Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (36 milliseconds)
English
Persian
discount
برات را نزول کردن
discounted
برات را نزول کردن
discounting
برات را نزول کردن
discounts
برات را نزول کردن
Other Matches
retour sans protet
اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
clearing a bill
محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
decreased
نزول کردن
decreases
نزول کردن
descends
نزول کردن
descend
نزول کردن
decrease
نزول کردن
comedown
نزول کردن
nosediving
نزول شدید کردن
nosedive
نزول شدید کردن
nosedived
نزول شدید کردن
nosedives
نزول شدید کردن
sink
نزول کردن غرق شدن
sinks
نزول کردن غرق شدن
drawers
محال علیه برات برات کش
drawer
محال علیه برات برات کش
make a draft for
برات کردن
discount with
تنزیل کردن برات
overdraw
بیش از اعتبار حواله کردن برات خالی از وجه دادن
devolution
نزول
onfall
نزول
descents
نزول
downturn
نزول
downturns
نزول
descension
نزول
degression
نزول
discounts
نزول
discounting
نزول
falloff
نزول
discounted
نزول
katabasis
نزول
apyrexy
نزول تب
descent
نزول
discount
نزول
causes of revelation
اسباب نزول
fall
هبوط نزول
cause of revelation
شان نزول
discount rate
نرخ نزول
money lender
نزول خوار
desceht
نزول سرازیری
descendible
قابل نزول
attacks
اصابت یا نزول ناخوشی
attacked
اصابت یا نزول ناخوشی
attack
اصابت یا نزول ناخوشی
nosedive
نزول شدید یا ناگهانی
freezing point depression
نزول نقطه انجماد
gut serena
نزول اب سیاه تام
nosediving
نزول شدید یا ناگهانی
nosedived
نزول شدید یا ناگهانی
nosedives
نزول شدید یا ناگهانی
discount rate
نرخ ثابت نزول بانکی
avalanche
نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
avalanches
نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
undulation
صعودو نزول ترقی و تنزل
whitmonday
روز بعد از عید نزول روح القدس بر رسولان عیسی
autumn
برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
autumns
برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
bill of exgchange
برات
bill of exchange
برات
cheques
برات
drafts
برات
bills
برات
bill exchange
برات
honors
برات
bill
برات
bill of e.
برات
cheque
برات
honored
برات
drawers
برات کش
honoured
برات
drafted
برات
draft
برات
honour
برات
honours
برات
honoring
برات
honouring
برات
drawer
برات کش
accommodation bill
برات دوستانه
usance bill
برات به وعده
drawer of a bill of exchange
برات دهنده
foreign bill
برات خارجی
drawn on
برات کشیدن
holders
دارنده برات
due bill
برات پرداختنی
re draft
برات رجوعی
foreign bill
برات ارزی
bill broker
دلال برات
indorsee
برات گیر
bank draft
برات بانکی
currency of a bill
مدت برات
drafts
برات کشی
short bill
برات کم مدت
drafted
برات کشی
on sight bill of exchange
برات عندالمطالبه
re exchange
برات رجوعی
bank bill
برات بانک
accommodation acceptance
برات دوستانه
bill of exchange
برات مبادلهای
kite
برات دوستانه
trade acceptance
برات قبولی
kite
برات صوری
drafted
برات سفته
re draft
برات رجوعی
drafts
حواله برات
holder
دارنده برات
premiums
صرف برات
honor
پذیرفتن برات
drafted
حواله برات
dishoner
نکول برات
premium
صرف برات
clean bill
برات ساده
enfacement
رونویسی برات
agiotage
دلالی برات
drawer
کشنده برات یا چک
dishonour
نکول برات
draft
برات کشی
bill pay able at sight
برات رویت
drawer
برات گیر
drawer
برات دهنده
exequatur
برات قونسول
bill pay able at sight
برات دیداری
sight draft
برات دیداری
draft
حواله برات
dishonours
نکول برات
dishonouring
نکول برات
draft at sight
برات دیداری
draft at sight
برات به رویت
dishonoured
نکول برات
retired draft
لاشه برات
drawers
برات گیر
drawers
کشنده برات یا چک
draws
برات کشیدن
draw
برات کشیدن
cambist
دلال برات
papers
سفته برات
dishonors
نکول برات
bankbill
برات بانک
drafts
برات سفته
paper
سفته برات
kites
برات صوری
sight bill
برات دیداری
bill exchange
برات بازرگانی
drawee
برات گیر
draft
برات سفته
dishonored
نکول برات
kites
برات دوستانه
papering
سفته برات
sight draft
برات به رویت
papered
سفته برات
drawers
برات دهنده
dishonoring
نکول برات
bill of exchange
برات ارزی
bill time draft
برات وسفته موجل
usance
برات وعده دار
first of exchange
نسخه اصلی برات
days sight draft
برات دیداری 06 روزه
blank endorsement
برات سفید مهر
time draft
برات مدت دار
on sight bill of exchange
برات برویت یا دیداری
draft at tenor
برات مدت دار
sight draft
برات یا حواله دیداری
drawers
برات دهنده محیل
drawer
برات دهنده محیل
overdue draft
برات سررسید گذشته
bill payable
برات قابل پرداخت
when will that bill fall due ?
سررسید پرداخت ان برات کی است
I felt it it in my bones. I had a hunch.
بدلم برات شده بود
enface
در روی برات نوشتن یامهرزدن
date on which a bill falls due
موعد پرداخت برات یا سفته
bill of exchange
حواله یا برات کتبی غیرمشروط
draw on
عهده کسی برات کشیدن
when does the bill fall due ?
سررسید برات چه موقعی است
short bills
سفته یا برات کوتاه مدت
payment against a draft
پیش پرداخت در مقابل برات
bills payable
برات های پرداخت کردنی
the bill is undue
وعده برات نرسیده است
the bill of has come to mature
وعده پرداخت برات رسیده است
return account
صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
billhead
کاغذی که شبیه برات چاپی است
foreign bill
برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
the bill has come to maturity
وعده پرداخت برات رسیده است
the bill is overdraw
سر رسید برات منقضی شده است
road test
ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
discount house
موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
Now I am going to tell you something.
حالا میخوام برات یه چیزی تعریف کنم.
the bill has come to maturity
موعد پرداخت برات منقضی شده است
bill time draft
برات و سفته قابل پرداخت درتاریخ معین در اینده
date of grace
مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
endorsee
کسی که برات یا هر سنددیگری از قبیل چک و سفته در وجه او فهر نویسی و به او تسلیم میشود
qualified indorsement
فهرنویسی برات یا سفته با ذکرمطلبی که مسئوولیت فهرنویس را نسبت به ان چه قانون مقرر داشته است محدودتر یا وسیعتر کند
sight bill
حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
presentment
ارائه برات از دارنده ان به محال علیه جهت قبولی نویسی یا محیل جهت پرداخت
per procurationem
به نمایندگی قبولی برات به نمایندگی دیگری نوشتن
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com