Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
English
Persian
average available discharge
بده میانگینی دسترس
Other Matches
at arm's length
در دسترس
disposal
دسترس
accessing
دسترس
disposal
در دسترس
near at hand
در دسترس
accessible
در دسترس
reach
دسترس
reached
دسترس
reaches
دسترس
reaching
دسترس
available
در دسترس
accesses
دسترس
access
دسترس
within teach
در دسترس
within teach
دسترس
accessed
دسترس
to be available
در دسترس بودن
placing at disposal
در دسترس گذاردن
inaccessible
<adj.>
خارج از دسترس
out-of-the-way
غیرقابل دسترس
access point
نقطه دسترس
off the shelf
مواد در دسترس
on hand
<idiom>
قابل دسترس
availablity
دسترس پذیری
on tap
<adj.>
همیشه در دسترس
available with
در دسترس نزد .....
available by
در دسترس از طریق .....
accessible duct
مجرای دسترس
out of the way
غیرقابل دسترس
access
راه دسترس
accesses
راه دسترس
accessing
راه دسترس
accessible
قابل دسترس
accessed
راه دسترس
available
دسترس پذیر
inaccessible
<adj.>
غیرقابل دسترس
availability
دسترس پذیری
availability
در دسترس بودن
inaccessible
خارج از دسترس
inaccessible
غیرقابل دسترس
to be available
[to someone]
در دسترس
[کسی]
بودن
abaton
[محل خارج از دسترس]
someone has at present
در دسترس کسی بودن
passing shot
ضربه دور از دسترس
place at disposal
در دسترس قرار دادن
system availability
دسترس پذیری سیستم
unavailable energy
نیروی خارج از دسترس
available amount
مقدار
[چیزهای]
در دسترس
utilises
در دسترس قرار دادن
utilised
در دسترس قرار دادن
utilising
در دسترس قرار دادن
an accessible place
جای قابل دسترس
utilize
در دسترس قرار دادن
utilizes
در دسترس قرار دادن
utilizing
در دسترس قرار دادن
accessible
در دسترس قابل وصول
ball
توپ دور از دسترس توپزن
getatable
قابل دسترس توفیق یافتنی
unattainbility of absolute zero
دسترس ناپذیری صفر مطلق
utilization
به کار بردن استعمال در دسترس قراردادن
staffing
قابل دسترس ساختن افرادبرای سازمانها
to put something at somebody's disposal
چیزی را در دسترس
[اختیار]
کسی گذاشتن
currents
ثبات CPU که آدرسی که در دسترس است ذخیره میکند
hogs
برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
equity
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
hogged
برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
long hop
توپی که دور از دسترس توپزن از زمین بلند میشود
hog
برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
palette
مجموعهای از رنگهای قابل دسترس در یک سیستم گرافیکی کامپیوتر
unhandy
ناراحت نامناسب برای حمل ونقل دور از دسترس
palettes
مجموعهای از رنگهای قابل دسترس در یک سیستم گرافیکی کامپیوتر
current
ثبات CPU که آدرسی که در دسترس است ذخیره میکند
the source
خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
equities
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
buffer pool
تعدادی میانگیر که در دسترس سیستم کنترل ورودی-خروجی هستند
micro prolog
PROLO بطوریکه قابل دسترس چندین سیستم ریزکامپیوتر باشد
accessibly
چنانکه بتوان بدان راه یافت بطور قابل دسترس
desk accessories
وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
data diddling
روشی که در ان داده قبل واردشدن به یک فایل کامپیوتری که در ان کمتر قابل دسترس میباشد اصلاح میشود
crowding out effect
اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
data interchange format
استانداردی در میان سازندگان نرم افزار که اجازه میدهدتا داده از یک برنامه برای برنامههای دیگر قابل دسترس باشد
availability
میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
accesses
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
accessing
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
accessed
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
to make approaches
وسایل نزدیک شدن جستن دسترس جستن
access
در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
The world is your oyster!
<proverb>
دنیا مال تو است. هر فرصتی در دسترس است!
read time
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
nsfnet
یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com