English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
knuckle برامدگی یا گره گیاه
knuckles برامدگی یا گره گیاه
Search result with all words
beard هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beards هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
Other Matches
papillary مانند برامدگی دارای برامدگی
isomorph جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
ear خوشه [بخشی از ساقه گیاه غلاتی] [گیاه شناسی]
rhubarb گیاه ریواس [از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
halophyte گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
hemp گیاه شاهدانه [در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
bulge برامدگی
heave برامدگی
bulged برامدگی
bulging برامدگی
mound برامدگی
bulges برامدگی
heaved برامدگی
cusp برامدگی
bumpy پر از برامدگی
bumpiest پر از برامدگی
bumpier پر از برامدگی
burr برامدگی
mounds برامدگی
overhang برامدگی
ridge برامدگی
knop برامدگی
knosp برامدگی
nub برامدگی
knur برامدگی
knurl برامدگی
nibs برامدگی
gibbous برامدگی
ganglion برامدگی
extuberance برامدگی
granulation برامدگی
neuroma برامدگی پی
nub or nubble برامدگی
entasis برامدگی
nurl برامدگی
overhangs برامدگی
ridges برامدگی
burred برامدگی
knobs برامدگی
knob برامدگی
antinode برامدگی
nib برامدگی
bluging برامدگی
ledge برامدگی
turgescence برامدگی
ledges برامدگی
knurr برامدگی
whaleback برامدگی
convexity برامدگی
burring برامدگی
burrs برامدگی
tuberosity برامدگی
bump برامدگی
dome برامدگی
domes برامدگی
tumour تومور برامدگی
promontories پرتگاه برامدگی
hyperostosis برامدگی استخوان
annular projection برامدگی حلقوی
bowing of bed برامدگی کف نهر
nodules برامدگی کوچک
nodules برامدگی عقده
nodule برامدگی کوچک
nodule برامدگی عقده
eminence برامدگی بزرگی
boll برامدگی مانند
splint برامدگی کوچک
tumors تومور برامدگی
tumours تومور برامدگی
promontory پرتگاه برامدگی
bulginess برامدگی شکم
protuberances برامدگی قلنبگی
lump غلنبه برامدگی
lumped غلنبه برامدگی
lumps غلنبه برامدگی
verruca گندمه برامدگی
verrucas گندمه برامدگی
cuspidal دارای برامدگی
caput نوک برامدگی
protuberance برامدگی قلنبگی
boss برامدگی تزیینی
bunchout برامدگی یافتن
bulging test ازمایش برامدگی
exostosis برامدگی استخوان
bumpiness دارای برامدگی
sills برامدگی دریایی
sill برامدگی دریایی
eminency برامدگی بزرگی
bossing برامدگی تزیینی
bosses برامدگی تزیینی
circular projection برامدگی گرد
bridges برامدگی بینی
tumescence برامدگی [تورم]
knobby دارای برامدگی
papilla برامدگی کوچک
phantom tumour برامدگی موقتی
bridge برامدگی بینی
swelling برامدگی [تورم]
hump برامدگی گرد
humping برامدگی گرد
humps برامدگی گرد
papillose دارای برامدگی
villus برامدگی مویی
tumidity برامدگی [تورم]
node دشواری برامدگی
nodes دشواری برامدگی
turgor برامدگی [تورم]
tumor تومور برامدگی
tubercle برامدگی گرد
bridged برامدگی بینی
thenar برامدگی کف دست
protuberancy برامدگی قلنبگی
phyma برامدگی پوست
bossed برامدگی تزیینی
protuberance برامدگی [تورم]
knar برامدگی درچوب
protrude برامدگی داشتن
knarred دارای برامدگی
protruded برامدگی داشتن
protrudes برامدگی داشتن
protruding برامدگی داشتن
knuckle bone برامدگی بندانگشت
midrib خط یا برامدگی حد فاصل
mezzo rillievo نیم برامدگی
bulge برامدگی [تورم]
jag برامدگی تیز
lump برامدگی [تورم]
projections پیش افکنی برامدگی
stigma لکه ننگ برامدگی
stigmas لکه ننگ برامدگی
inion برامدگی پشت کله
cockle گره و برامدگی پارچه
pigeon breast برامدگی جناغ سینه
hummock برامدگی زمین در مرداب
knag گره چوب برامدگی
projection پیش افکنی برامدگی
tubercle برامدگی دندان اسیاب
papilla برامدگی نوک دار
nubble برامدگی یاگره کوچک
tubercular برامدگی دار سلی
cockles گره و برامدگی پارچه
outgrwth برامدگی گوشت زیادی
hillocks برامدگی در سطح صاف
papula برامدگی خارش دار
hillock برامدگی در سطح صاف
fingers باندازه یک انگشت میله برامدگی
excrescency اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
mount سوار شدن قله برامدگی
mounts سوار شدن قله برامدگی
cams برامدگی قطعه گوشه دار
umbo قبه سپر قوز برامدگی
cam برامدگی قطعه گوشه دار
glabella برامدگی پیشانی میان دو ابرو
chicken breast برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
tuberous دارای برامدگی گره دار
tuberculous دارای برامدگی یا دکمه مسلول
gyrus برامدگی چین خورده مغز
caulk برامدگی زیر نعل اسب
finger باندازه یک انگشت میله برامدگی
antihelix برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
fourchette برامدگی سه گوش درکف پای اسب
fusee امرود برامدگی ساق پای اسب
bleb برامدگی روی پوست انسان یاگیاه
monticule تپه کوچک اتش فشانی برامدگی
trochanter برامدگی در بالای تنه استخوان ران
nook قطعه زمین پیش امده برامدگی
bulbs هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
tubers سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
tuber سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
bulb هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
cumulus mammatus ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
olivary body بر امدگی جلو پیاز مخ برامدگی قدامی بصل النخاع
interspinalis ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
keloid برامدگی ایکه درمحل التیام زخم پدید می اید
burrs برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burr برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burring برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burred برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
kissing button برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
rose gall برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
offsets برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
vegetable گیاه
herbs گیاه
plant گیاه
herbage گیاه
herb گیاه
greenstuff گیاه
lungwort شش گیاه
plants گیاه
phytogenic گیاه زاد
sheaf دسته گل یا گیاه
saxifrage گیاه سنگروی
sensitive plant گیاه حساس
seed plant بذر گیاه
herblike گیاه مانند
herbivora گیاه خواران
herbist گیاه فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com