Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
weedless
بدون علف هرزه
Other Matches
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
rakehelly
هرزه
rammish
هرزه
sordid
هرزه
licentious
هرزه
sluttish
هرزه
bitch
زن هرزه
rakehell
هرزه
rantipole
هرزه
salacious
هرزه
libertines
هرزه
libertine
هرزه
rakish
هرزه
trollop
زن هرزه
minx
زن هرزه
bawdy
هرزه
foulmouthed
هرزه گو
harlot
هرزه
harlots
هرزه
sloven
هرزه
love alce
هرزه
raking
هرزه
rakes
هرزه
immoral
هرزه
profligate
هرزه
scabrous
هرزه
dissolute
هرزه
limmer
زن هرزه
jade
زن هرزه
ribald
هرزه
bitches
زن هرزه
pornerastic
هرزه
lewd
هرزه
lubricious
هرزه
tart
زن هرزه
lascivious
هرزه
giglot
زن هرزه
bitched
زن هرزه
filth
هرزه
prurient
هرزه
lubricousor lubricious
هرزه
rep
زن هرزه
rake
هرزه
tarts
زن هرزه
bitching
زن هرزه
giglet
زن هرزه
debauchee
ادم هرزه
debauch
هرزه کردن
cackled
هرزه درایی
cackle
هرزه درایی
philistines
ادم هرزه
philistine
ادم هرزه
cackles
هرزه درایی
swivels
هرزه گرد
swivelled
هرزه گرد
swivel
هرزه گرد
whoremonger
ادم هرزه
whoremaster
ادم هرزه
foulmouthed
هرزه دهن
brushes
علف هرزه
brush
علف هرزه
lasciviously
هرزه وار
lecher
ادم هرزه
reprobates
هرزه محرومیت
reprobate
هرزه محرومیت
cackling
هرزه درایی
perverse
گمراه هرزه
broad
پهناور زن هرزه
palaver
هرزه درایی
famester
ادم هرزه
demimonde
زنان هرزه
forb
علف هرزه
broadest
پهناور زن هرزه
broader
پهناور زن هرزه
footle
هرزه درایی
lechers
ادم هرزه
philistia
ادم هرزه
looser
هرزه بی بندوبار
weeded
علف هرزه
roue
ادم هرزه
weedy
پر از علف هرزه
weed
علف هرزه
goats
مرد هرزه
gamester
هرزه و مهمل
gangue
هرزه سنگ
frivolity
هرزه درایی
loosest
هرزه بی بندوبار
nighthawk
هرزه شب گرد
crapulent
هرزه خور
loose
هرزه بی بندوبار
weeding
علف هرزه
pornography
هرزه نگاری
rep
مرد هرزه
graceless
هرزه بی فرافت
rankly
بطورهرزه یا هرزه
goat
مرد هرزه
prater
هرزه درای
dander
هرزه گرد
prattfall
هرزه درای
obscence
هرزه وقیح
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
weed
کندن علف هرزه
pinioning
دنده هرزه گرد
traipsing
هرزه گردی کردن
traipses
هرزه گردی کردن
pinions
دنده هرزه گرد
pinion
دنده هرزه گرد
blackgurad
ولگرد ادم هرزه
weeded
کندن علف هرزه
Pica
[disorder]
هرزه خواری
[پزشکی]
traipsed
هرزه گردی کردن
traipse
هرزه گردی کردن
jaw
هرزه درایی کردن
sluts
زن هرزه وشهوت پرست
jaws
هرزه درایی کردن
slut
زن هرزه وشهوت پرست
journal
شفت هرزه گرد
journals
شفت هرزه گرد
gas bag
یاوه سرا هرزه گو
pruriently
از روی هرزه خیالی
weeding
کندن علف هرزه
prate
هرزه درایی کردن
ribald
بدزبان ادم هرزه
weediness
پوشیدگی ازعلف هرزه
he has a loose conduct
ادم هرزه ایست
perversely
بطور هرزه یافاسد
straggles
هرزه روییدن سرگردان بودن
weeder
متصدی چیدن علف هرزه
straggled
هرزه روییدن سرگردان بودن
cocotte
زن جوان بد اخلاق وجلف هرزه
straggling
هرزه روییدن سرگردان بودن
straggle
هرزه روییدن سرگردان بودن
flim flam
هرزه درایی گزاف گویی
sprawls
گشاد نشستن هرزه روییدن
rogues
از علف هرزه پاک کردن
rogue
از علف هرزه پاک کردن
sprawling
گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawl
گشاد نشستن هرزه روییدن
spuds
بیلچه مخصوص کندن علف هرزه
crapulent
وابسته به هرزه خوری و زیاده روی
spud
بیلچه مخصوص کندن علف هرزه
cultivators
ماشین شخم زنی وعلف هرزه کنی
pivots
توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
pivoted
توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
cultivator
ماشین شخم زنی وعلف هرزه کنی
pivot
توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
gad
با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
scatology
وسواس هرزه گویی وسواس نجاست
spinning wheels
چرخ گرداننده چرخ هرزه گرد
spinning wheel
چرخ گرداننده چرخ هرزه گرد
wanting
بدون
obtrusively
بدون حق
without
بدون
not nearctic
بدون
sans
بدون
and no mistake
بدون شک
ex
بدون
doubtlessly
بدون شک
ex-
بدون
to a certainty
بدون شک
undoubted
بدون شک
bottomless
بدون ته
acheilous
بدون لب
goalless
بدون گل
unstressed
بدون مد
undoubtedly
بدون شک
indubitable
بدون شک
acheilos
بدون لب
but
بدون
i'll warrant
بدون شک
wing it
<idiom>
بدون آمادگی
under one's own steam
<idiom>
بدون کمک
blankly
بدون مقصودیامعنی
to be sure
<idiom>
مطمئنا ،بدون شک
toeless
بدون پنجه
soilless
بدون خاک
confidently
بدون شبهه
recoilless
بدون لنگر
zero elasticity
بدون کشش
unfurnished
بدون اثاثیه
endless
بدون پایان
without recourse
بدون حق مراجعه
without recourse
بدون رجوع
asymptomatic
بدون علامت
unattended
بدون متصدی
unlined
بدون استر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com