Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
pareve
بدون گوشت وشیر
parve
بدون گوشت وشیر
Other Matches
salis bury steak
خوراک گوشت گاو مخلوط باتخم مرغ وشیر
salami
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
soda cracker
بیسکویت دارای سودا وشیر ترش
soda biscuit
بیسکویت دارای سودا وشیر ترش
soy
سبوس یا چاشنی چینی یاژاپونی مرکب از لوبیای جوشانده وشیر وغیره
pomace
گوشت سیب گوشت میوه
fudging
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudges
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudge
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudged
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
pulpless
بی گوشت
flesh and blood
گوشت
granulation tissue
گوشت نو
preserved meat
گوشت
proud flesh
گوشت نو
flesh
گوشت
basting
گوشت
meats
گوشت
meat
گوشت
flesh-and-blood
گوشت
viand
گوشت
brawn
گوشت
beef
گوشت گاو
grills
گوشت کباب کن
grilling
گوشت کباب کن
murrain
گوشت مرده
grill
گوشت کباب کن
goose
گوشت غاز
flab
گوشت شل و آویزان
flab
گوشت اضافی
luncheon meat
گوشت ساندویچی
meatman
گوشت فروش
masher
گوشت کوب
flesher
گوشت فروش
flesh hook
قلاب گوشت کش
pulpous
گوشت دار
mangler
گوشت خرد کن
pot roast
گوشت اب پزشده
pot roasts
گوشت اب پزشده
red meat
گوشت گاووگوسفند
diastasc
اب خوش گوشت
mutton
گوشت گوسفند
leg
گوشت ران
ham
گوشت ران
flash hook
قلاب گوشت
gravy
شیره گوشت
white meat
گوشت سفید
shoulder
گوشت سردست
chopping board
تختهسبزیو گوشت
chop
گوشت دنده
chop
گوشت کتلت
pork
گوشت خوک
green meat
گوشت کهنه
sirloins
گوشت راسته
beefed up
گوشت گاو
lappet
گوشت اویخته
killcalf
گوشت فروش
haslet
گوشت کبابی
leal meat
گوشت لخم
gambrel
قلاب گوشت
fleshmonger
گوشت فروش
pemmican
گوشت خشکانده
pemican
گوشت خشکانده
french chop
گوشت دنده
spareribs
گوشت دنده
fruit pulp
گوشت میوه
lenten
بی گوشت لاغر
fuzz ball
گوشت زیادی
incarnant
گوشت نو اور
shins
گوشت قلم پا
carnosity
گوشت زیاد
shin
گوشت قلم پا
veal
گوشت گوساله
minces
گوشت قیمه
mince
گوشت قیمه
dripping
چکیده گوشت
beef tea
جوهریاشیره گوشت
rib
گوشت دنده
blowfly
مگس گوشت
meat fly
مگس گوشت
brisket
گوشت سینه
lamb
گوشت بره
lambs
گوشت بره
the pulp of an apple
گوشت سیب
stringer
چنگک گوشت
stringers
چنگک گوشت
surloin
گوشت مازه
pancreas
خوش گوشت
pancreases
خوش گوشت
carrion
گوشت گندیده
meaty
گوشت دار
meatiest
گوشت دار
meatier
گوشت دار
butchery business
گوشت فروشی
top round
گوشت کبابی
consomme
اب گوشت تنگاب
venison
گوشت گوزن
collop
برش گوشت
caruncle
گوشت پاره
sarcophagous
گوشت خوار
sirloin
گوشت راسته
horseflesh
گوشت اسب
carnification
گوشت سازی
outgrowth
گوشت زیادی
emaciated
گوشت رفته
carneous
گوشت مانند
beefy
گوشت الو
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
ecchymosis
کبودشدگی گوشت از کوفتگی
steak
باریکه گوشت کبابی
masticator
چرخ گوشت خردکنی
fry
گوشت سرخ کرده
meat tea
چایی یا عصرانه با گوشت
haunch
گوشت ران وگرده
pork butcher
گوشت خوک فروش
cicatrize
گوشت نو بالا اوردن
frying
گوشت سرخ کرده
Her flesh is flabby.
گوشت بدنش شل است
Frozen meat ( food ) .
گوشت ( غذای ) یخ زده
Firm muscles ( flesh ) .
عضلات (گوشت ) محکم
pap
تفاله گوشت یاسیب
westphalian ham
گوشت دودزده خوک
Scotch egg
تخم مرغ آب پز و گوشت
putrid flesh
گوشت گندیده یا بو گرفته
omophagous
گوشت خام خور
schnitzel
کتلت گوشت گوساله
short ribs
گوشت با استخوان دنده
omophagic
گوشت خام خور
omophagia
گوشت خام خوری
dainty
گوشت یا خوراک لذیذ
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
sirloins
گوشت کمرگوسفند یا خوک
gobbet
تکه گوشت خام
gobbets
تکه گوشت خام
abscission
قطع پوست و گوشت
steaks
باریکه گوشت کبابی
luncheon meat
گوشت پخته و آماده
luncheon meat
گوشت پیش آماد
growths
گوشت زیادی تومور
growth
گوشت زیادی تومور
tenderloin
گوشت پشت مازو
to carven meat
گوشت رادرسرسفره خردکردن
mincemeat
گوشت قیمه شده
fry
سرخ کردن
[گوشت]
ball of toe
گوشت زیر پنجه پا
sirloin
گوشت کمرگوسفند یا خوک
fries
گوشت سرخ کرده
cold cuts
گوشت پخته سرد
granulet
گوشت نوبالا اورده
beef steak
گوشت ران گاو
roast beef
گوشت گاوکباب شده
grating
گوشت ریز ساینده
foreshank
گوشت ساق گاو
gratings
گوشت ریز ساینده
collop
تکه کوچک گوشت
broiled meat
گوشت سرخ کرده
carunculate
دارای گوشت پاره
bullying
گردن کلفت گوشت
lob
گوشت یا پوست اویخته
at the but cher's
در دکان گوشت فروشی
pies
کلوچه گوشت پیچ
pie
کلوچه گوشت پیچ
bully
گردن کلفت گوشت
beefsteak
گوشت ران گاو
bullies
گردن کلفت گوشت
mince pie
کلوچه گوشت دار
bullied
گردن کلفت گوشت
mince pies
کلوچه گوشت دار
lobbing
گوشت یا پوست اویخته
fricassees
راگوی گوشت پرنده
fricassee
راگوی گوشت پرنده
lobs
گوشت یا پوست اویخته
lobbed
گوشت یا پوست اویخته
haunches
گوشت ران وگرده
putrescine
ماده سمی در گوشت فاسد
to chop meat
گوشت خردکردن یاقیمه کدرن
piece deresistance
مثلا تیکه بزرگی از گوشت
polypus
گوشت زیادی ساقه دار
trichina
کرم گوشت خوک تریشین
stroganoff
گوشت پخته نازک با خردل
to souse a meat or fish
درترشی گذاشتن گوشت یاماهی
nematode
کرمک و کرم گوشت و مانندانها
venison
گوشت اهو شکارگوزن واهو
sowbelly
گوشت خوک نمک زده
anthropophagous
تغذیه کننده از گوشت انسان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com