدترین بخشش رو پشت سر گذاشتیم.
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com