Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (8 milliseconds)
English
Persian
joining shackle
بخوی زنجیر
lugless joining shackle
بخوی زنجیر
Other Matches
catenary
شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
buoy shackle
بخوی بویه
anchor shackle
بخوی لنگر
joggle shackle
بخوی خمیده
atavism
برگشت بخوی نیاکان
sprocket
قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
to run into a bad practice
گرفتار کار زشتی شدن بخوی بدی دچار شدن
curbed
زنجیر
curbs
زنجیر
fetter
زنجیر
curbing
زنجیر
curb
زنجیر
fettered
زنجیر
fettering
زنجیر
slings
زنجیر
fetters
زنجیر
chain
زنجیر
chain
زنجیر
gyve
غل و زنجیر پا
bond
زنجیر
chains
زنجیر
chains
:زنجیر
line of skirmishers
خط زنجیر
linkwork
زنجیر
slinging
زنجیر
sling
زنجیر
chain gang
هم زنجیر
toll bar
زنجیر
catena
زنجیر
manacle
زنجیر
manacled
زنجیر
manacles
زنجیر
chainless
بی زنجیر
barrel
زنجیر
barrels
زنجیر
manacling
زنجیر
creeper track
زنجیر خزشی
chain case
جعبه زنجیر
daughter chain
زنجیر فرعی
daughter chain
زنجیر نوزاد
crane chain
زنجیر جرثقیل
closed chain
زنجیر حلقهای
chain grab
زنجیر گیر
chain track
مسیر زنجیر
chain pulley
قرقره زنجیر
chain pipe
لوله زنجیر
chainlet
زنجیر کوچک
chain locker
چاله زنجیر
chain locker
انبار زنجیر
chain sprocket
چرخ زنجیر
chain hook
هوک زنجیر
chain wheel
چرخ زنجیر
sprocket
دنده زنجیر
elevating chain
زنجیر بالابر
hoisting chain
زنجیر بالابر
parent chain
زنجیر اصلی
print chain
زنجیر چاپ
side chain
زنجیر جانبی
skid chain
زنجیر چرخ
sprocket
تاج زنجیر
sprocket wheel
چرخ زنجیر
surveyor's chain
زنجیر مساحی
tire chain
زنجیر چرخ
tire chain
زنجیر یخ شکن
block and tackle
قرقره و زنجیر
parent chain
زنجیر مادر
naval pipe
مجرای زنجیر
measuring chain
زنجیر مساحی
endless chain
زنجیر مدور
enfetter
زنجیر کردن
full tracked
تمام زنجیر
line of skirmishers
حمله به خط زنجیر
idler pulley
قرقره زنجیر
sprocket
چرخ زنجیر
link chain
زنجیر رابط
link chain
زنجیر اتصال
load chain
زنجیر بار
markov chain
زنجیر مارکوف
funicular
زنجیر نیروها
band
بند و زنجیر
fob
زنجیر ساعت
bands
بند و زنجیر
tows
زنجیر یدک کش
windlass
دوار زنجیر
tow
زنجیر یدک کش
linkages
حلقههای زنجیر
windlasses
دوار زنجیر
bridle
زنجیر مهار
linkage
حلقههای زنجیر
bridled
زنجیر مهار
bridles
زنجیر مهار
bridling
زنجیر مهار
grow
راه زنجیر
grows
راه زنجیر
chains
زنجیر مساحی
chain
زنجیر مساحی
tier
زنجیر لنگر
tiers
زنجیر لنگر
cable locker
چاه زنجیر
funiculars
زنجیر نیروها
carrick bend
گره زنجیر
link
زنجیر قلاب
cable holder
دوار زنجیر
enchain
زنجیر کردن
chain cable
زنجیر لنگر
link
حلقه زنجیر
band chain
زنجیر مساحی
line to line voltage
ولتاژ زنجیر شده
long chain polymer
بسپار بلند زنجیر
veer on power
با دوار زنجیر دادن
link
دانه زنجیر پیوند
unshackle
از زنجیر ازاد کردن
shot
یک طول زنجیر لنگر
shots
یک طول زنجیر لنگر
chain hook
دیلم زنجیر لنگر
sprocket chain
زنجیر دندانه دار
straight chain structure
ساختار راست زنجیر
shorten in cable
کوتاه کردن زنجیر
vehicle chain
زنجیر وسیله نقلیه
side chain substitution
استخلاف در زنجیر جانبی
pointer chain
زنجیر اشاره گرها
pawn chain
زنجیر پیادهای شطرنج
unchain
از زنجیر و بندرها کردن
chain case
جعبه محافظ زنجیر
keckle
زنجیر پیچ کردن
chainwheel
چرخ زنجیر خور
enfetter
گرفتارغل و زنجیر کردن
grab chain
زنجیر قلاب دار
ground tackle
زنجیر لنگر و متعلقات ان
buoy pendant
زنجیر مهار بویه
heave short
کوتاه کردن زنجیر
heteroatomic chain
زنجیر ناجور اتمی
catenary
چون دانههای زنجیر
carbon chain polymer
بسپار زنجیر کربنی
chain pipe
دهانه چاله زنجیر
homochain polmer
بسپار جور زنجیر
drag chain conveyor
نقاله با زنجیر مقاوم
homoatomic chain
زنجیر جور اتم
anti skid chain
زنجیر محافظ در برابر لغزش
studded chain
حلقه زنجیر میان دار
bitter end
انتهای طناب یا زنجیر قایق
chained file
پرونده یا فایل زنجیر شده
hobbling
مانع حرکت شدن زنجیر
link
حلقه زنجیر نوار فشنگ
hobbled
مانع حرکت شدن زنجیر
paravanc
جداکننده زنجیر مین دریایی
hobble
مانع حرکت شدن زنجیر
chain
سری عکسهای یک منطقه زنجیر
chains
سری عکسهای یک منطقه زنجیر
hawse buckler
درپوش حفره زنجیر لنگر
hobbles
مانع حرکت شدن زنجیر
rouse out
بالا دادن زنجیر لنگر
martingale
طناب یا زنجیر زیرین دگل یابادبان
half track
خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
toggles
میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
catenate
چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
curb chain
زنجیر وصل به هویزه زیر فک اسب
toggle
میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
enchain
در زنجیر نهادن محکم نگاه داشتن
chain gang
دستهای از محکومین که بهم زنجیر شده اند
chains
زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
chain
زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
scope
طول زنجیر ارتفاع سنج ناو منظور
watch guard
زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
cable
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
floating fender
زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
crawlers
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
crawler
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
radar netting
تشکیل شبکه اتصالی رادارها تشکیل حلقه زنجیر ازرادارها در یک شبکه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com