English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (6 milliseconds)
English Persian
brother in law برادر زن
brother-in-law برادر زن
brothers-in-law برادر زن
brorher in law برادر زن
brother in low برادر زن
Search result with all words
relatives برادر
sibling برادر یاخواهر
siblings برادر یاخواهر
brother برادر
brothers برادر
fratricide برادر کش
fratricide برادر کشی
niece دختر برادر یا خواهر
nieces دختر برادر یا خواهر
nephew پسر برادر
nephews پسر برادر
sister-in-law خواهرشوهر زن برادر
sisters-in-law خواهرشوهر زن برادر
fraternal برادر وار ائتلافی
nepotism انتصاب برادر زاده یا خواهر زاده واقوام نزدیک به مشاغل مهم اداری
billies برادر مخفف نام william
billy برادر مخفف نام william
half-brother برادر ناتنی
half-brother برادر امی یا ابی
half-brothers برادر ناتنی
half-brothers برادر امی یا ابی
blood brother برادر هم خون
blood brother برادر خوانده
blood brothers برادر هم خون
blood brothers برادر خوانده
aaron برادر موسی
bigbrother برادر بزرگتر
brorher in law برادر شوهر شوهر خواهر
brother in low برادر شوهر شوهر خواهر باجناغ
brother of full blood برادر تنی
brother of half blood برادر ناتنی
brotherless بی برادر
foster brother برادر رضاعی
fra برادر
full blood برادر ابوینی
full blood برادر تنی
grand nephew نوه برادر یا خواهر
grand niece نوه برادر یا خواهر
grandnephew نوه برادر یا خواهر
grandniece نوه برادر یا خواهر
half blood brother برادر امی یا ابوی
half brother برادر ناتنی
imeant his brother مقصودم برادر اوست
nepew پسر برادر
nepew پسر خواهر برادر زاده یا خواهر زاده
sib برادر یا خواهر
sister in law خواهر شوهر زن برادر
uterine brother برادر امی
Big Brother برادر بزرگتر
Br برادر
My younger brother and sister . برادر وخواهر کوچک من
bru برادر
bro برادر
You are sure a dead ringer for muy brother. تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com