Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
continous chip
برادههای قیچی کاری
Other Matches
turnings
برادههای تراشکاری
braced
قیچی
pruning shears
قیچی
mammock
دم قیچی
shear
قیچی
scissors
قیچی
snips
قیچی
snippel
دم قیچی
brace
قیچی
tweeger
قیچی
overarm braces
قیچی
tweezer
قیچی
share
قیچی کردن
snipping
قیچی کردن
lever shears
قیچی اهرمی
lever shear
قیچی اهرمی
alligator shears
قیچی اهرمی
shared
قیچی کردن
shares
قیچی کردن
circular shear
قیچی کمانهای
split tackle
تکل قیچی
combination slitting, shears
قیچی ورق
shear steel
فولاد قیچی
secateur
قیچی باغبانی
bolt clipper
قیچی پیچ
forficate
قیچی مانند
blooming shears
قیچی شمشه
scissors vault
پرش قیچی
snip
قیچی کردن
snipped
قیچی کردن
scissors kick
ضربه قیچی
stock shears
قیچی پادار
sheared
قیچی شده
scissel
دم قیچی فلزات
shear
قیچی کردن
heavy shears
قیچی اهنبر
wire cutter
قیچی سیمبر
clipper
قیچی باغبانی
hitch kick
شوت قیچی
hot shear blade
قیچی گرم
pruning shears
قیچی باغبانی
mammock
از دم قیچی ردکردن
tin snips
قیچی دستی
wire cutter
قیچی میخچین
plate shears
قیچی ورق بر
scissors
پرش قیچی
shear
قیچی اهن بر
rotary shear
قیچی گردان
levered shears
قیچی اهرمی
wire shears
قیچی سیم بری
snips
قیچی اهن بری
scissors
قیچی روی خرک
overhead kick
ضربه قیچی به عقب
trim
یکنواخت کردن با قیچی
scissors jump
پرش قیچی در اسکیت
scissoring vibration
ارتعاش قیچی وار
scissors-glasses
عینک قیچی شکل
tin snips
قیچی اهن بر مهندسی
clinchers
قیچی کننده قاطع
shear
اسباب برش قیچی
clincher
قیچی کننده قاطع
eastern cut off
شیوه قیچی پرش ارتفاع
trudgen stroke
دست کرال و پای قیچی
guillotin plate shear
قیچی ورق اهن بری
scissor kick
پای قیچی در شنای پهلو
shear
شکاف دادن قیچی کردن
shears
قیچی پشم چینی یا باغبانی
snipper
قیچی ویژه چیدن مو یا گیاه
compound leverage floor jack
اهرم بالابر قیچی شکل
torching
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torches
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
averruncator
یکجور قیچی که با ان شاخههای بلندتر از قدرس رامیزنند
snips
قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
aviation snips
قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
pence for any thing
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
pave
[صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
eastern roll
شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
glid
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
scissored wool
پشم مقراضی
[پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
drilling pattern
نمونه مته کاری الگوی مته کاری
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
plumbery
سرب کاری کارخانه سرب کاری
mosaics
موزاییک کاری معرق معرق کاری
inaction
بی کاری
curries
کاری
malfunction
کژ کاری
plastering
گچ کاری
parget
گچ کاری
under employment
کم کاری
intent on doing anything
کاری
active
کاری
plasterwork
گچ کاری
slobbery
تف کاری
curry powders
کاری
curry powder
کاری
feckful
کاری
flower piece
گل کاری
impotency
کاری
currie
کاری
impotence
کاری
effective
کاری
hypofunction
کم کاری
curry
کاری
electroplating
اب کاری
malfunctions
کژ کاری
malfunctioned
کژ کاری
latticing
شبکه کاری
habitual way of doing anything
کردن کاری
measure of prevention
احتیاط کاری
molding operation
قالب کاری
lattice work
شبکه کاری
hunkerism
محافظه کاری
meshwork
شبکه کاری
molding operation
فرم کاری
knurled tool
ابزار اج کاری
insagacity
ندانم کاری
misprision
خلاف کاری
ingraving
کنده کاری
masonery
سنگ کاری
lead work
سرب کاری
malefaction
تبه کاری
maleficence
تبه کاری
marbling
مرمر کاری
hours of business
ساعتهای کاری
marquetery
منبت کاری
lay off
فصل کم کاری
hydrotreating
هیدروژن کاری
hole punching
منگنه کاری
hypothyroidism
کم کاری تیروئید
i will see sbout it
یک کاری می کنم
lighterage
دوبه کاری
marquetery
خاتم کاری
it is a soft snap
کاری ندارد
fal lal
ریزه کاری
elegance
ریزه کاری
extravagantly
با افراط کاری
acting
فعال کاری
squalor
کثافت کاری
mining
معدن کاری
decoration
زینت کاری
decorations
زینت کاری
misconduct
خلاف کاری
acrography
گچ کاری برجسته
active cell
خانه کاری
an active man
مرد کاری
an active remedy
درمان کاری
anaplasty
پیوند کاری
argentation
نقره کاری
blindage
صیقل کاری
boo boo
اشتباه کاری
glazing
شیشه کاری
brickwork
سفت کاری
punching
منگنه کاری
workstation
ایستگاه کاری
workstations
ایستگاه کاری
compounding
امیزه کاری
farming
اجاره کاری
joinery
نازک کاری
welding
جوش کاری
lubrication
روغن کاری
drilling
مته کاری
fretwork
منبت کاری
forging
چکش کاری
smelting
ذوب کاری
forming
فرم کاری
amalgamate
ملغمه کاری
amalgamated
ملغمه کاری
amalgamates
ملغمه کاری
amalgamating
ملغمه کاری
brick work
سفت کاری
brick work
اجر کاری
brickworks
سفت کاری
delicacy of touch
ریزه کاری
disguised underemployment
کم کاری پنهان
plumbing
سرب کاری
discreetnss
احتیاط کاری
drilling work
مته کاری
dry farm
دیم کاری
factorage
حق العمل کاری
fairing
صیقل کاری
fiendishness
تبه کاری
figuration
شیرین کاری
finishing touches
دست کاری
flagitiousness
تبه کاری
folding machine
دستگاه خم کاری
folding press
پرس خم کاری
discreetness
احتیاط کاری
galvanization
رویینه کاری
glyptics
کنده کاری
d. touch
نازک کاری
cutting off
برش کاری
bumping tool
ابزار خم کاری
business hours
ساعت کاری
calk
بتونه کاری
canniness
ملاحظه کاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com