Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
without distinction
بدون فرق یکسان
Other Matches
autosync
خصوصیت یک مودم برای ارسال سیگنال دادههای یکسان به کامپیوتری که فقط سیگنالهای غیر یکسان را منتقل میکند
flat rate
نرخ یکسان تعرفه یکسان
constant angle arch dam
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
coragne line
خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
similar
یکسان
similiar
یکسان
equals
یکسان
equaling
یکسان
equaled
یکسان
equal
یکسان
same
یکسان
equalled
یکسان
equalling
یکسان
uniforms
یکسان
identic
یکسان
uniform
یکسان
of kin
یکسان
akin
یکسان
invariant
یکسان
identical
یکسان
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
uniformly
بطور یکسان
assimilate
یکسان کردن
assimilated
یکسان کردن
identically
بطور یکسان
assimilates
یکسان کردن
assimilating
یکسان کردن
equably
بطور یکسان
uniforms
یک شکل یکسان
spreading
پخش یکسان
standards
یکسان معیار
uniform movement
جنبش یکسان
solids
یکسان فضائی
alike
شبیه یکسان
uniform
یک شکل یکسان
assimilatc
یکسان کردن
standard
یکسان معیار
solid
یکسان فضائی
coconscious
ادراک چیزهای یکسان
it ius all one to me
برای من یکسان است
equated
یکسان فرض کردن
coconsciousness
ادراک چیزهای یکسان
nuclear parity
قدرت اتمی یکسان
rase
باخاک یکسان کردن
equal appearing intervals
فاصلههای یکسان نما
equally appearing difference
تفاوتهای یکسان نما
isoelectronic
دارای الکترونهای یکسان
to make even with the ground
با خاک یکسان کردن
to kiss the dust
باخاک یکسان شدن
equate
یکسان فرض کردن
balanced design
طرح با تراز یکسان
equates
یکسان فرض کردن
The city was razed to the ground.
شهر با خاک یکسان شد
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
method of equal appearing intervals
روش فاصلههای یکسان نما
to lump them all together
<idiom>
با همه یکسان رفتار کردن
to raze a city to the ground
شهری را با خاک یکسان کردن
to prostrate a city
شهری را با خاک یکسان کردن
irregular polygon
شی گرافیکی که ابعاد یکسان دارد
an e. battle
جنگی که برای دو طرف یکسان است
plugs
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
balances
برای همه خطاها یکسان است
balance
برای همه خطاها یکسان است
shannon
انتخابی بین دو واقعه بااحتمال یکسان
plug
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
plugging
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
It is exact to hair.
مو نمی زند ( کاملا"یکسان است )
frequencies
فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
frequency
فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
external
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
externals
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
equisignal zone
منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
Hamming code
تعداد ارقامی که در دو کلمه با طول یکسان متفاوتند
logical
تابع بررسی یکسان بودن دو سیگنال منط قی
To treat them all alike. (indiscriminately).
همه رابا یک چوب راندن ( یکسان رفتار کردن )
peer
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peering
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peered
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
isocracy
حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
differential laser gyro
دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
democratic network
شبکه همان که همه ایستگاهای آن حق تقدم یکسان دارند
asynchronous
ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
isodynamic line
خطی در روی نقشه که بوسیله ان جاهایی که زورمغناطیسی درانها یکسان است
homograph
کلمهای که املای ان باکلمه دیگر یکسان ولی معنی ان مختلف باشد
homonym
کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
duplication check
بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
isoclinal line
خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
identities
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
identity
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
universal time
زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد
rhumb line
خط فرضی روی کره زمین که همه نصف النهارها را تحت زاویه یکسان قطع میکند
isochronous network
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
out of step
دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
baud
وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
baud rate
وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
multiplex
سیستم تنظیم تقسیم که تمام کانال ها حاوی داده با استفاده از پروتکل یکسان و نرخ ارسال هستند
clocks
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
pascal
فشار وارد بریک نقطه صرف نظر از شتاب ناشی از گرانش در همه جهات یکسان میباشد
clock
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
eraser
در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
isoclinic line
خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
erasers
در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
letter quality printing
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
pinned
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pin
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinning
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
dual
دو سیستم کامپیوتری که به طور موازی روی داده یکسان کار می کنند با دستورات مشابه برای اطمینان از صمت بالا
departmental LAN
شبکه محلی کوچک برای اتصال گروه افرادی که در سازمان یا اداره یکسان کار می کنند و اجازه میدهد به کاربران تا از فایلها
isocratic
دارای اختیارات برابر که دران اختیارات سیاسی همه کس یکسان است
combinatorics
محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
noncompatibility
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
collective pitch control
کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
lasers
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
laser
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
function
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functioned
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functions
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
inoperculate
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
graphics
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
inequivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی ها یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
equivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
isopiestic
دارای فشار یکسان خط هم فشار
MIDI sequencer
داده MIDI از درون دستگاه یکسان کننده میدهد. 2-وسیله سخت افزاری که داده MIDI ذخیره شده را ضب و اجرا میکند
gresham's law
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
lappets
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
obtrusively
بدون حق
wanting
بدون
to a certainty
بدون شک
acheilos
بدون لب
acheilous
بدون لب
undoubtedly
بدون شک
not nearctic
بدون
indubitable
بدون شک
unstressed
بدون مد
and no mistake
بدون شک
ex
بدون
ex-
بدون
undoubted
بدون شک
sans
بدون
but
بدون
without
بدون
i'll warrant
بدون شک
doubtlessly
بدون شک
bottomless
بدون ته
goalless
بدون گل
iso product curve
منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
run on
بدون وقفه
termless
بدون شرط
incommunicable
بدون رابطه
sans ceremonie
بدون تشریفات
sans recours
بدون رجوع
asymptomatic
بدون علامت
without recourse
بدون حق مراجعه
without recourse
بدون رجوع
free of tax
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
indistinctively
بدون فرق
awless
بدون بیم
avirulent
بدون شدت
exempt from taxes
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
glabrous
بدون کرک
warless
بدون جنگ
guilelessly
بدون تزویر
voteless
بدون رای
shadeless
بدون سایه
inapproachable
بدون دسترسی
bachelor
بدون عیال
bachelors
بدون عیال
wayless
بدون جاده
weanting
بدون بی منهای
vibrationless
بدون لرزه
incognizant
بدون شناسایی
scoreless
بدون امتیاز
with in compass
بدون مبالغه
searchless
بدون جستجو
anechoic
بدون انعکاس
humble
بدون ارتفاع
humblest
بدون ارتفاع
inaction
بدون فعالیت
exempt from taxation
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
faceless
بدون ویژگی
quiescently
بدون جنبش
inelastic
بدون کشش
faceless
بدون صورت
cold turkey
بدون آمادگی
barer
بدون روکش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com